• image05
  • image02
  • image04
  • lib
  • #
  • #
  • #
اخبار > شهروند آسمان؛ فراتر از احوال‌پرسی با تاریخ
صفحه اصلی > درباره موزه > امكانات موزه > کتابخانه تخصصی شهید سوداگر > اخبار کتابخانه تخصصی شهید سوداگر 


  چاپ        ارسال به دوست

یادداشت محسن کاظمی:

شهروند آسمان؛ فراتر از احوال‌پرسی با تاریخ

محسن کاظمی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران و وقایع‌نگار جنگ: بعد از مدت‌ها رغبت کردم کتابی از مجموعه کتاب‌های تاریخ شفاهی دفاع مقدس را تا خط آخر همراهی کنم. کتابی که اگر با دقت بیشتر کوشنده و ناشر همراه بود، در نوع خود کم‌نظیر می‌شد.

کتاب «شهروند آسمان» خاطرات و یادداشته‌های امیر سرتیپ خلبان محمود انصاری است که با کوشش خانم فاطمه دهقان نیری گردآوری و تدوین شده است. بدیهی است که مصاحبه‌گر برای گفت‌وگو و مواجهه با چنین سوژه‌ای می‌بایست مطالعاتی پیرامون هوانوردی، نیروهوایی و خلبانی داشته باشد.

کوشنده در مقدمه کوتاه خود روشن نساخته است که بیست ساعت مصاحبه با راوی را کی و کجا صورت داده است، تنها اشاره دارد: «در مهر ماه 1391 تدوین کتاب «شهروند آسمان» را آغاز کردم» او اضافه می‌کند که مطالعات تخصصی خود را در این زمان آغاز کرده، و بعد آن را برای رفع نواقص فنی به سرتیپ خلبان حسین چیت‌فروش سپرده است.

کتاب به‌مانند بسیاری از کتب خاطرات و تاریخ شفاهی با اشارات زاد و زیست راوی آغاز می‌شود. 1331 سال‌نشان تولد اوست در منطقه رستم‌آباد گیلان. او از کودکی با مشاهده پرواز هواپیماها به پرواز علاقه‌مند می‌شود. با مهاجرت خانواده به تهران در سال 1341، زمینه تحقق این آرزوی دوره کودکی فراهم می‌شود. چنان‌که پس از اخذ دیپلم متوسطه برای ثبت‌نام آموزش دوره  خلبانی اقدام می‌کند، تا آن‌که پس از طی مراحل سخت آزمون‌ها و تست‌های جسمی، رفتاری و ذهنی در خرداد 1351 به استخدام نیروی هوایی در می‌آید. آموزش‌های سخت فنی، نظامی، زبان آغاز می‌شود. اولین پرواز را در فرودگاه قلعه‌مرغی تجربه می‌کند، او تمام صحنه‌های اولین پرواز را به خاطر دارد؛ کابین گرم، محیط غریب، بوی بنزین، بوی روغن و...

این کتاب خیلی سریع از دوران کودکی و نوجوانی عبور می‌کند و وارد دوره جوانی می‌شود. به‌عبارتی وقت خواننده را تلف نمی‌کند و می‌رود سر اصل قضیه که همان «خلبانی» و «نیروی هوایی» است. انصاری به خوبی و به‌دقت از مرارت‌ها و سختی‌های آموزش سخن می‌گوید. در جای جای کتاب می‌توان عشق او به آسمان و پرواز را حس کرد.

عشقی که او را به حب وطن‌دوستی گره می‌زند، و برای آن حاضر است هر بهایی بپردازد. او که تعلق به خانواده‌ای مذهبی دارد، با ورود به فضای نظامی سعی تمام در انجام تکالیف دینی دارد، و حتی تحت آموزش‌های سخت و تعب، روزه‌داری می‌کند. اولین پرواز سولو (تنها) را با اعتماد به‌نفس انجام می‌دهد: «باورم نمی‌شد ... خودم تنها داخل هواپیما بودم، خیلی انگیزه شعف، شادی و شوق داشتم.»

انصاری در سال 1353 برای تکمیل دوره‌های پرواز و خلبانی راهی آمریکا می‌شود، او در پایگاه لاکلند، شپارد و وب در کنار دیگر دانشجویان ایرانی، پاکستانی، عربستانی و کویتی تحت آموزش‌های بسیار فنی و تخصصی استادان آمریکایی قرار می‌گیرد.

دوره حدوداً دو ساله حضور در پایگاه‌های مختلف آموزش خلبانی مشحون از خاطرات بسیار شیرین و در مواردی تلخ، توأم با دلتنگی برای ایران است. در لابه‌لای خاطرات آموزش در آمریکا و بعدها خدمت و آموش در ایران، خواننده می‌تواند با واژه‌ها و اصطلاحات بسیار نظامی و پروازی و نیز با اسامی بسیاری از ادوات و تجهیزات هوایی و هواپیماها آشنا شود.

 

منبع: خبرگزاری ایبنا


١٤:٥١ - دوشنبه ١٧ مهر ١٣٩٦    /    شماره : ٢٠٨١    /    تعداد نمایش : ٢٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: