شهید رجب بیگی: از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم .

شهید فضل الله خودسیانی: الهی اگر طاعت بسی ندارم در دوجهان جز توکسی ندارم.خدایا فضل ترا گران نیست و شکر تورا زبان نیست.خدایا مگو چه آورده ام که درد و دوا نشوم و مپرس چه کرده ام که رسوا نشوم

شهید جعفر جعفری: چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن.

شهید محمد مهاجری: خدایا : سرودمان را شنیدی ، انالله و اناالیه راجعون . خدایا : آوایمان را شنیدی، لاالله الاالله. پروردگارا، کتابمان قرآن، پیمانمان ایمان، جرممان قیام، راهمان اسلام، پیشوایمان امام، سلاحمان وحدت.

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابی در چهره اش نمایان می باشد، می بینی در حال عبادت است و از خدا می خواهد ک به درگاه د و .

شهید سید منصور بیاتیان: اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند خودش را غسل دهند.

شهید حسن خاکسار: آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند .

شهید ناصر دشتی پور: اضطراب و نگرانی از آینده و تاثر و افسوس بر گذشته از جمله موانعی هستند که اگر در روح کسی نفوذ نماید عزم و تصمیمش را در هم می شکند و او را خود باخته و مرعوب می سازد..

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابیا به درگاه خودش قبول کندود لبیک گفته و توسط از خدا بی خبران عراقی به شهادت می رسد .

شهید مهدی شریعتی: شما ای ملت قهرمان و ای ملت امام تذکر که هر مکتبی و هر امتحانی و آزمایشی نهایتاً کارنامه ای دارد و معیارهایی که صادق از کاذب بشناسد و مکتب ما مسلمین نیز چنین است. مکتبمان اسلام عزیز و دروسشت. اما امتحان بسی مشکل است و جهاد با نفس و قتال با کفر و نفاق است.

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

اوقات شرعی
رهبرى معنوى امام خمينى (ره ) در دفاع مقدس
صفحه اصلی > تاريخ دفاع مقدس > مقالات و تحلیل ها > رهبرى معنوى امام خمينى (ره ) در دفاع مقدس  

 

رهبرى معنوى امام خمينى (ره ) در دفاع مقدس

 

حسين شيدائيان

 

چكيده :

 

پـديـده ((رهـبرى )) با پيدايش زندگى جمع زيستى انسان در كره خاكى پيوند دارد و تجربههـاى گـونـاگـون سـيـاسـى اجتماعى در طول تاريخ حيات بشريت ، نيازمندى به رهبرى را بهاثبات رسانده است .

 

از ديـدگاه قرآن كريم كه گنجينه معارف الهى و كتاب هدايت بشريت است بعثت رسولان الهى وكـيـفـيـت دعـوت آنـان از مـردم بـراى ايـمـان آوردن بـه خـداونـدمتعال ، مشحون از لطايف و نكات ظريف رهبرى انبياى عظام است .

 

در فـرهـنـگ شـيـعـى نـيـز بـه رهـبـرى جـامـعـه اهـتـمـام خـاصـى شـده و آن را يـكـى از نـيـازهـاىاصـيـل بـشـرى قـلمـداد نـمـوده اسـت . نـكـتـه مـهـم ديـگـر ايـن كـه از ديـدگـاه تـشـيـع ، رهـبـرىاعـمـال و لايـت خـداونـد درزمـيـن اسـت و رهـبـر بـايـد حـتـمـا از طـرف خـداونـدمـتعال بى واسطه و يا با واسطه اذن داشته باشد تا در ميان مردم به رهبرى بپردازد و شيعهايـن مـهـم را پـس از پـيـامـبـر اكـرم (ص ) در شـجـره طـيـبـهاهل بيت (ع ) منحصر مى كند.((1))

 

رهبرى امام خمينى در انقلاب اسلامى و نهضت بى نظير قرن معاصر يك ((نمود)) و ((تحقّق عملى)) رهبرى الهى و دينى جهان اسلام با تمام معيارها و مشخصات آن بود امام خمينى شخصيتى جامعدر ابـعـاد مختلف علمى و عملى بود و يكى از كم نظيرترين حادثه هاى تاريخ اسلام را آفريد.از بـارزتـرين جلوه هاى رهبرى و نقش معنوى حضرت امام خمينى و تاءثير شگرف آن بر روحيهمـلت و رزمـنـدگـان اسـلام ، هـدايـت و رهـبـرى ايـشـان در هـشـتسال حماسه دفاع مقدس است . بزرگمردى كه حماسه رزمش آميخته به بالاترين مراتب عرفان، فقهش متبلور در فلسفه عملى حكومت اسلامى ، و حكمتش ، شالوده سياست هاى نظام اسلامى بود.

 

حضرت آيت اللّه خامنه اى درباره ويژگى هاى فرماندهى و رهبرى حضرت امام در هدايت نيروهاىرزمى و مسلح مى فرمايد:

 

((غير از دوران پيامبر، فرمانده كل قواى عارف و حكيم و عاشق و الهى در دنيا سراغ نداريم ... مادر هـيـچ جـاى دنـيـا، نـه امروز و نه در گذشته نيروى نظامى سراغ نداريم كه تحت فرماندهىانـسـانـى مـعـنـوى و الهـى و عـارف و داراى رقـيـق تـريـن احـسـاسـات بـشـرى و در عـيـنحـال با قاطعيت و صلابتى كه هيچ فرماندهى دردنيا از آن برخوردار نيست ، به حراست و دفاعاز ناموس و حيات شرافتمندانه ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد)).((2))

 

شـور و حـال سـلحشورى و رزمندگى ، شوق به جهاد و استقامت رزمندگان و فتوحات عظيمى كهدر نـبـرد بـا دشـمـنـان اسـلام بـه دست آورده اند، بيشتر مرهون تاءثيرات معجزه گون شخصيتمـعنوى حضرت امام در رهبرى دفاع مقدس است كه در اين مقاله به اختصار ابتدا به ويژگى هاىرهبرى ، شيوه ها و سپس به ارتباط معنوى امام خمينى با رزمندگان مى پردازيم .

 

ويژگى هاى رهبرى امام خمينى (ره )

 

اخـلاق فـردى و مـديـريـتى و خصوصيات رهبرى حضرت امام خمينى در درجات بسيار عالى قرارداشت و از ايشان يك نمونه انسان كامل ساخته بود، كه سخن گفتن درباره هر كدام از خصوصياتاخـلاقـى و مـديريتى ايشان بحث مستقلى را مى طلبد كه در اين مقاله به برجسته ترين آن ها درارتباط با فرماندهى عالى و رهبرى جنگ مى پردازيم :

 

1 ـ شـجـاعـت ؛

 

در فرهنگ مبارزات سياسى حضرت امام واژه ترس وجود ندارد در دوران قيام عليهطـاغـوت و رويـارويـى بـا امريكا و رهبرى هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و دليرى وارد مبارزهشـد. ((او تـرس را تـرسـانـد كـه بـه دل هـا ى اوليـاى الهـى راه نيابد... او هرگز نترسيد ونـتـرسـانـد.))((3)) هنگامى كه وزيردفاع امريكا علنا تهديد كرده بود كه امريكا در اين جنگ هرزمـانـى كـه صـلاح بداند ازدوستان عرب خود پشتيبانى خواهد كرد.((4)) حضرت امام در پاسخبه اين گونه تهديدهاى نظامى دشمنان فرمود:

 

((هـر يـك از ايـن هـا [حـامـيـان رژيـم عـراق ] بـخـواهند تعدّى بكنند ما تا آخرين نفرمان مى ايستيممقابلش ))((5))

 

هـنـگامى كه امريكا ناوهاى جنگى خود رابراى حمايت از رژيم عراق به سوى منطقه خليج فارسگسيل مى داشت ، مسئولان مملكتى در اين باره با حضرت امام گفتگو كردند و نظر ايشان را جوياشدند. امام با شجاعت تمام فرمود:

 

((اگـر مـن بـودم ، بـا ورود اوليـن نـاو امـريـكـايـى بـه خليج فارس ، آن را هدف قرار مى دادم!))((6))

 

2 ـ طـمـاءنـينه ؛

 

دل آرام و قلب مطمئن حضرت امام پيامد ايمان محكم و اعتقاد راسخ به درياى بىكـران الطـاف الهـى بـود. طـمـاء نـيـنـه اى كـه حـوادث نـاگـوار و كـمـر شـكـن قـادر بـهمتزلزل كردن و در هم شكستن آن نبود. حضرت امام ، عالَم را محضر حق تعالى مى ديد وبه الطافو عنايات الهى اعتماد داشت و مصداقى از آيه :

 

((اَلا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبْ))((7))

 

بود و اين عنصر مهم تاءثيرى شگرف در تصميم گيرى هاى ايشان در رهبرى دفاع مقدس ‍ داشت. عكس العمل ساده و آرام امام در برابر هجوم سراسرى دشمن به كشور ايران بارزترين نمونهاين طماءنينه بود كه فرمود:

 

((يك دزدى آمده يك سنگى انداخته و فرار كرده ))((8))

 

فـرمـانـدهـان و طـراحان عمليات هاى جنگ پس از روزها مطالعه و شناسايى و بررسى امكانات وتـجـهـيـزات و تـهـيـه راه كـارهـاى عـمـليـاتـى و نظامى باز هم به هنگام اجراى عمليات هاى مهماضـطـراب و نـگـرانـى خـويـش را از سـرانجام عمليات و عدم اطمينان از موفقيت آن را پنهان نمىكـردنـد و بـه (نـفـس مـطـمـئنـه ) امـام پـنـاه مـى جـسـتـنـد. رهـنـمـودهـاى امـامقـبـل از عمليات فتح المبين و الفجر 8 به فرماندهان نمونه اى ديگر از آرامش و اطمينان قلبىحضرت امام بود كه تاءثيرى عجيب در پيروزى رزمندگان اسلام داشت .((9))

 

3 ـ تـواضـع و فـروتـنـى ؛

 

شـخـصـيـت عـظـيـم و مـعـنـوى حـضـرت امـام ، مـهـم تـريـنعـامـل در تـحـول مـعـنـوى و روحـى مـلت ايـران و رزمـنـدگـان جـبـهـه هـاى نـور عـليـه ظلمت در هشتسال دفاع مقدس ‍ بود.

