شهید رجب بیگی: از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم .

شهید فضل الله خودسیانی: الهی اگر طاعت بسی ندارم در دوجهان جز توکسی ندارم.خدایا فضل ترا گران نیست و شکر تورا زبان نیست.خدایا مگو چه آورده ام که درد و دوا نشوم و مپرس چه کرده ام که رسوا نشوم

شهید جعفر جعفری: چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن.

شهید محمد مهاجری: خدایا : سرودمان را شنیدی ، انالله و اناالیه راجعون . خدایا : آوایمان را شنیدی، لاالله الاالله. پروردگارا، کتابمان قرآن، پیمانمان ایمان، جرممان قیام، راهمان اسلام، پیشوایمان امام، سلاحمان وحدت.

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابی در چهره اش نمایان می باشد، می بینی در حال عبادت است و از خدا می خواهد ک به درگاه د و .

شهید سید منصور بیاتیان: اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند خودش را غسل دهند.

شهید حسن خاکسار: آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند .

شهید ناصر دشتی پور: اضطراب و نگرانی از آینده و تاثر و افسوس بر گذشته از جمله موانعی هستند که اگر در روح کسی نفوذ نماید عزم و تصمیمش را در هم می شکند و او را خود باخته و مرعوب می سازد..

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابیا به درگاه خودش قبول کندود لبیک گفته و توسط از خدا بی خبران عراقی به شهادت می رسد .

شهید مهدی شریعتی: شما ای ملت قهرمان و ای ملت امام تذکر که هر مکتبی و هر امتحانی و آزمایشی نهایتاً کارنامه ای دارد و معیارهایی که صادق از کاذب بشناسد و مکتب ما مسلمین نیز چنین است. مکتبمان اسلام عزیز و دروسشت. اما امتحان بسی مشکل است و جهاد با نفس و قتال با کفر و نفاق است.

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

اوقات شرعی
سرگذشت پژوهي شهيدان در دائرةالمعارف دفاع مقدس؛ چالش ها و راهكارها
صفحه اصلی > تاريخ دفاع مقدس > مقالات و تحلیل ها > سرگذشت پژوهي شهيدان در دائرةالمعارف دفاع مقدس؛ چالش ها و راهكارها 

 

 


چكيده
تدوين دائرةالمعارف دفاع مقدس در بخش شهدا و اشخاص به نوبه خود چالش هايي را پيش رو دارد. دو سؤال اساسي در اين زمينه عبارتند از:
1- از چه كساني و براي چه كساني بنويسيم؟
2- چگونه و با استناد به چه منابعي بنويسيم؟
مقاله حاضر قصد دارد به اجمال سؤال هاي بالا را به به بحث و بررسي بگذارد. از آنجايي كه اين مقاله جنبه كاربردي دارد لذا از محققين و صاحب نظران محترم انتظار كمك و ياري مي رود.

 

 


