شهید رجب بیگی: از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم .

شهید فضل الله خودسیانی: الهی اگر طاعت بسی ندارم در دوجهان جز توکسی ندارم.خدایا فضل ترا گران نیست و شکر تورا زبان نیست.خدایا مگو چه آورده ام که درد و دوا نشوم و مپرس چه کرده ام که رسوا نشوم

شهید جعفر جعفری: چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن.

شهید محمد مهاجری: خدایا : سرودمان را شنیدی ، انالله و اناالیه راجعون . خدایا : آوایمان را شنیدی، لاالله الاالله. پروردگارا، کتابمان قرآن، پیمانمان ایمان، جرممان قیام، راهمان اسلام، پیشوایمان امام، سلاحمان وحدت.

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابی در چهره اش نمایان می باشد، می بینی در حال عبادت است و از خدا می خواهد ک به درگاه د و .

شهید سید منصور بیاتیان: اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند خودش را غسل دهند.

شهید حسن خاکسار: آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند .

شهید ناصر دشتی پور: اضطراب و نگرانی از آینده و تاثر و افسوس بر گذشته از جمله موانعی هستند که اگر در روح کسی نفوذ نماید عزم و تصمیمش را در هم می شکند و او را خود باخته و مرعوب می سازد..

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابیا به درگاه خودش قبول کندود لبیک گفته و توسط از خدا بی خبران عراقی به شهادت می رسد .

شهید مهدی شریعتی: شما ای ملت قهرمان و ای ملت امام تذکر که هر مکتبی و هر امتحانی و آزمایشی نهایتاً کارنامه ای دارد و معیارهایی که صادق از کاذب بشناسد و مکتب ما مسلمین نیز چنین است. مکتبمان اسلام عزیز و دروسشت. اما امتحان بسی مشکل است و جهاد با نفس و قتال با کفر و نفاق است.

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

اوقات شرعی
ويژگى هاى رهبرى امام خمينى (ره )دردفاع مقدس
صفحه اصلی > تاريخ دفاع مقدس > مقالات و تحلیل ها > ويژگى هاى رهبرى امام خمينى (ره )دردفاع مقدس  

 

اخـلاق فـردى و مـديـريـتـى و خـصـوصيات رهبرى حضرت امام خمينى (ره ) دردرجـات بسيار عالى قرار داشت و از ايشان يك نمونه انسان كامل ساخته بود, كـه سـخـن گفتن درباره هر كدام از خصوصيات اخلاقى و مديرتى ايشان بحث مـسـتـقـلـى رامـى طـلـبـد كه در اين مقاله به برجسته ترين آن ها در ارتباط با فرماندهى عالى و رهبرى جنگ مى پردازيم.

 

1 ـ شجاعت,

 

در فـرهـنـگ مـبـارزات سـيـاسـى حضرت امام (ره ) واژه ترس وجود ندارد در دوران قـيام عليه طاغوت و رويارويى با امريكا و رهبرى هشت سال دفاع مقدس بـاشـجاعت و دليرى وارد مبارزه شد. (او ترس را ترساند كه به دل ها ى اولياى الـهى راه نيابد... او هرگز نترسيد و نترساند.) (1) هنگامى كه وزيردفاع امريكا عـلنا تهديدكرده بود كه امريكا در اين جنگ هر زمانى كه صلاح بداند ازدوستان عـرب خـودپشتيبانى خواهد كرد. (2) حضرت امام (ره ) در پاسخ به اين گونه تهديدهاى نظامى دشمنان فرمود:

 

(هـر يـك از ايـن هـا [حـامـيـان رژيم عراق ] بخواهند تعدى بكنند ما تا آخرين نفرمان مى ايستيم مقابلش ) (3) هـنـگـامـى كـه امريكا ناوهاى جنگى خود رابراى حمايت از رژيم عراق به سوى مـنطقه خليج فارس گسيل مى داشت , مسئولان مملكتى در اين باره با حضرت امام گفتگوكرند و نظر ايشان را جويا شدند امام با شجاعت تمام فرمود: (اگـر مـن بـودم , بـا ورود اولـيـن نـاو امـريكايى به خليج فارس , آن را هدف قرارمى دادم .) (4)

 

2 ـ طماءنينه,

 

دل آرام و قـلـب مـطـمـئن حضرت امام (ره ) پيامد ايمان محكم و اعتقاد راسخ به درياى بى كران الطاف الهى بود. طماء نينه اى كه حوادث ناگوار و كمر شكن قادر به متزلزل كردن و در هم شكستن آن نبود. حضرت امام عالم را محضر حق تعالى مى ديد وبه الطاف و عنايات الهى اعتماد داشت و مصداقى از آيه : (الا بذكر اللّه تطمئن القلوب ) (5) بـود و ايـن عـنصر مهم تاءثيرى شگرف در تصميم گيرى هاى ايشان در رهبرى دفاع مقدس داشت.