 

حـضـور پـر شـور جوانان در عرصه جهاد و شهادت ، گرايش توده مردم و نوجوانان به ارزشهـاى انـسـان سـاز و مـتـعـالى اسـلام و شـكـوفـايـى ايـن ارزش ها در جبهه هاى جنگ همه در پرتورهـنـمـودهـا و راهـنـمـايـى هـاى پـيـامـبـرگـونـه عـارف و عـالمـى وارسـتـه و اسـتكبار ستيزى كهمـراحـل و مـدارج عـالى سـيـر و سـلوك را پـيـمـوده صـورت گـرفته است ؛ اما خصلت تواضع وفروتنى امام هيچ گاه اجازه نمى داد كه از كار خود سخن به ميان آورد و خويشتن را يك خدمتگزارمعرفى مى كرد و مى فرمود:

 

((اگر به من خدمتگزار بگويند، بهتر از اين است كه رهبر))((10))

 

هـرگـاه در جـمـع رزمـنـدگـان حـضـور مـى يـافـت خـود راخـجـل زده مـعرفى مى كرد و خود را از خيل مشتاقان جنگ و شهادت عقب مانده مى دانست . اوج مرتبه وعالى ترين درجه تواضع و فروتنى امام نسبت به رزمندگان ، جمله معروفى است كه در وصفدلاورى نوجوان شهيد، حسين فهميده بيان نموده اند:

 

((رهـبـر مـا آن طفل دوازده ساله اى است كه با قلب كوچك خود؛ كه ارزشش از صدها زبان و قلم مابـزرگـتـر است ، با نارنجك خود را زير تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نيز شربتشهادت نوشيد.((11))

 

4 ـ محبت و صميميت امام با رزمندگان ؛

 

همان گونه كه رزمندگان اسلام خداجويان جبهه هاى نبردبه ساحت مقدس شخصيت معنوى رهبرشان عشق مى ورزيدند، امام عاشقان نيز علاقه و محبتى خاصنـسـبت به فرزندان معنوى خويش اظهار مى كردند. و در حقيقت ارادت و علاقه بين مريد و مراد يكپـيـونـد دو جـانـبـه بـود، جـلوه هـاى الفـت و صـمـيمت و محبت امام نسبت به رزمندگان در گفتار وكردارش به طور كامل نمايان بود. جملاتى همانند:

 

((ايـنـجـانـب دسـت يـكـايـك شما را مى فشارم ))((12))؛ ((من بين خود و شما فاصله اى نمى بينم))((13))

 

گوياى عمق و ارادت و محبت قلبى امام به دلاوران دفاع مقدس بود.

 

بـى پيرايگى رفتار امام در جمع فرماندهان و رزمندگان جبهه ها و برداشتن مانع هاى احتراماترسمى و رايج ميان يك رهبر و فرمانده عالى جنگ با نيروهاى تحت امر در ملاقات هاى خصوصىتـصويرگر گوشه اى از محبت و صميمت قلبى امام به رزمندگان بود و صحنه هاى ديدارهاىخـصـوصـى امـام بـا رزمـنـدگـان مـشـحـون از صـحـنـه هـاىدل پذير و ارتباط عاطفى و محبت و صميميت است .((14))

 

5 ـ قـاطـعـيـت ؛

 

در دوران مبارزه با رژيم ستمشاهى قاطعيت امام راه گشاى برنامه ها و سياست هاىمـبـارزه بـود كـه حـتـى اطـرافـيـان و شـاگـردان ايشان به شگفتى و كار ساز بودن آن اعترافداشـتـند. در امور رهبرى و فرماندهى عالى جنگ هم قاطعيت امام گره هاى كور و بن بست هاى ايجادشـده در بـرنـامـه ريـزى هـاى رزمـى و نظامى را باز مى كرد. از مهم ترين جلوه هاى قاطعيت امامدسـتـور شـكـسـت حـصـرآبـادان ((15))، آزاد سـازى سـوسـنـگـرد((16))، وعزل فرماندهى نيروهاى مسلح ((17))بود.

 

6 ـ سـازش نـاپـذيـرى و اسـتـقامت در مبارزه ؛

 

ظلم ستيزى و پايدارى امام در برابر توطئه هاىدشمنان ، روحيه اى سازش ناپذير و مقاوم از ايشان پديد آورده بود. حضرت امام در سيره عملىو روش مـبـارزاتى خود به آيات شريفه ((لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونْ))((18)) و ((فَاسْتَقِمْ كَم ااُمِرْتَ وَ مَنْ ت ابَ مَعَكَ))((19))، تاءسى مى جست و هيچ گاه نقشه هاى ظالمانه و سلطه طلبانه وتحميلى دشمن را بر نمى تافت .

 

فـشـارهـاى شـديـد نـظامى ، تبليغاتى و روانى حاميان دشمن در كمك هاى تسليحاتى به رژيمبـعـث عـراق براى پذيرفتن خواسته هاى استكبار جهانى هيچ تاءثيرى در روحيه مقاوم و سازشناپذير امام نداشت و مى فرمود:

 

((مـا تـا آخـريـن نـفـر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خود براى اعلاى كلمه الله ايستاده ايم.))((20))

 

اين روحيه و صفت مطلوب حضرت امام تاءثير عجيبى در رزمندگان اسلام داشت به گونه اى كهشيرمردان عرصه پيكار در شرايط سخت نبرد باتمام توان و اراده خويش پايدارى مى كردند ودشمن مجهز به سلاح هاى پيشرفته را به استيصال مى كشاندند.

 

7 ـ نـيـرنـگ شـنـاسى ؛

 

دشمن در موقعيت و زمان هاى مختلف حيله هاى متفاوت و گوناگونى را بهكار مى بست و با بهره گيرى از شيوه هاى جنگ روانى تلاش مى كرد تا انگيزه هاى اسلامى رادر رزمندگان از بين ببرد و اراده آنان را در دفاع مقدس از ميهن اسلامى سست نمايد.

 

مـظـلوم نمايى و تظاهر به مسلمان بودن و از جمله اقداماتى بود كه براى فريب ملت سلحشورايران از سوى رژيم بعث صورت مى گرفت ، اما هوشيارى و زير كى منحصر به فرد حضرتامـام بـا مـوضـع گـيـرى هـاى دقـيق و سنجيده خويش تمام اين توطئه هاى فريبنده دشمن را خنثىنمود.

 

از ايـن رو حـامـيـان رژيـم بـعـث عـراق و سـيـاسـت گـزاران اسـتكبار جهانى براى پيش گيرى ازپـيـروزيـهـاى مـداوم ظـفـرمـنـدان جبهه هاى نبرد كه از شكست حصر آبادان تا فتح بستان و نبردچـزابه تا عمليات مهم فتح المبين و نيز فتح معجزه آساى خرمشهر ضربات كوبنده خود را برپيكر رژيم بعث وارد آورده بودند حيله اى جديد انديشيدند تا افكار مجامع بين المللى و رسانههـاى خـبرى و ملت و كشورهاى اسلامى و به خصوص رزمندگان دلاور اسلامى را از جبهه هاى جنگايران و عراق به نقطه اى ديگر معطوف كنند.

 

ايـن تـوطـئه بـزرگ ، طـر ح ريـزى و تـهـاجـم وحـشـيـانـه و غـافـلگـيـرانـهاسرائيل غاصب به كشور لبنان بود و مى رفت كه اين حيله كارساز شود، اما با موضع گيرىهوشيارانه و صريح حضرت امام درباره چگونگى پشتيبانى رزمندگان از مردم بى پناه لبنانو فلسطين اين توطئه نيز خنثى شد.

 

حضرت امام فرمود:

 

((ما راهمان اين است كه بايد از راه شكست عراق دنبال لبنان برويم نه مستقلا))((21))

 

شيوه ها و تدابير رهبرى امام خمينى (ره )

 

حـضـرت امـام خـمـيـنـى بـه عـنـوان رهبر و فرمانده كل قوا و فرماندهى عالى جنگ ، تعيين و هدايتاسـتـراتـژى جـنـگ را بـر عـهـده داشـت و در اين مدت با بهره گيرى از شيوه ها و تدابير خاص ‍خويش هشت سال دفاع مقدس را رهبرى نمود و اعجاب و شگفتى سياستمداران دشمن را برانگيخت .

 

1 ـ بسيج همگانى و سازماندهى مردم و نيروهاى مسلح تحت دو يگان عمده رزمى و پشتيبانى

 

بـراى آنكه كليه نيروهاى داوطلب بتوانند در حد توانايى ها و استعدادهاى خويش در اين امر مهمسهيم باشند، امام اقدام به اين مهم نمودند و در اين رابطه فرمودند:

 

((هركس مى تواند جبهه بايد برود و هركه نمى تواند در پشت جبهه كمك كند))((22))

 

2 ـ توسعه تشكيلات نظامى و فرمان بر تشكيل نيروهاى سه گانه سپاه

 

ايـن امـر مـوجـب شـد تـا سپاه بتواند با هماهنگى بيشتر با نيروهاى ارتش ، در عرصه هاى نبردحضور قوى ترى داشته باشند.((23))

 

3 ـ هماهنگى و انسجام در نيروهاى مسلح

 

هـمـان گـونـه كـه در انـديـشـه سـيـاسـى امـام وحـدت و يـكـپـارچـگـى اقشار مختلف ملت و احزابگـونـاگـون عـامـل پـيـروزى مـلت ايران به شمار مى آيد. انسجام نيروهاى نظامى را نيز ضامناقـتـدار نيروهاى مسلح در دفاع مقدس مى دانست . از اين رو امام به نيروهاى ارتش ، سپاه و بسيجفرمود:

 

((هـمـه در هـم ذوب شـويد و تو و من را از ميان برداريد و چون يد واحده و قدرت واحده به دشمنبتازيد))((24))

 

4 ـ هماهنگى و به كارگيرى امكانات پشت جبهه

 

امـام نـيـروهـاى پـشـت جـبـهـه اعـم از دسـتگاه هاى اجرايى و تبليغى و سياسى را به هماهنگى بايـكـديـگـر و تـوجـه بـه مـسـائل جـنگ دعوت مى كردند و كليه فعاليت هاى سياسى ، تبليغى واقتصادى پشت جبهه را با دفاع مقدس مرتبط مى ساختند و همواره ارگان ها و سازمان هاى دولتىرا در جهت تقويت و آمادگى رزمى مردم و پشتيبانى از جنگ به كار مى گرفتند و مى فرمودند:

 

((به پشتيبانى مادى و معنوى خود از جبهه هاى نبردو رزمندگان ادامه دهند و سپاهيان نور را حمايتكنند))((25))

 

5 ـ مقابله با عوامل بازدارنده داخلى و تبليغات دشمن

 

در دوران دفـاع مـقـدس حـوادث گـوناگونى پديد مى آمد، برخى از اين حوادث مانند رقابت هاىجـنـاح هـاى مـخـتـلف در كـشـور مـعـلول شـرايـط سـيـاسـىداخـل كـشـور بـود، كـه بـعـضـا فـضـاى سـيـاسى كشور را ملتهب مى ساخت ، برخى از پيشامدهاراعـوامـل آگـاه و مـزدور دشـمـن پـديـد مـى آوردنـد و بـرخـى ديـگـر نـتـيـجـهاعـمـال گـروه هـاى نـاآگـاه داخـلى بـود و هـر كـدام از اين حوادث به طور مستقيم يا غيرمستقيم مىتـوانـسـت در حـضـور رزمـنـدگـان اسـلام در جـبـهـه هـا بـراى ادامـه دفـاع مـقـدسمـشـكـل ايـجـاد نـمـايـد. اما حضرت امام باشيوه هاى در خور تحسين رهبرى خويش ، تاءثير منفى وشـكـنـنده هر يك از اين حوادث را بر عرصه هاى نبرد و روحيه رزمى و معنوى رزمندگان اسلام راخنثى مى كرد.

 

دشـمن بعثى نيز با در اختيار داشتن امكانات تبليغى استكبار جهانى و به تعبيرى ((امپراتورىخـبرى و رسانه اى )) با كمك كارشناسان و مشاوران خارجى و بهره ورى از امكانات و شيوه هاىگوناگون ، جنگ روانى خود را براى مشوّه جلوه دادن چهره جمهورى اسلامى در ميان مسلمانان جهانو جـلب حـمـايـت هـاى منطقه اى براى تقويت رژيم عراق به راه انداخته بود. دراين جنگ روانى همحضرت امام با درايت و ژرف نگرى تمام ، با اين شيوه هاى تبليغى و روانى دشمن مقابله نمود.

 

6 ـ رعايت اصول تصميم گيرى

 

حـضـرت امـام اطلاعات و اخبار كافى و لازم را از طريق نمايندگان خود در نيروهاى مسلح و يگانهاى رزمى و فرماندهان قرارگاه ها به دست مى آوردند.

 

امـام مـبناى تصميم گيرى هاى مهم خود رابر اساس اطلاعات دقيق از وضعيت جنگ و مشورت با مسؤولان لشـگـرى و كـشورى بنيان مى نهاد، رهنمودهاى حضرت امام بر اجراى عمليات هاى نظامى ودفـاعـى و ورود بـه خـاك عـراق ،((26)) اقـدامـات مـقـابـله بـهمـثـل در جـنـگ شـهـرهـا((27)) و قـبـول قـطـعـنـامـه 598 سـازمـانملل ((28)) بر همين اصل و اساس استوار بود.

 

7 ـ تفويض اختيارات

 

گـسـتـردگـى و تـخـصـصـى بـودن امـور جنگ باعث شده بود كه حضرت امام مسؤ ليت برخى ازمـسـائل اجـرايـى و كـارشـنـاسـى مـرتبط با جنگ را به مسؤ لان كشور تفويض نمايد و خودشانسـيـاسـت كـلى و راهـبـردى دفـاع مـقـدس را تـرسـيم و برانجام آنها نظارت مى كردند از اين رومسئوليت ها را بدين گونه تفويض و تعيين فرمودند:

 

الف ـ شـوراى عـالى دفـاع و قـرار گـاه خـاتـم الانـبـيـا و جـانـشـيـنـى فـرمـانـدهـىكل قوا در برنامه ريزى هاى نظامى ((29))

 

ب ـ شوراى عالى پشتيبانى جنگ براى جذب نيرو و تهيه امكانات ((30))

 

ج ـ تشكيل ستاد مناطق بمباران شده ((31))

 

د ـ تعيين وزارت امور خارجه جمهورى اسلامى براى تبيين سياست هاى دفاعى ايران در مجامع بينالمللى ((32))

 

ه‍ ـ تشكيل شوراى عالى بازسازى مناطق جنگى ((33))

 

8 ـ تشويق به نبرد

 

هـنر مديريت و رهبرى امام ، نفوذ معنوى ايشان در قلب ميليون ها انسان مخلص و متعهد و شيفته بهولايت و رهبرى بود.

 

هرگاه پيام هاى حماسى و شور آفرين حضرت امام همانند جمله هاى : ((امروز روز حضور در حجلهجـهاد و شهادت و ميدان نبرد است ؛ روز نشاط عاشقان خداست ))((34)) صادر مى شد، هم جبهه هاىنـبـرد را از جـوانـان پـر شور و با اخلاص آكنده مى ساخت و هم در گرماگرم نبرد، چون آبشارنـور بـر دل هـاى تـشـنـه و مشتاق جهاد و شهادت جارى مى گشت و توان رزم آنان را دو چندان مىساخت و در يك كلام ((معجزه )) مى آفريد.

 

9 ـ تقويت روحيه رزمندگان

 

كـلمـات دلنـشـيـن و نـافـذ و روح بـخـش پـيـام هـا و سـخـنـان حـضـرت امـام دردل و و جـان رزمـنـدگـان اثـر شـگـرفـى مـى گذاشت ؛ سخنرانى هاى ايشان در جمع فرماندهانقرارگاه ها و رزمندگان دلاور و پيام هايى كه به مناسبت هاى مختلف براى رزمندگان صادر مىگرديد، قوت قلبى براى دلاورمردان جبهه ها بود.

 

پـيـام امـام به فرماندهان جبهه پس از عمليات بدر، بارزترين نمونه تاءثير معنوى پيام هاىامام در تقويت روحيه رزمندگان و فرماندهان در بحرانى ترين شرايط جنگ است .((35))

 

10 ـ توجه دادن رزمندگان به معنويت

 

حـضـرت امـام (ره ) دائمـا رزمـنـدگـان و فـرمـانـدهـان قـرارگـاه هـا را بـهمـسـائل مـعـنـوى توجه مى داد تا حماسه سازى رزم آوران عرصه پيكار با عرفان دينى و الهىآميخته باشد.

 

تـوجـه دادن رزمندگان به اراده و قدرت خداوند تبارك و تعالى در پيروزى و جنگ ، تذكر بهاعتماد و اعتقاد به نصرت الهى ، تاكيد بر ذكر خداوند و تهجد در جبهه ها، پرهيز دادن از غرورو تـوجـه دادن نـيـروهـا بـه تـوانـايـى هـاى قـدرت ايـمـان و اخـلاص در رزمـنـدگـان درمقابل تجهيزات دشمن از جمله تذكرات امام به رزمندگان بود.

 

اصـولا درانـديـشـه و سيره حضرت امام هر گونه تلاش و اقدامات سياسى ، فرهنگى و نظامىبـدون در نـظـر گـرفـتـن بعد الهى و معنوى فاقد هرگونه ارزش اسلامى است ، از اين رو بهرزمندگان اسلام آميختگى عمل ظاهرى را به معنويت دينى و الهى تذكر داد و فرمود:

 

((زدن و پـيـروز شدن و فتح كردن و همه اينها اگر آن بعد معنوى اش نباشد همه اش شكست است.))((36))

 

11 ـ تقويت بنيه دفاعى

 

اهتمام فراوان حضرت امام برتقويت بنيه دفاعى و حمايت هاى ايشان از بالا بردن كيفيت و كميّتامكانات و تجهيزات نظامى و تاءمين بودجه هاى جنگ و دفاع مقدس از خصوصيات تدبير رهبرىايـشـان در دفـاع مـقدس بود. اين اهتمام حضرت امام تا روزهاى پايانى جنگ نيز ادامه داشت و طىدستورالعملى به مسؤ لان سياسى نظامى فرمود:

 

((بـايـد... در تـجـهـيـز كـليـه آحـاد و افـراد ايـن كـشـور بـر اسـاساصـول و فـرمـول خـاص دفـاع هـمـه جـانـبـه تـا رسـيـدن بـهتشكّل واقعى و حقيقى بسيح و ارتش بيست ميليونى كوشش نمود)).((37))

 

بـه فـرمـانـدهـاى نـظـامـى نـيـز فـرمود: ((نيروهاى نظامى ما هرگز نبايد از كيد و مكر دشمنانغافل بمانند و در هر شرايطى بايد بنيه دفاعى كشور در بهترين وضعيت باشد.))((38))

 

تاثير ارتباط معنوى امام خمينى (ره ) با رزمندگان

 

در هـشـت سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام ، حضرت امام خمينى (ره ) در خطوط نبرد جبهه هاى جنگحـضـور فـيزيكى نداشتند، اما شخصيت پر نفوذ و معنوى و عرفانى ايشان هر روز در تمام نقاطجـبـهـه حـكمفرما بود و تاءثيرات عميق و شگرف اين حضور معنوى در روحيه و عملكرد رزمندگانكاملاً مشهود و ملموس بود. اين موضوع شگفتى صاحب نظران ، راويان و گزارشگران حاضر درجـبـهـه را بـر انـگيخته بود. يكى از خبرنگاران غيرايرانى كه از جبهه هاى جنگ بازديد كرده وروحيات رزمندگان اسلام را از نزديك مشاهده كرده است درگزارش ‍ خود مى نويسد:

 

((گويى خود آيت اللّه خمينى (ره ) شخصا هر روز اينجا (جبهه ها) حاضر شده و آن ها را به جهاددعوت مى كند.))((39))

 

ارتـبـاط طـلايـه داران فـتـح بـا امـام امت ، همان رابطه مريد با مراد، سالك الى الله با پير ومـرشـد، و مـحب با محبوب است . رفتار و حالاتى كه رزمندگان اسلام در صحنه هاى مختلف و عرصـه هـاى پـيـكـار دفـاع مـقـدس نـسبت به حضرت امام از خود نشان داده اند، رمز و رازى از حديثدل دادگى و دلباختگى عاشقان شيفته است كه كارنامه جهاد و دفاع آنان با معيار عشق محك خوردهاست . در اين بخش از مقاله به برخى از اين موارد اشاره خواهيد داشت :

 

1 ـ عـشـق رزمـندگان به امام ؛

 

علاقه و محبت شديد و زايد الوصف رزمندگان به امام بارزترينجـلوه از تـاءثـيـر عـميق شخصيت معنوى امام بر رزمندگان است : محبتى كه تجلى عشق عرفانى ومعنوى است و ريشه و سر منشاء بسيارى از تاءثيرات ديگر است .

 

آرى اينجا ((صحبت عشق است و عشق )) و قلم از ترسيمش بر خود مى شكافد((40))

 

نذر براى سلامتى حضرت امام و طول عمر ايشان ؛ اظهار عشق و علاقه در سخت ترين شرايط خطمقدم جبهه در حال مجروحيت و هنگام اسارت گوشه هايى از ارادت رزمندگان به حضرت امام است .

 

2 ـ عـشـق خانواده ايثارگران به امام ؛

 

بازماندگان شهيدان و ايثارگران ، بالندگى و رشد وسـلامـتـى مـكـتـب حياتبخش اسلام و خط امام را در گرو قربانى شدن و فدايى دادن در اين راه مىدانستند و جوانان و نونهالان به خون خفته خويش را قربانيان اين راه قلمداد مى نمودند.

 

در يكى از ديدارهاى خانواه شهدا با امام خمينى (ره )، مادرى با لهجه خرمشهرى فرياد مى زد: اىامام ! سه پسر داشتم و هر سه شهيد شدند ديگر فرزندى ندارم تا در راه اسلام قربانى كنم، خدا مرا فداى تو كند.((41))

 

3 ـ اطاعت پذيرى عاشقانه ؛

 

تفاوت رهبرى امام در دفاع مقدس با ساير رهبران و فرماندهان جنگهـا در تـاريـخ و جـهـان را بـايـد در نـفـوذ مـعـنـوى شخصيت امام و تاءثير آن در رفتار و عملكردنيروهاى رزمى جست و جو كرد.

 

بـسـيارى از نيروهاى مسلح كشورها در شرايط سخت و بحرانى جنگ به جهت دفاع از آب و خاك ونـوامـيـس كـشـور و يـا رعـايـت سـلسله مراتب و اجراى مقررات نظامى آن كشور و يا احيانا دريافتپاداش و ترس از مجازات ، از فرمانده خود اطاعت مى كنند و انگيزه هاى ديگرى در اطاعت پذيرىآنها دخالت ندارد.

 

ولى رزم جويان عرصه پيكار و دفاع مقدس جمهورى اسلامى ايران ديدگاهشان نسبت به اجراىدسـتـورات حـضـرت امـام بـالاتـر از اطـاعـت از يـك فـرمـانـدهكـل قـوا بـود. آنـان دسـتـورات امـام را با عشق و علاقه و ارادتى خاص انجام مى دادند و هدفشانرضايت خاطر امام بود.

 

رزمـنـدگـان تـمـام سـخـتى ها و زحمات طاقت فرساى عمليات را براى يك لحظه خوشحالى امامتحمل مى كردند. سردار باكرى در جمع نيروهايى كه براى آموزش نظامى و آمادگى رزمى جهتشركت در عمليات خيبر به جبهه ها آمده بودند گفت :

 

((عـزيـزان مـن ! شـمـا نـمـايندگان لشگر عاشورائيد، سعى كنيد ماءموريت خود را به نحو احسنانجام دهيد بلكه بتوانيم در عمليات آينده دل امام را شاد كنيم .))((42))

 

4 ـ ياد امام ؛

 

در جمع رزمندگان با ارتباط و انس دائمى و ناگسستنى كاروانيان نور با شخصيتمـعـنـوى امـام موجب شده بود كه نام و ياد و تصوير امام همواره در سراسر جبهه ها حضور داشتهباشد.

 

رزمـنـدگـان پـس از نـام مـبـارك ائمه معصومين (ع ) با ذ كر و ياد امام و عطر سلام و صلوات بهمـرادشـان مـشـام جـان را خـوشـبـو مـى سـاخـتـنـد و شـعـار ((بـراى سـلامـتـى امـام صـلوات )) ازپرطرفدارترين شعارهايى بود كه در سراسر جبهه گوش جان را نوازش مى داد.

 

بـهـره گـيرى از كلمات قصار امام درباره جنگ در تابلو نوشته ها و استناد به آنها و گفتگوىرزمندگان از جمله عبارت هايى بود كه فضاى جبهه ها را عطر آگين مى ساخت .

 

5 ـ اشـتياق به ديدار امام ؛

 

ديدار (جمال جانان ) بهترين و بيشترين آرزوى مشتاقان و شيفتگان ودلبـاخـتـگـان (حـسـن روى ) حـضـرت امـام بـود. آنـان بـراى دسـتـيـابـى بـهوصـال و لقـاى مـحـبـوب خـويـش لحـظه شمارى مى كردند و گفت و گوى خصوصى شان اظهارعلاقه به ملاقات باامام بود.

 

هـر گـاه رزمـنـدگـان ، همسنگرى را مى ديدند كه احتمال داشت به خدمت حضرت امام برسد، سلامخـالصانه و لبريز از عشق و محبت خويش را به حضور آن بزرگوار تقديم مى داشتند و ديگرسخنى از خانواده و يا مشكلات خويش به زبان نمى راندند.

 

بـراسـتـى كـه سـيـمـاى جـذّاب و دلربـاى امـام جـلوه اى ازجمال جميل الهى بود كه عاشقانش در سخت ترين شرايط عمليات به ياد چهره ملكوتى و زيباىامام و وعده ديدارش جانى تازه در كالبدشان دميده مى شد.

 

 

 1- ر. ك . اصـول كـافـى ، كـليـنـى ، ج 1، ص 219، ح 3 وعلل الشرايع ، صدوق ، ص 123.

2- حديث ولايت ، ج 1، ص 33 و 34.

3- بنيان مرصوص ، جوادى آملى ، ص 31.

4- بولتن خبرگزارى جمهورى اسلامى ، 10/2/61.

5- صحيفه نور، ج 19، ص 134.

6- پـابـه پـاى آفـتـاب ، امـيـر رضـا سـتـوده ، ج 1، ص 243 بـهنقل از حاج سيد احمد خمينى .

7- سوره رعد (13)، آيه 28.

8- صحيفه نور، ج 13، ص 191.

9- ر.ك .امام و دفاع مقدس ، ص 50 و 51، 74 تا 76 و پا به پاى آفتاب ، ج 3، ص 121.

10- صحيفه نور، ج 12، ص 192.

11- همان ، ج 14، ص 60.

12- همان ، ج 20، ص 247.

13- همان ، ج 21، ص 8.

14- ر.ك . امام و دفاع مقدس ، ص 49 و گمشده اى در افق ، رضا پريزاد، ص 134.

15- ر.ك . صحيفه امام ، ج 13، ص 333.

16- ر.ك . پا به پاى آفتاب ، ج 2، ص 199، خاطرات حضرت آيت الله خامنه اى مدظله العالى.

17- ر.ك .صحيفه امام ، ج 14، ص 420، حكم عزل بنى صدر.

18- بقره (2) / 279.

19- هود (11) / 112.

20- صحيفه نور، ج 19، ص 59.

21- همان ، ج 16، ص 213 و صحيفه امام ، ج 16، ص 393.

22- همان ، ج 19، ص 289.

23- ر.ك . صـحـيـفـه نـور، ج 19، ص 228، حـكـم حـضـرت امـام بـه فـرمـانـدهكل سپاه .

24- صحيفه نور، ج 18، ص 230.

25- همان ، ج 20، ص 215.

26- ر.ك . صحيفه نور، ج 13، ص 122 و مجله بصائر، ش 27 و ص 71.

27- ر.ك . حقيقت ها و مصلحت ها، ص 90 و 91، مصاحبه با آقاى هاشمى رفسنجانى .

28- ر.ك . جـمـهـورى اسـلامـى ، 1/5/67، ص 10، خـطـبه هاى حضرت آيت الله خامنه اى در نمازجمعه تهران .

29- ر.ك . صحيفه نور، ج 13، ص 117 و صحيفه امام ج 18، ص 355.

30- ر.ك . صحيفه نور، ج 20، ص 16.

31- ر.ك . همان ، ج 18، ص 142.

32- ر.ك . هـمـان ، ج 20، ص 245 و تـاريخ سياسى جنگ تحميلى عراق عليه ايران ، ولايتى ،ص 286.

33- ر.ك . صحيفه امام ج 16، ص 310.

34- صحيفه نور، ج 20، ص 195.

35- ر. ك امام و دفاع مقدس ، ص 86.

36- صحيفه نور، ج 19، ص 129.

37- همان ، ج 21، ص 19.

38- همان ، ج 20، ص 240.

39- جـمـهـورى اسـلامـى ، 12/11/65، ص 9، گـزارش خـبـرنـگـار شـبـكـهاول تلويزيون آلمان .

40- صحيفه نور، ج 21، ص 32.

41- آشنايان نا آشنا، فرزانه مافى : ص 79.

42- خداحافظ سردار، سيد قاسم ناظمى ، ص 47.

 

نقشه سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این وبسایت به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تعلق دارد.
.استفاده از منابع محتوایی با ذکر منبع مجاز است