شهید رجب بیگی: از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم .

شهید فضل الله خودسیانی: الهی اگر طاعت بسی ندارم در دوجهان جز توکسی ندارم.خدایا فضل ترا گران نیست و شکر تورا زبان نیست.خدایا مگو چه آورده ام که درد و دوا نشوم و مپرس چه کرده ام که رسوا نشوم

شهید جعفر جعفری: چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن.

شهید محمد مهاجری: خدایا : سرودمان را شنیدی ، انالله و اناالیه راجعون . خدایا : آوایمان را شنیدی، لاالله الاالله. پروردگارا، کتابمان قرآن، پیمانمان ایمان، جرممان قیام، راهمان اسلام، پیشوایمان امام، سلاحمان وحدت.

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابی در چهره اش نمایان می باشد، می بینی در حال عبادت است و از خدا می خواهد ک به درگاه د و .

شهید سید منصور بیاتیان: اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند خودش را غسل دهند.

شهید حسن خاکسار: آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند .

شهید ناصر دشتی پور: اضطراب و نگرانی از آینده و تاثر و افسوس بر گذشته از جمله موانعی هستند که اگر در روح کسی نفوذ نماید عزم و تصمیمش را در هم می شکند و او را خود باخته و مرعوب می سازد..

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابیا به درگاه خودش قبول کندود لبیک گفته و توسط از خدا بی خبران عراقی به شهادت می رسد .

شهید مهدی شریعتی: شما ای ملت قهرمان و ای ملت امام تذکر که هر مکتبی و هر امتحانی و آزمایشی نهایتاً کارنامه ای دارد و معیارهایی که صادق از کاذب بشناسد و مکتب ما مسلمین نیز چنین است. مکتبمان اسلام عزیز و دروسشت. اما امتحان بسی مشکل است و جهاد با نفس و قتال با کفر و نفاق است.

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

اوقات شرعی
رمزگشایی از حمله رعدآسای فانتوم های ایران به « اچ-۳ »
صفحه اصلی > تاريخ دفاع مقدس > گفتگو > رمزگشایی از حمله رعدآسای فانتوم های ایران به « اچ-۳ » 


در گفتگو با امیر براتپور فرمانده این عملیات تشریح شد

رمزگشایی از حمله رعدآسای فانتوم های ایران به « اچ-۳ »

 

اشاره: عملیات «اچ –۳» یکی از عملیات‌های هوایی مهم در دوران دفاع مقدس به شمار می‌آید که از آن به عنوان یکی از بزرگترین عملیات‌های هوایی دنیا هم یاد می‌شود.

در این عملیات که در ۱۵فروردین ۱۳۶۰ (۴آوریل ۱۹۸۱) انجام گرفت، فانتوم‌های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پایگاه هوایی الولید (پایگاه‌های هوایی اچ –۳) را در غربی‌ترین نقطه عراق بمباران و آن را منهدم کردند و بار دیگر برتری ارتش ایران مقابل ارتش عراق را به نمایش گذاشتند.

فرا رسیدن سالروز این عملیات غرورآفرین، بهانه‌ای شد تا در مصاحبه با امیر سرتیپ خلبان فرج‌الله براتپور، لیدر این عملیات، جزئیات دقیق‌تری را از زبان این خلبان شجاع دفاع مقدس جویا شویم.

 

 

زندگینامه لیدر اچ –۳

فرج‌الله براتپور هشتم شهریور ۱۳۲۴در شهر کنگاور به دنیا آمد. خانواده‌اش متشکل از یک خواهر و پنج برادر بود. پدرش به نام یدالله به معلمی و مشاغل فرهنگی اشتغال داشت و بعدها به شرکت نفت انتقال یافت. فرج‌الله تحصیلات ابتدایی را در دبستان پانزده بهمن محلة نواب تهران شروع کرد و برای کلاس دوم به کرمانشاه رفت و دو سال دیگر را در دبستان ۱۵بهمن این شهر گذراند. کلاس پنجم و ششم را در مدرسة محمد اعظم زنگنه طی کرد. سه سال متوسطه را هم در دبیرستان رازی کرمانشاه خواند و ادامه تحصیل تا اخذ دیپلم فنی جزو شاگردان هنرستان صنعتی کرمانشاه بود. سال ۱۳۴۳دیپلم فنی گرفت اما سال بعد دیپلم ریاضی را هم به طور متفرقه اخذ کرد و برای استخدام در رستة خلبانی نیروی هوایی به تهران آمد.

معاینات و آزمایشات مختلف ورودی پنج ماه به طول انجامید و سرانجام ۱۰آبان ۱۳۴۴وارد دانشکده خلبانی شد. پس از گذراندن دوره آموزش نظامی و اخذ سردوشی، کلاس‌های زبان انگلیسی، علوم نظامی و آکادمی پرواز را طی کرد و نخستین پروازش را با هواپیمای سسنا ـ ۱۸۲به مدت حدود ۱۰ساعت در فرودگاه دوشان‌تپه با مرحوم سرگرد افغانطلوعی انجام داد. در ادامه یک راید با هواپیمای ت ـ ۶ (هاروارد) به استادی سروان زرپور و یک راید با ت ـ ۳۳هم با ستوان یکم حبیب‌الله صادقپور پرواز کرد و آماده اعزام به آمریکا شد.

اواخر فروردین ۱۳۴۶از محل بورسیه کمک نظامی آمریکا به پایگاه لکلند واقع در ایالت تگزاس عزیمت کرد و با خواندن مجدد زبان انگلیسی، دیپلم آن را دریافت کرد. سپس به عنوان نخستین شاگرد خارجی برای آموزش پرواز به پایگاه رندولف رفت. ابتدا با هواپیمای ملخ‌دار ت ـ ۴۱پرواز یادآوری را انجام داد و در ادامه با هواپیمای جت ت ـ ۳۷تمرینات آموزشی را طی ۹۰ساعت به پایان رساند. آموزش بعدی، پرواز با هواپیمای جت مافوق صوت ت ـ ۳۸بود که با موفقیت انجام شد.

براتپور مهر ۱۳۴۷فارغ‌التحصیل و با درجه ستوان دومی وارد گردان آموزشی اف ـ ۵در پایگاه یکم شکاری مهرآباد شد. در آن زمان اف ـ ۵یکی از بهترین هواپیماهای شکاری جهان بود و هواپیمای اف ـ ۴هم به تازگی وارد نیروی هوایی شده بود.

هنوز دورة آموزش اف ـ ۵او به پایان نرسیده بود که به دلیل درگیری‌های مرزی بین ایران و عراق، گردان شکاری اف ـ ۵به پایگاه تبریز اعزام و در فروردین ۱۳۴۸به پایگاه سوم شکاری همدان منتقل شد. به نحوی که این دوره در همدان به پایان رسید.

با توجه به ۱۰۰۰ساعت پرواز و لیدری طبقة سه، در سال ۱۳۵۱مستقیم برای خلبانی کابین جلو فانتوم یا اف ـ۴گزینش و برای آموزش این هواپیما به پایگاه مهرآباد منتقل شد. برنامة آموزشی را به صورتی سخت‌گیرانه و فشرده، حتی روزهای تعطیل با موفقیت به پایان رسید و سال بعد هم مجدداً به پایگاه همدان منتقل شد.

فرج‌الله براتپور که در پرواز توانمندی خود را نشان داده بود، در سال ۱۳۵۴پروازهای معلمی کابین عقب و سپس کابین جلو را به پایان رساند و خود وظیفه آموزش دیگر خلبانان را بر عهده گرفت. همزمان با انجام وظایف خلبان شکاری، مدتی هم وظیفه ریاست کنترل کیفیت گردان نگهداری پایگاه هوایی بوشهر را عهده‌دار بود.