 

عـكـس الـعـمـل سـاده و آرام امـام در بـرابـر هجوم سراسرى دشمن به كشور ايران بارزترين نمونه اين طماءنينه بود كه فرمود:

 

(يك دزدى آمده يك سنگى انداخته و فرار كرده ) (6) فـرمـانـدهـان و طراحان عمليات هاى جنگ پس از روزها مطالعه و شناسايى و بررسى امكانات و تجهيزات و تهيه راه كارهاى عملياتى و نظامى باز هم به هنگام اجـراى عـمـلـيات هاى مهم اضطراب و نگرانى خويش را از سر انجام عمليات و عـدم اطمينان از موفقيت آن را پنهان نمى كردند و به (نفس مطمئنه ) امام پناه مى جستند.رهنمودهاى امام قبل از عمليات فتح المبين و الفجر 8 به فرماندهان نمونه اى ديگراز آرامش و اطمينان قلبى حضرت امام (ره ) بود كه تاءثيرى عجيب در پيروزى رزمندگان اسلام داشت . (7)

 

3 ـ تواضع و فروتنى,

 

شـخـصـيت عظيم و معنوى حضرت امام (ره ), مهم ترين عامل در تحول معنوى وروحـى مـلـت ايـران و رزمـندگان جبهه هاى نور عليه ظلمت در هشت سال دفاع مقدس بود.

 

حضرو پر شور جوانان در عرصه جهاد و شهادت , گرايش توده مردم و نوجوانان بـه ارزش هـاى انسان ساز و متعالى اسلام و شكوفايى اين ارزش ها در جبهه هاى جنگ همه در پرتو رهنمودها و راهنمايى هاى پيامبرگونه عارف و عالمى وارسته واسـتـكـبـار سـتـيزى كه مراحل و مدارج عالى سير و سلوك را پيموده صورت گـرفته است , اما خصلت توضع و فروتنى امام هيچ گاه اجازه نمى داد كه از كار خود سخن به ميان آورد و خويشتن را يك خدمتگزار معرفى مى كرد و مى فرمود: (اگر به من خدمتگزار بگويند, بهتر از اين است كه رهبر) (8) هرگاه در جمع رزمندگان حضور مى يافت خود را خجل زده معرفى مى كرد و خـود رااز خـيـل مـشتاقان جنگ و شهادت عقب مانده مى دانست . اوج مرتبه و عالى ترين درجه تواضع و فروتنى امام نسبت به رزمندگان , جمله معروفى است كه در وصف دلاورى نوجوان شهيد, حسين فهميده بيان نموده اند:

 

(رهـبـر ما آن طفل دوازده ساله اى است كه با قلب كوچك خود, كه ارزشش از صـدهازبان و قلم ما بزرگتر است , با نارنجك خود را زير تانك دشمن انداخت و آن رامنهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد. (9)

 

4 ـ محبت و صميميت امام با رزمندگان,

 

هـمـان گـونـه كـه رزمـنـدگـان اسلام خداجويان جبهه هاى نبرد به ساحت مـقـدس شخصيت معنوى رهبرشان عشق مى ورزيدند, امام عاشقان نيز علاقه و مـحـبتى خاص نسبت به فرزندان معنوى خويش اظهار مى كردند. و در حقيقت ارادت وعـلاقـه بـيـن مـريـد و مـراد يك پيوند دو جانبه بود, جلوه هاى الفت و صميمت و محبت امام نسبت به رزمندگان در گفتار و كردارش به طور كامل نمايان بود. جملاتى همانند:

 

(ايـنـجـانـب دسـت يـكـايك شما را مى فشارم ) (10) , (من بين خود و شما فاصله اى نمى بينم ) (11) گوياى عمق و ارادت و محبت قلبى امام به دلاوران دفاع مقدس بود. بـى پـيـرايـگى رفتار امام در جمع فرماندهان و رزمندگان جبهه ها و برداشتن مـانـع هـاى احـتـرامـات رسـمى و رايج ميان يك رهبر و فرمانده عالى جنگ با نـيـروهـاى تـحت امردر ملاقات هاى خصوصى تصويرگر گوشه اى از محبت و صـمـيمت قلبى امام به رزمندگان بود و صحنه هاى ديدارهاى خصوصى امام با رزمندگان مشحون ازصحنه هاى دل پذير و ارتباط عاطفى و محبت و صميمت است . (12)

 

5 ـ قاطعيت,

 

در دوران مـبـارزه بـا رژيـم سـتـمـشاهى قاطعيت امام راه گشاى برنامه ها و سـيـاست هاى مبارزه بود كه حتى اطرافيان و شاگردان ايشان به شگفتى و كار سـاز بـودن آن اعـتـراف داشـتـنـد. در امور رهبرى و فرماندهى عالى جنگ هم قاطعيت امام گره هاى كور و بن بست هاى ايجاد شده در برنامه ريزى هاى رزمى و نـظـامـى را بـاز مـى كرد. از مهم ترين جلوه هاى قاطعيت امام دستور شكست حـصـرآبـادان (13) , آزاد سـازى سوسنگرد (14) , و عزل فرماندهى نيروهاى مسلح (15) بود.

 

6 ـ سازش نپذيرى و استقامت در مبارزه,

 

ظلم ستيزى و پايدارى امام در برابر توطئه هاى دشمنان , روحيه اى سازش ناپذير ومـقـاوم از ايـشان پديد آورده بود. حضرت امام در سيره عملى و روشن مبازات خـودبه آيات شريفه (لا تظلمون و لا تظلمون ) (16) و (فاستقم كما امرت و من تاب معك ) (17) , تاءسى مى جست و هيچ گاه نقشه هاى ظالمانه و سلطه طلبانه و تحميلى دشمن را بر نمى تافت . فـشـارهـاى شـديـد نـظـامـى , تبليغاتى و روانى حاميان دشمن در كمك هاى تـسـلـيحاتى به رژيم بعث عراق براى پذيرفتن خواسته هاى استكبار جهانى هيچ تاءثيرى در روحيه مقاوم و سازش ناپذير امام نداشت و مى فرمود: (مـا تـا آخـريـن نـفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خود براى اعلاى كلمه اللّه ايستاده ايم .) (18) ايـن روحـيـه و صـفـت مطلوب حضرت امام (ره ) تاءثير عجيبى در رزمندگان اسلام داشت به گونه اى كه شيرمردان عرصه پيكار در شرايط سخت نبرد باتمام توان واراده خويش پايدارى مى كردند و دشمن مجهز به سلاح هاى پيشرفته را به استيصال مى كشاندند.

 

7 ـ نيرنگ شناسى,

 

دشـمـن در موقعيت و زمان هاى مختلف حيله هاى متفاوت و گوناگونى را به كـارمـى بـسـت و بـا بـهـره گـيـرى از شيوه هاى جنگ روانى تلاش مى كرد تا انگيزه هاى اسلامى را در رزمندگان از بين ببرد و اراده آنان را در دفاع مقدس از ميهن اسلامى سست نمايد.

 

مـظـلوم نمايى و تظاهر به مسلمان بودن و از جمله اقداماتى بود كه براى فريب مـلـت سـلحشور ايران از سوى رژيم بعث صورت مى گرفت , اما هوشيارى و زير كـى مـنـحـصـر بـه فرد حضرت امام (ره ) با موضع گيرى هاى دقيق و سنجيده خويش تمام اين توطئه هاى فريبنده دشمن را خنثى نمود. از ايـن رو حـامـيـان رژيـم بـعث عراق و سياست گزاران استكبار جهانى براى پـيش گيرى از پيروزيهاى مداوم ظفرمندان جبهه هاى نبرد كه از شكست حصر آبـادان تـا فتح بستان و نبرد چزابه تا عمليات مهم فتح المبين و نيز فتح معجزه آسـاى خـرمـشـهـرضـربات كوبنده خود را بر پيكر رژيم بعث وارد آورده بودند حيله اى جديدانديشيدند تا افكار مجامع بين المللى و رسانه هاى خبرى و ملت و كشورهاى اسلامى و به خصوص رزمندگان دلاور اسلامى را از جبهه هاى جنگ ايران و عراق به نقطه اى ديگر معطوف كنند.

 

ايـن تـوطـئه بزرگ , طر ح ريزى و تهاجم وحشيانه و غافلگيرانه اسرائيل غاصب بـه كـشـور لـبـنان بود و مى رفت كه اين حيله كارساز شود, اما با موضع گيرى هـوشـيـارانه وصريح حضرت امام (ره ) درباره چگونگى پشتيبانى رزمندگان از مردم بى پناه لبنان و فلسطين اين توطئه نيز خنثى شد.

 

امام فرمود:(ما را همان اين است كه بايد از راه شكست عراق دنبال لبنان برويم نه مستقلا) (19)

 

شيوه ها و تدابير رهبرى امام خمينى (ره)

 

حـضـرت امـام خـمينى (ره ) به عنوان رهبر و فرمانده كل قوا و فرماندهى عالى جـنـگ ,تـعـيـيـن و هـدايت استراتژى جنگ را بر عهده داشت و در اين مدت با بـهره گيرى ازشيوه ها و تدابير خاص خويش هشت سال دفاع مقدس را رهبرى نمود و اعجاب وشگفتى سياستمداران دشمن را برانگيخت.

 

1 ـ بـسـيج همگانى و سازماندهى مردم و نيروهاى مسلح تحت دو يگان عمده

 

رزمى و پشتيبانى بـراى آنـكـه كـلـيـه نـيروهاى داوطلب بتوانند در حد توانايى ها و استعدادهاى خـويـش در ايـن امـر مـهم سهيم باشند, امام اقدام به اين مهم نمودند و در اين رابطه فرمودند:

 

(هـر كـس مـى تـوانـد جـبـهـه بـايـد بـرود و هر كه نمى تواند در پشت جبهه كمك كند) (20)

 

2 ـ توسعه تشكيلات نظامى و فرمان بر تشكيل نيروهاى سه گانه سپاه

 

ايـن امـر مـوجـب شـد تـا سـپـاه بـتـواند با هماهنگى بيشتر با نيروهاى ارتش , درعرصه هاى نبرد حضور قوى ترى داشته باشند. (21)

 

3 ـ هماهنگى و انسجام در نيروهاى مسلح

 

هـمان گونه كه در انديشه سياسى امام وحدت و يكپارچگى اقشار مختلف ملت واحـزاب گـوناگون عامل پيروزى ملت ايران به شمار مى آيد. انسجام نيروهاى نـظامى را نيز ضامن اقتدار نيروهاى مسلح در دفاع مقدس مى دانست . از اين رو امام به نيروهاى ارتش , سپاه و بسيج فرمود:

 

(هـمـه در هـم ذوب شـويـد و تـو و مـن را از ميان برداريد و چون يد واحده و قدرت واحده به دشمن بتازيد) (22)

 

4 ـ هماهنگى و به كارگيرى امكانات پشت جبهه

 

امـام نـيـروهـاى پـشـت جبهه اعم از دستگاه هاى اجرايى و تبليغى و سياسى را بـه هـمـاهـنـگـى بـا يـكـديگر و توجه به مسائل جنگ دعوت مى كردند و كليه فـعـالـيـت هاى سياسى , تبليغى و اقتصادى پشت جبهه را با دفاع مقدس مرتب ط مـى سـاخـتـنـد وهـمـواره ارگان ها و سازمان هاى دولتى را در جهت تقويت و آمادگى رزمى مردم وپشتيبانى از جنگ به كار مى گرفتند و مى فرمودند:

 

(بـه پشتيبانى مادى و معنوى خود از جبهه هاى نبردو رزمندگان ادامه دهند وسپاهيان نور را حمايت كنند) (23)

 

5 ـ مقابله با عوامل بازدارنده داخلى و تبليغات دشمن

 

در دوران دفـاع مـقدس حوادث گوناگونى پديد مى آمد, برخى از اين حوادث مانندرقابت هاى جناح هاى مختلف در كشور معلول شرايط سياسى داخل كشور بـود, كـه بـعـضـا فـضاى سياسى كشور را ملتهب مى ساخت , برخى از پيشامدها راعـوامـل آگـاه ومـزدور دشـمـن پديد مى آوردند و برخى ديگر نتيجه اعمال گـروه هـاى نـاآگاه داخلى بود و هر كدام از اين حوادث به طور مستقيم يا غير مـستقيم مى توانست در حضوررزمندگان اسلام در جبهه هاى براى ادامه دفاع مـقـدس مشكل ايجاد نمايد. اماحضرت امام باشيوه هاى در خور تحسين رهبرى خـويـش , تـاءثـيـر منفى و شكننده هريك از اين حوادث را بر عرصه هاى نبرد و روحيه رزمى و معنوى رزمندگان اسلام راخنثى مى كرد.

 

دشـمـن بـعـثـى نـيـز با در اختيار داشتن امكانات تبليغى استكبار جهانى و به تعبيرى (امپراتورى خبرى و رسانه اى ) با كمك كارشناسان و مشاوران خارجى و بـهره ورى ازامكانات و شيوه هاى گوناگون , جنگ روانى خود را براى مشوه جلوه دادن چهره جمهورى اسلامى در ميان مسلمانان جهان و جلب حمايت هاى مـنـطـقـه اى براى تقويت رژيم عراق به راه انداخته بود. دراين جنگ روانى هم حـضرت امام بادرايت و ژرف نگرى تمام , با اين شيوه هاى تبليغى و روانى دشمن مقابله نمود.

 

6 ـ رعايت اصول تصميم گيرى

 

حـضـرت امـام (ره ) اطـلاعات و اخبار كافى و لازم را از طريق نمايندگان خود درنـيـروهـاى مـسـلـح و يـگـان هـاى رزمى و فرماندهاى قرارگاه ها به دست مى آوردند.

 

امـام مبناى تصميم گيرى هاى مهم خود رابر اساس اطلاعات دقيق از وضعيت جـنـگ و مـشـورت بـا مـسؤلان لشگرى و كشورى بنيان مى نهاد, رهنمودهاى حضرت امام براجراى عمليات هاى نظامى و دفاعى و ورود به خاك عراق , (24) اقـدامـات مـقـابـله به مثل در جنگ شهرها (25) و قبول قطعنام598 سازمان ملل (26) بر همين اصل واساس استوار بود.

 

7 ـ تفويض اختيارات

 

گـسـتـردگـى و تـخـصـصى بودن امور جنگ باعث شده بود كه حضرت امام مسؤليت برخى از مسائل اجرايى و كارشناسى مرتبط با جنگ را به مسؤلان كشور تفويض نمايد و خودشان سياست كلى و راهبردى دفاع مقدس را ترسيم و برانجام آنـهـانـظـارت مـى كردند از اين رو مسئوليت ها را بدين گونه تفويض و تعيين فرمودند:

 

الـف ـ شـوراى عالى دفاع و قرار گاه خاتم الانبيا و جانشينى فرماندهى كل قوا دربرنامه ريزى هاى نظامى (27)

 

ب ـ شوراى عالى پشتيبانى جنگ براى جذب نيرو و تهيه امكانات (28)

 

ج ـ تشكيل ستاد مناطق بمباران شده (29)

 

د ـ تـعـيـيـن وزارت امـور خـارجـه جمهورى اسلامى براى تبيين سياست هاى دفاعى ايران در مجامع بين المللى (30)

 

ه ـ تشكيل شوراى عالى بازسازى مناطق جنگى (31)

 

8 ـ تشويق به نبرد

هـنر مديريت و رهبرى امام , نفوذ معنوى ايشان در قلب ميليون ها انسان مخلص ومتعهد و شيفته به ولايت و رهبرى بود.

 

هـرگـاه پيام هاى حماسى و شور آفرين حضرت امام همانند جمله هاى : (امروز روزحـضـور در حـجـلـه جـهـاد و شـهـادت و مـيـدان نـبرد است , روز نشاط عاشقان خداست ) (32) صادر مى شد, هم جبهه هاى نبرد را از جوانان پر شور و بـا اخلاص آكنده مى ساخت و هم در گرماگرم نبرد, چون آبشار نور بر دل هاى تـشـنـه و مشتاق جهاد و شهادت جارى مى گشت و توان رزم آنان را دو چندان مى ساخت و در يك كلام (معجزه ) مى آفريد.

 

9 ـ تقويت روحيه رزمندگان

كـلـمـات دلـنشين و نافذ و روح بخش پيام ها و سخنان حضرت امام در دل و و جـان رزمـنـدگـان اثـر شـگـرفـى مى گذاشت , سخنرانى هاى ايشان در جمع فـرمـانـدهـان قـرارگـاه ها و رزمندگان دلاور و پيام هايى كه به مناسبت هاى مختلف براى رزمندگان صادر مى گرديد, قوت قلبى براى دلاورمردان جبهه ها بود.

 

پـيـام امـام بـه فـرمـانـدهـان جـبهه پس از عمليات بدر, بارزترين نمونه تاءثير مـعنوى پيام هاى امام در تقويت روحيه رزمندگان و فرماندهان در بحرانى ترين شرايط جنگ است . (33)

 

10 ـ توجه دادن رزمندگان به معنويت

حـضرت امام (ره ) دائما رزمندگان و فرماندهان قرارگاه ها را به مسائل معنوى تـوجـه مـى داد تـا حـمـاسه سازى رزم آوران عرصه پيكار با عرفان دينى و الهى آميخته باشد.

 

تـوجـه دادن رزمـندگان به اراده و قدرت خداوند تبارك و تعالى در پيروزى و جـنگ ,تذكر به اعتماد و اعتقاد به نصرت الهى , تاكيد بر ذكر خداوند و تهجد در جـبـهه ها,پرهيز دادن از غرور و توجه دادن نيروها به توانايى هاى قدرت ايمان و اخـلاص دررزمـنـدگـان در مـقابل تجهيزات دشمن از جمله تذكرات امام به رزمندگان بود.

 

اصولا درانديشه و سيره حضرت امام هر گونه تلاش و اقدامات سياسى , فرهنگى ونـظامى بدون در نظر گرفتن بعد الهى و معنوى فاقد هرگونه ارزش اسلامى است , ازاين رو به رزمندگان اسلام آميختگى عمل ظاهرى را به معنويت دينى و الهى تذكرداد و فرمود:

 

(زدن و پـيـروز شـدن و فـتح كردن و همه اينها اگر آن بعد معنوى اش نباشد همه اش شكست است .) (34)

 

11 ـ تقويت بنيه دفاعى

اهـتـمـام فـراوان حـضرت امام برتقويت بنيه دفاعى و حمايت هاى ايشان از بالا بـردن كـيفيت و كميت امكانات و تجهيزات نظامى و تاءمين بودجه هاى جنگ و دفـاع مقدس از خصوصيات تدبير رهبرى ايشان در دفاع مقدس بود. اين اهتمام حـضـرت امـام تـا روزهـاى پايانى جنگ نيز ادامه داشت و طى دستورالعملى به مسؤلان سياسى نظامى فرمود:

 

(بـايـد... در تـجهيز كليه آحاد و افراد اين كشور بر اساس اصول و فرمول خاص دفـاع هـمـه جـانـبـه تـا رسيدن به تشكل واقعى و حقيقى بسيح و ارتش بيست ميليونى كوشش نمود). (35) به فرماندهاى نظامى نيز فرمود: (نيروهاى نظامى ما هرگز نبايد از كيد و مكر دشـمـنـان غـافـل بـمـانند و در هر شرايطى بايد بنيه دفاعى كشور در بهترين وضعيت باشد.) (36)

 

تاثير ارتباط معنوى امام خمينى (ره ) با رزمندگان

 

در هـشـت سـال دفـاع مقدس رزمندگان اسلام , حضرت امام خمينى (ره ) در خـطـوطنـبرد جبهه هاى جنگ حضرو فيزيكى نداشتند, اما شخصيت پر نفوذ و مـعـنـوى وعـرفـانى ايشان هر روز در تمام نقاط جبهه حكمفرما بود و تاءثيرات عميق و شگرف اين حضور معنوى در روحيه و عملكرد رزمندگان كاملا مشهود و مـلـموس بود. اين موضوع شگفتى صاحب نظران , راويان و گزارشگران حاضر در جـبـهه را بر انگيخته بود. يكى از خبرنگاران غيرايرانى كه از جبهه هاى جنگ بـازيـد كـرده و روحـيـات رزمـنـدگان اسلام را از نزديك مشاهده كرده است درگزارش خود مى نويسد:

 

(گـويى خود آيت اللّه خمينى (ره ) شخصا هر روز اينجا (جبهه ها) حاضر شده و آن هارا به جهاد دعوت مى كند.) (37) ارتـباط طلايه داران فتح با امام امت , همان رابطه مريد با مراد, سالك الى اللّه با پـيـر ومـرشد, و محب با محبوب است . رفتار و حالاتى كه رزمندگان اسلام در صحنه هاى مختلف و عر صه هاى پيكار دفاع مقدس نسبت به حضرت امام از خود نـشـان داده انـد, رمـز و رازى از حديث دل دادگى و دلباختگى عاشقان شيفته اسـت كـه كـارنـامـه جهاد و دفاع آنان با معيار عشق محك خورده است . در اين بخش از مقاله به برخى از اين موارد اشاره خواهيد داشت:

 

1 ـ عشق رزمندگان به امام,

عـلاقـه و محبت شديد و زايد الوصف رزمندگان امام به بارزترين جلوه از تاءثير عميق شخصيت معنوى امام بر رزمندگان است : محبتى كه تجلى عشق عرفانى و معنوى است و ريشه و سر منشاء بسيارى از تاءثيرات ديگر است . آرى ايـنـجـا (صـحـبـت عـشـق اسـت و عـشـق ) و قـلـم از تـرسـيـمش بر خودمى شكافد (38) نـذر بـراى سـلامـتـى حـضـرت امـام و طول عمر ايشان , اظهار عشق و علاقه درسـخـت تـريـن شـرايـط خط مقدم جبهه در حال مجروحيت و هنگام اسارت گوشه هايى از ارادت رزمندگان به حضرت امام است.

 

2 ـ عشق خانواده ايثارگران به امام,

بازماندگان شهيدان و ايثارگران , بالندگى و رشد و سلامتى مكتب حياتبخش اسلام و خط امام را در گرو قربانى شدن و فدايى دادن در اين راه مى دانستند و جوانان ونونهالان به خون خفته خويش را قربانيان اين راه قلمداد مى نمودند. در يـكـى از ديـدارهـاى خـانـواه شـهـدا بـا امـام خمينى (ره ), مادرى با لهجه خـرمـشـهـرى فـرياد مى زد: اى امام فرزندى ندارم تا درراه اسلام قربانى كنم , خدا مرا فداى تو كند. (39)

 

3 ـ اطاعت پذيرى عاشقانه,

تفاوت رهبرى امام در دفاع مقدس با ساير رهبران و فرماندهان جنگ ها در تاريخ وجـهـان را بـايـد درنـفوذ معنوى شخصيت امام و تاءثير آن در رفتار و عملكرد نيروهاى رزمى جست و جو كرد.

 

بـسـيـارى از نيروهاى مسلح كشورها در شرايط سخت و بحرانى جنگ به جهت دفـاع از آب و خـاك و نـواميس كشور و يارعايت سلسله مراتب و اجراى مقررات نـظـامـى آن كشور و يا احيانا در يافت پاداش و ترس از مجازات , از فرمانده خود اطاعت مى كنندو انگيزه هاى ديگرى در اطاعت پذيرى آنها دخالت ندارد. ولـى رزم جـويـان عـرصـه پـيـكـار و دفـاع مـقـدس جـمهورى اسلامى ايران ديـدگـاهـشـان نـسبت به اجراى دستورات حضرت امام بالاتر از اطاعت از يك فـرمانده كل قوا بود.آنان دستورات امام را با عشق و علاقه و ارادتى خاص انجام مى دادند و هدفشان رضايت خاطر امام بود.

 

رزمـنـدگـان تـمـام سـخـتى ها و زحمات طاقت فرساى عمليات را براى يك لحظه خوشحالى امام تحمل مى كردند. سردار باكرى در جمع نيروهايى كه براى آموزش نظامى و آمادگى رزمى جهت شركت در عمليات خيبر به جبهه ها آمده بودندگفت:

 

(عزيزان من نـحـواحـسـن انـجـام دهـيـد بـلـكـه بتوانيم در عمليات آينده دل امام را شاد كنيم .) (40)

 

4 ـ ياد امام,

در جـمـع رزمـنـدگـان با ارتباط و انس دائمى و ناگسستنى كاروانيان نور با شخصيت معنوى امام موجب شده بود كه نام و ياد و تصوير امام همواره در سراسر جبهه هاحضور داشته باشد.

 

رزمـنـدگـان پـس از نام مبارك ائمه معصومين : با ذ كر و ياد امام و عطر سلام وصـلـوات به مرادشان مشام جان را خوشبو مى ساختند و شعار (براى سلامتى امام صلوات ) از پرطرفدارترين شعارهايى بود كه در سراسر جبهه گوش جان را نوازش مى داد.

 

بـهره گيرى از كلمات قصار امام درباره جنگ در تابلو نوشته ها و استناد به آنها وگـفـتـگـوى رزمندگان از جمله عبارت هايى بود كه فضاى جبهه ها را عطر آگين مى ساخت.

 

5 ـ اشتياق به ديدار امام,

ديـدار (جـمـال جـانـان ) بـهـتـريـن و بيشترين آرزوى مشتاقان و شيفتگان و دلـبـاختگان (حسن روى ) حضرت امام بود. آنان براى دستيابى به وصال و لقاى محبوب خويش لحظه شمارى مى كردند و گفت و گوى خصوصى شان اظهار علاقه به ملاقات باامام بود.

 

هـر گـاه رزمـنـدگـان , هـمسنگرى را مى ديدند كه احتمال داشت به خدمت حضرت امام برسد, سلام خالصانه و لبريز از عشق و محبت خويش را به حضور آن بـزرگـوار تـقـديم مى داشتند و ديگر سخنى از خانواده و يا مشكلات خويش به زبان نمى راندند.

 

بـراسـتـى كـه سـيـماى جذاب و دلرباى امام جلوه اى از جمال جميل الهى بود كـه عاشقانش در سخت ترين شرايط عمليات به ياد چهره ملكوتى و زيباى امام و وعده ديدارش جانى تازه در كالبدشان دميده مى شد.

 

 

 1- بنيان مرصوص , جوادى آملى , ص 31.

2- بولتن خبرگزارى جمهورى اسلامى , 10/2/61.

3- صحيفه نور, ج 19, ص 134.

4- پـابـه پـاى آفـتاب , امير رضا ستوده , ج 1, ص 243 به نقل از حاج سيد احمد خمينى.

5- سوره رعد (13), آيه 28.

6- صحيفه نور, ج 13, ص 191.

7- ر.ك .امـام و دفـاع مقدس , ص 50 و 51, 74 تا 76 و پا به پاى آفتاب , ج 3, ص 121.

8- صحيفه نور, ج 12, ص 192.

9- همان , ج 14, ص 60.

10- همان , ج 20, ص 247.

11- همان , ج 21, ص 8.

12- ر.ك . امام و دفاع مقدس , ص 49 و گمشده اى در افق , رضا پريزاد, ص 134.

13- ر.ك . صحيفه امام , ج 13, ص 333.

14- ر.ك . پـا بـه پـاى آفـتـاب , ج2 , ص 199, خاطرات حضرت آيت اللّه خامنه اى مدظله العالى.

15- ر.ك .صحيفه امام , ج 14, ص 420, حكم عزل بنى صدر.

16- بقره (2) / 279.

17- هود (11) / 112.

18- صحيفه نور, ج 19, ص 59.

19- همان , ج 16, ص 213 و صحيفه امام , ج 16, ص 393.

20- همان , ج 19, ص 289.

21- ر.ك . صحيفه نور, ج 19, ص 228, حكم حضرت امام به فرمانده كل سپاه.

22- صحيفه نور, ج 18, ص 230.

23- همان , ج 20, ص 215.

24- ر.ك . صحيفه نور, ج 13, ص 122 و مجله بصائر, ش 27 و ص 71.

25- ر.ك . حـقـيـقـت هـا و مـصـلـحت ها, ص 90 و 91, مصاحبه با آقاى هاشمى رفسنجانى.

26- ر.ك . جـمـهـورى اسـلامـى , 1/5/67, ص 10, خـطـبه هاى حضرت آيت اللّه خامنه اى در نماز جمعه تهران.

27- ر.ك . صحيفه نور, ج 13, ص 117 و صحيفه امام ج 18, ص 355.

28- ر.ك . صحيفه نور, ج 20, ص 16.

29- ر.ك . همان , ج 18, ص 142.

30- ر.ك . همان , ج 20, ص 245 و تاريخ سياسى جنگ تحميلى عراق عليه ايران , ولايتى , ص 286.

31- ر.ك . صحيفه امام ج 16, ص 310.

32- صحيفه نور, ج 20, ص 195.

33- ر. ك امام و دفاع مقدس , ص 86.

34- صحيفه نور, ج 19, ص 129.

35- همان , ج 21, ص 19.

36- همان , ج 20, ص 240.

37- جـمهورى اسلامى , 12/11/65, ص 9, گزارش خبرنگار شبكه اول تلويزيون آلمان.

38- صحيفه نور, ج 21, ص 32.

39- آشنايان نا آشنا, فرزانه مافى : ص 79.

40- خداحافظ سردار, سيد قاسم ناظمى , ص 47.

 

نقشه سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این وبسایت به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تعلق دارد.
.استفاده از منابع محتوایی با ذکر منبع مجاز است