- مقدمه 
نوشتن زندگينامه شهدا در يك دانشنامه يا دائرةالمعارف با سؤالات فراواني روبروست. اولين سؤال چگونگي گزينش مدخل است. يعني از چه كسي بنويسيم؟ بديهي است با توجه به محدوديت كمّي دائرةالمعارف، امكان نگارش زندگينامه تمام شهدا وجود ندارد و گزينش امري اجتناب ناپذير است. اما تعيين معيارهاي اين گزينش نيازمند بحث و بررسي است. 
سؤال ديگر شيوه نگارش است. آيا شيوه هاي رايج در سرگذشت پژوهي شهداي جنگ تحميلي مناسب حال دائرةالمعارف مي باشد يا بايد به كشف روش پرداخت و با رويكرد جديدي به تهيه زندگينامه ها پرداخت؟ موضوعات مربوط به انسان شناسي ديني، انسان شناسي اقتصادي و انسان شناسي جغرافيائي ] 2و1[ چه تأثير و چه سهمي در چنين نوشته اي خواهند داشت؟ سؤال مهم ديگر مخاطب شناسي است، يعني براي چه كسي بنويسيم؟ مخاطبين ما در اين نسل و نسل هاي آتي چه انتظاري از نوشته امروز ما دارند؟ چه خطر يا خطراتي مقاله امروز ما را در دائرةالمعارف براي نسل هاي بعدي تهديد مي كند؟ اينها برخي از سؤال هاي پيش رو در امر تهيه و تدوين مقالات دائرةالمعارف در بخش شهدا و اشخاص مي باشند كه در ادامه مقاله به بحث و بررسي آنها مي پردازيم. 
2- شيوه هاي مدخل گزيني 
همان طور كه در مقدمه بيان شد از مشكلات مهم يك دائرةالمعارف انتخاب مدخل است. از آنجائي كه عملاً امكان درج زندگينامه بالغ بر دويست هزار شهيد جنگ تحميلي در دائرةالمعارف وجود ندارد ناچار به گزينش مي باشيم. اما شاخصه هاي گزينش چه مي باشند؟ پيشنهادات زير مي تواند در اين خصوص راهگشا باشد. گرچه به دليل برخي ملاحظات از ذكر مصاديق پرهيز شده است لكن خواننده گرامي مي تواند مصاديق را در مرجع ]3[ ملاحظه نمايد. 
1-2- فرماندهان عالي رتبه جنگ 
بي ترديد فرماندهان به لحاظ نقش ممتاز و بي نظيري كه در جنگ دارند، كانون توجه مخاطبين پس از جنگ مي باشند. افكار عمومي، جنگ ها را به نام فرماندهان بزرگ مي شناسد و برعكس نام فرماندهان براي مردم تداعي كننده جنگ هاي بزرگ است. از اين نظر مخاطبين عام و نيز محققين حوزه دفاع مقدس انتظار دارند از جمله مداخل احصاء و پرداخته شده در دائرةالمعارف جنگ ايران و عراق فرماندهان اين جنگ باشند. 
2-2- شهداي شاخص 
علاوه بر افرادي كه رسماً فرماندهي جنگ را در يگان هاي رزمي عهده دار بوده اند، مي توان از شهدايي نام برد كه نقش ارزنده اي در صحنه هاي دفاع مقدس داشته اند و لذا بايستي در دائرةالمعارف نام آنها به عنوان مدخل اصلي ذكر شود. مؤلفه هاي شاخص گري مي توانند بسيار گسترده باشند و مواردي كه در زير اشاره شده است از مهم ترين آنهاست: 
الف) شهداي سال اول جنگ 
بسياري از شهداي ماه هاي اوليه جنگ شهروندان عادي و معمولي بودند كه با شروع جنگ تحميلي به جبهه ها شتافته و بر اساس قابليت هاي فردي و شرايط حاكم بر جبهه ها، به تدريج هدايتگر صحنه هاي مختلف نبرد شدند. شهادت اين افراد در ايامي اتفاق افتاد كه هنوز واحدهاي ضبط و ثبت تاريخ دفاع مقدس فعال نشده بودند و لذا نام اين شهدا در اوراق تاريخ جنگ ثبت نشده است. بسياري از اين افراد اگر باقي مي ماندند و در صحنه هاي بعدي جنگ حضور مي يافتند چه بسا از فرماندهان شناخته شده فعلي نيز ممتازتر بودند و امروزه نام بسياري از خيابان ها، بزرگ راه ها، مدارس و دانشگاه هاي ما به نام ايشان مزين مي شد. اما چون تقدير ايشان سبقت در شهادت بود امروز نامي از آنها نيست. لذا بر محققين است كه با تحقيق و تفحص در حوادث اوليه جنگ به احصاء نام و نقش ايشان بپردازند. 
ب) اولين ها در سطح ملي 
از جمله افرادي كه در تاريخ مورد توجه مي باشند آغازكنندگان يك حركت اعم از اجتماعي، فرهنگي، علمي ورزشي و غيره مي باشند. افكار عمومي نسبت به صف شكنان و متقدمين در امور حساسيت ويژه اي دارد و مثلاً مي خواهد بداند اولين فردي كه به فضا رفت كيست؟ اولين كسي كه در جنگ جهاني دوم كشته شد كيست؟ و امثال اينها. لذا با عنايت به مثل « اَلفَضلُ لِلمُتِقَدم» دائرةالمعارف دفاع مقدس در بخش شهدا و اشخاص به گزينش مداخل شهدايي مي پردازد كه در سطح ملي اولين باشند مانند اولين خلبان شهيد، اولين پزشك شهيد، اولين خبرنگار شهيد و غيره. 
پ) حماسه آفرينان 
بي اغراق جنگ تحميلي عرصه ارائه حماسه هاي بزرگ بوده است. خلق صحنه هاي بي بديل و بي نظيري كه ثبت آنها در تاريخ موجب فخر ايران و ايراني است. ثبت نام شهدايي كه خالق اين صحنه ها بوده اند در دائرةالمعارف ضروري است. لذا از جمله مداخل گروه شهدا حماسه آفرينان است. 
ت) تأثير حادثه بر شخص 
بعضي مواقع خلق حادثه اي مستقل از شخص يا اشخاص اهميت ويژه اي پيدا مي كند و لذا افرادي كه مرتبط با آن حادثه هستند به جهت اهميت آن حادثه بايد ذكر نام شوند و به عنوان مدخل انتخاب گردند. مثلاً اگر در يك عمليات و براي ايجاد يك خاكريز در كمتر از نيم ساعت نه نفريكي پس از ديگري پشت بلدوزر قرار گرفته و شهيد شده باشند، اين حادثه مهم است و آن نه نفر به واسطه اين حادثه و اين حماسه اهميت پيدا مي كنند و به عنوان مدخل دائرةالمعارف انتخاب مي شوند. 
ث) صاحبان تدبير و خلاقيت 
گاه يك تدبير مسير تاريخ را عوض مي كند و گاه يك تصميم نتيجه يك جنگ را تغيير مي دهد. شهيدي كه با تدبير منحصر به فردش چاه هاي به آتش كشيده شده نفت را خاموش كرد و خود در اين راه به شهادت رسيد و يا شهيدي كه با ايجاد يك كانال و با كمترين تلفات به بزرگ ترين پيروزي ها دست يافت، بايد در دائرةالمعارف معرفي شود تا ديگران با حسن تدبير و خلاقيت او آشنا شده و اين مهم در تاريخ ثبت شود. 
ج) نخبگان علمي، فرهنگي، ورزشي 
حركت افرادي كه با موفقيت اجتماعي ممتاز آگاهانه جبهه هاي جنگ را انتخاب كرده و به سوي آن شتافته اند و سپس در همين راه به شهادت رسيده اند از منظر فردي و اجتماعي قابل توجه و تقدير است. اين كه به چه دليل فردي تحصيلات ممتاز خود در دانشگاه هاي خارج (و يا داخل) كشور را رها كرده و از كرسي استادي به سربازي جبهه ها مي شتابد و يا با چه انگيزه اي هنرمندي حساس با روحياتي لطيف به رزمنده اي سلاح بر دست تبديل مي شود از نقطه نظر فردي قابل تأمل و بررسي است. در عين حال شخصيت الگوپذير و كارزماتيك اين افراد ابعاد پيچيده اجتماعي را به دنبال دارد كه از نقطه نظر روانشناسي اجتماعي قابل بحث و بررسي است. از اين نظر تدوين زندگينامه اين گونه شهيدان در دائرةالمعارف ضروي است. 
چ) شهيدان با موقعيت هاي مديريتي ممتاز 
اگر در سطح كشور مديراني با موقعيت هاي ويژه بوده اند كه با وجود دلايل عقلي و نقلي فراوان مبني بر عدم حضور در صحنه هاي جنگ و پرداختن به كارهاي مديريتي و البته شيك در پشت جبهه، حضور در جبهه ها را ترجيح داده و در همين راه به شهادت رسيده اند اين خود به تنهايي دليلي است براي پرداختن به زندگينامه ايشان در دائرةالمعارف و اطلاع رساني افكار و اهداف آنها در قالب مقاله دائرةالمعارفي ضرورت پيدا مي كند. 
ح) افكار عمومي در سطح استان 
يكي از شاخصه هاي مهم در مدخل گزيني شهدا مي تواند توجه افكار عمومي در سطح استان ها باشد. به چه دليل استقبال عمومي از يك شهيد در يك شهر يا روستا بالاست؟ مردم، مدارس، ميادين، خيابانها و مراكز عمومي شهر خود را به چه دليل به نام اين شهيدان كرده اند. چه بسا اين توجه نشان دهنده نقش مهم و تأثيرگذار شهيد در مباحث احتماعي، فرهنگي و نظامي آن شهر و استان باشد لذا مي توان توجه مردم را ملاك عمل قرار داه و در دائرةالمعارف به آن پرداخت. 
خ) شهداي زن 
از آنجايي كه معمولاً جنگ را امري مردانه مي پندارند كمتر به نقش زنان و حتي كودكان در جنگ ها پرداخته مي شود. چنانچه در صحنه هايي از جنگ زنان با حضور و مقاومت خود مانع از نفوذ دشمن شده باشند و يا سقوط شهر و روستايي را به تأخير انداخته باشند و يا حتي خود به تنهايي و در شرايطي كه ديگران نبوده اند به دفاع از ناموس و حيثيت خود در برابر دشمن پرداخته و در اين راه كشته شده باشند، جا دارد آنها را به عنوان نمونه هاي مهمي از دفاع مردمي در دائرةالمعارف مطرح كرده و در مدخل گزيني شهدا آنها را از قلم نياندازيم. 
موارد بيان شده در بالا عمده محورها و ملاك هاي مدخل گزيني در گروه شهدا و اشخاص دائرةالمعارف دفاع مقدس است. ذكر اين نكته ضروري است كه افرادي با معيارهاي تعيين شده چنانچه در صحنه هاي جنگ به شهادت نرسيده باشند اما در حين جنگ و يا پس از آن به رحمت الهي رفته باشند نيز مشمول اين مقررات گرديده و به عنوان مدخلي كه ذيل آنها مقاله مستقلي به نگارش در مي آيد انتخاب مي گردند. اما ممكن است اين سؤال تداعي شود كه مكانيزم رسيدن به مصاديق اين مقررات مدخل گزيني چيست؟ يعني با چه راهكارهايي مي توانيم به مصاديق محورهاي مطروحه در بالا برسيم؟ اسناد و منابع تأييد كننده در اين موضوع چيست؟ در بخش بعدي مقاله به اين سؤال پاسخ داده مي شود. 
3- طرح تدوين مقاله و منابع حمايت كننده 
يكي از مباحث مهم در نگارش مقالات دائرةالمعارف منابع مي باشد. با توجه به منابع ما مي توانيم ارزيابي كنيم آيا شهيد مورد نظر بر اساس مقررات دائرةالمعارف مي تواند يك مدخل محسوب شود يا خير؟ البته منابع موجود كتابخانه اي اعم از كتاب هاي كنگره سرداران شهيد استان ها و يا ساير كتب مرتبط در كنار منابع موجود در نشريات و روزنامه ها تا حدودي اين مشكل را مرتفع مي سازد لكن دو مشكل عمده در اين زمينه عبارتند از: 
الف) منابع موجود همه شهيدان را در بر نمي گيرد. 
ب) منابع موجود با هدف نگارش دائرةالمعارف گردآوري نشده اند. اغلب آنها از يك كليشه خاص و متناسب با حال و هواي زمان انتشار پيروي مي كنند. بيشتر مطالبي كه در زمان جنگ و يا اندكي پس از پايان جنگ به چاپ رسيده اند احساسي تر، شعاري تر و عاري از محتواي اجتماعي فرهنگي مربوط به زندگي شهيد مي باشند و مطالبي كه در زمان هاي بعد به چاپ رسيده اند ضمن تكرار همان كليشه ها از بيان واقعيات زندگي شهيد فاصله گرفته اند و به جز تعدادي زندگينامه خوب كه با روش هاي علمي به نگارش درآمده اند، نمي توان به موارد جدي ديگري اشاره كرد. با عنايت به مشكلات مطرح شده مركز دائرةالمعارف چاره اي جز آن ندارد كه در كوتاه مدت به اطلاعات موجود در همين منابع بسنده كرده آنها را استخراج نموده و به عنوان سند مورد استفاده قرار دهد. البته مراجعه سازماني به سپاه، ارتش، جهاد و غيره براي تأمين مدارك و منابع دست اول مربوط به اين شهيدان نيز راهگشاست. با اين وجود در يك برنامه ريزي ميان مدت مي توان ضمن همكاري با نهادهاي مسئول مانند بنياد شهيد استان ها و كنگره سرداران شهيد هر استان نسبت به تكميل منابع از طريق مصاحبه و پرسشنامه نيز اقدام كرد. 
مقاله مربوط به زندگينامه يك شهيد كه ذيل مدخل نام وي و با رعايت مقررات بيان شده به نگارش درمي آيد مقاله اي هرمي و تعيني است كه با توجه به نقش شهيد در جنگ و حجم اطلاعات جمع آوري شده مي تواند مقاله اي كوتاه، متوسط، بلند و يا ويژه باشد. اما در هر صورت بيشترين حجم مقاله بايد به نقش شهيد در جنگ مربوط باشد چرا كه قيد دفاع مقدس براي دائرةالمعارف محدوديت منطقي ايجاد مي كند. البته بديهي است ساير حوادث مربوط به زندگي شهيد كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم در شكل گيري شخصيتي او مؤثر بوده اند بايد به طور موجز و علمي و به دور از شعارزدگي و عوام زدگي مطرح شود. در همين رابطه توجه نكات زير ضروري است: 
الف) توجه به زمينه اجتماعي واقعي زندگي افراد امري ضروري است. شهدا را نبايد در خلاء ملاحظه كرد. درست است كه همه آنها عاشق دين، وطن و امام بوده اند و از يك سري ويژگي هاي مشابه مانند عبادت، اخلاص در عمل و عشق به ائمه اطهار سلام الله عليهم برخوردار بوده اند لكن توجه به جنبه هاي انسان شناسي اجتماعي و انسان شناسي جغرافيايي و امثال آن نيز مهم است. محيطي كه آنها در آن رشد و نمو پيدا كرده اند اهميت ويژه اي دارد. يكي از شمال آمده است، ديگري از شرق اين يكي از روستا آمده و آن ديگري از شهر يكي باسواد و دانشگاهي است و ديگري بي سواد و عامي. يكي زمينه هاي ديني و اعتقادي به طور ريشه اي در خانواده دارد اما ديگري اينگونه نيست. يكي شغل داشته با موقعيت اجتماعي ويژه و ديگري چنين نبوده است. توجه به اينگونه تفاوت ها در تهيه زندگينامه شهيدان هم نوشته ها را متمايز، خواندني و جذاب مي كند و هم به صورت واقعي به زندگي در متن مي پردازد. 
ب) در زندگينامه ها به ابتكارات، خلاقيت ها، حماسه ها، صحبت ها و روايت هاي شهيد حتي الامكان اشاره شود تا هم تفاوتي بين نوشته ها ايجاد شود و آنها را از حالت دستوري و يكنواختي خارج كند و هم به واقعيات زندگي شهدا پرداخته شود. حتي اشاره به فرازهايي از وصيتنامه كه با وصيتنامه هاي معمولي تفاوت دارند مي تواند نوشته را جذاب و خواندني كند و در جهت ترويج فرهنگ جبهه و شهيد و شهادت مؤثر باشد. 
پ) مورد ديگري كه بايد در زندگينامه شهدا توجه شود پرداختن به ويژگي هاي شخصي و به خصوص روانشناختي آنهاست. معمولاً در اين مورد هيچ توجهي نيست و يا اگر هست بدون استناد است. مانند آنكه مي گوييم فلان شهيد صبور بود اما موارد و مصاديق را نمي آوريم كه از آن استنباط شود شهيد فرد صبوري بوده است بنابراين خواننده ارتباط حسي با شهيد مورد نظر پيدا نمي كند و در نتيجه دريافت خاصي هم ندارد. 
ت) پرداخت صحيح، قوي و واقعي به خانواده در زندگينامه شهيدان بسيار مهم و راه گشاست. ورود به حريم خانوادگي شهيد ضمن رعايت حريم ها مي تواند در شناخت شهيد در ذهن خواننده و برقراري ارتباط ضحيح و مطمئن با او بسيار مؤثر باشد. پدران و مادران شهيدان در تربيت فرزندان خود چه كرده اند؟ آنها را با چه انگيزه اي به جبهه فرستاده اند. نقش همسران آنها چيست؟ يقيناً همسران و فرزندان آنها در عروج عرفانيشان نقش بسزايي داشته اند و بايد به اين نقش مهم با ذكر مصداق پرداخته شود. 
ث) توجه به انگيزه ها و چرايي ها در زندگينامه شهيدان امري ضروري است. البته پرداختن به چرايي ها بايد با هدف اطلاع رساني باشد و نه تجزيه و تحليل چرا كه دائرةالمعارف محل اطلاع رساني است و به پژوهش نمي پردازد. اصولاً پرداختن به انگيزه ها و چرائي ها مي تواند تأكيد بر تشابهات زندگينامه ها را مرتفع سازد و ويژگي هاي متمايز شهدا را مطرح و برجسته سازد. 
ج) نوشتن درباره حادثه اي مربوط به ساليان قبل بسيار كار مشكلي مي باشد. در واقع نويسنده و محقق با توجه به ارزش هاي زمان فعلي مي خواهد به آن دوره نگاه كند. در حالي كه بايد خود را از زمان حال جدا كند. ساختارهاي پيرامون خودش را خراب كند و برگردد به زمان گذشته و با آن مشخصات زماني و مكاني به روايت بپردازد. توجه به روش هاي تبييني و هرمونيتكي در اين قبيل نوشته ها مي تواند راهگشا باشد. بديهي است اگر هركس با ارزش هاي خودش به يك پديده نگاه كند دريافتش با دريافت ساير افراد متفاوت مي شود. اما اگر مراجعه با ارزش هاي خودشان كنيم نوشته ها واقعي تر مي شوند و صرف نظر از توانمندي هاي قلم افراد، زندگينامه را هركس بنويسد يك جور در مي آيد و فضاي مفهومي ايجاد شده تقريباً يكسان است و با يك چارچوب قابل ارائه است. 
نكات مطرح شده در بالا مي تواند به عنوان برخي نكات كليدي در تهيه زندگينامه شهدا به طور عام و درج در دائرةالمعارف به طور خاص مورد دقت و تأمل قرار بگيرد. البته برخي نكات كمكي مانند عكس و ساير مستندات مي تواند در برقراري هرچه بيشتر مخاطب مورد استفاده قرار بگيرد كه اين مهم خود مقوله ديگري است و دقت هاي مخصوص خود را مي طلبد. 
4- نتيجه گيري 
تلاش هاي انجام شده در كشف روش هاي جديد براي تهيه و تدوين زندگينامه شهداي جنگ تحميلي با هدف انتقال هرچه بهتر فرهنگ دفاع مقدس گرچه توفيقاتي را به همراه داشته است، لكن بايد اعتراف كرد كه در آغاز اين راه مي باشيم و توصيف زيبايي شهادت همانقدر مشكل است كه كسي بخواهد با حروف و كلمات زيبايي گل را به مخاطب بشناساند. با اين وجود برخي سؤالات وجود دارند كه توجه به آنها مي تواند راه را براي محققين و نويسندگان هموارتر سازد. مثلاً گذشتگان ما چه تلاشي را در اين حوزه انجام داده اند؟ نويسندگان كتب مقاتل به چه ويژگي هايي از شهداي كربلا توجه داشته اند كه اين ماجرا نسل به نسل و سينه به سينه با تمام جزئيات منتقل گرديده و جاودانه شده است؟ آيا توجه به آن روش ها نمي تواند ما را ياري دهد؟ از طرفي توجه به مخاطبين نيز اهميت ويژه اي دارد. توصيفي از شهدا متضمن چه باشد تا نسل فعلي كه از دوران جنگ تحميلي فاصله گرفته است و نسل هاي آتي كه مظاهر زنده دفاع مقدس را نخواهند ديد بتوانند از آن بهره لازم را ببرند و ما توسط اخلاف خود متهم به كمك كاري و كم فروشي نشويم؟ اين قبيل سؤالات پاسخ هاي عالمانه اي را مي طلبد كه در شأن محققين محترم حوزه دفاع مقدس است.

 

 

مراجع و منابع 
1- سايمون كولمن، هلن واتسون، درآمدي به انسان شناسي، مترجم محسن ثلاثي 
2- پرتني ـ ژ. پلتو، روش تحقيق در انسان شناسي، مترجم محسن ثلاثي 
3- مركز دائرةالمعارف دفاع مقدس، نشست هاي علمي گروه شهدا و اشخاص (سردار باقرزاده، سردار عزيزي، خانم دكتر كمالي)

 

نقشه سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این وبسایت به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تعلق دارد.
.استفاده از منابع محتوایی با ذکر منبع مجاز است