براتپور که در سال ۱۳۴۹با سرکار خانم پروین مقدم ازدواج کرده بود، در اردیبهشت ۱۳۵۷برای گذراندن دورة شش ماهة مدیریت نگهداری، همراه خانواده‌اش به آمریکا رفت و قبل از پیروزی انقلاب به رغم پیشنهاد وسوسه‌انگیز ماندن در آمریکا با شغل و منزل مسکونی مناسب به ایران برگشت در آمریکا به او گفتند در صورت بازگشت به ایران و با پیروزی انقلاب تو را خواهند کشت که براتپور به آنها گفت: «هرگز یک وجب از خاک ایران را به تمام آمریکا نمی‌دهم و اگر تقدیر است کشته شوم، بهتر است این اتفاق در ایران رخ دهد.»

دو پسر به اسامی فربد (۱۳۵۰) و فرهاد (۱۳۵۶) و یک دختر به نام فرناز (۱۳۶۶) حاصل پیوند زناشویی این خلبان قهرمان است.»براتپور هنگام خدمت مشاغلی از جمله: افسر آموزش و عملیات گردان، معاونت لجستیکی پایگاه هوایی بوشهر، معاون لجستیک و معاون عملیات پایگاه همدان، جانشین فرماندهی پایگاه بوشهر، فرمانده پایگاه هوایی همدان پس از طی دوره دافوس در سال ۱۳۶۳، فرمانده منطقه هوایی شیراز و در آخر ریاست اداره بازرسی و ایمنی نهاجا تا نیمه آبان سال ۱۳۷۷عهده‌دار بود که با درجة سرتیپ دومی به افتخار بازنشستگی نائل آمد.

امیر براتپور در خلال سال‌های دفاع مقدس و حتی قبل از آن مأموریت‌های جنگی زیادی انجام داد که در این رابطه چند مورد ارشدیت تشویقی گرفت.

او همچنین مفتخر به دریافت مدال فتح ۲از دست مقام معظم رهبری شد. از مهم‌ترین عملیات‌هایی که این خلبان شجاع انجام داد، می‌توان به هدایت و رهبری عملیات حمله به مجموعه پایگاه‌های الولید (اچ ـ۳)، چندین حمله به تأسیسات نفتی عراق در عمق خاک این کشور و حمله به پایگاه‌ها، پادگان‌ها، مراکز اقتصادی و پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروهای سطحی در زمین و دریا اشاره کرد. مجلس بزرگداشتی در ۲۴شهریور ۱۳۸۸به مناسبت تجلیل از این امیر سرافراز به عنوان سومین اسطوره ارتش جمهوری اسلامی ایران ترتیب داده شد و توسط مقامات لشکری و کشوری از او و سایر شرکت‌کنندگان تقدیر به عمل آمد.

پایمردی فرزندان ایران ‏

امیر براتپور در ابتدای این مصاحبه می‌گوید: ‏

سرگذشت ایران زمین و مردمانش بالا و پایین بسیار دارد. در کنار روزها وشب‌های آرام و امنش جنگ‌های بسیاری هم همچون آزمونی سخت پشت سر گذاشته است، یا سرخوش از پیروزی و یا تلخ کام از شکست، که در هر کدام درسی با ارزش آموخته است، درسی که آموزگار سختگیر زمان با گذشت عمر و تجربه آدمی و در مدرسه بزرگتری به ملت‌ها می‌آموزد، آموزه‌هایی که نیازمند نگاشته شدن در دفتر تاریخ است که اگر این مهم انجام شود، درس فراموش می‌شود و قلمی که درس‌های آموخته از پدران خود را فراموش کند محکوم به گذراندن همان تجربه‌ها و گذشتن از همان گذرگاه‌های پیشین است.

وی می‌افزاید: هر روز ۸سال جنگ تحمیلی در کتاب تاریخ این سرزمین نیازمند ۱۰۰برگ تاریخ نگاریست که سراسر شاهد جانفشانیها و رشادتها و پایمردی‌های فرزندان ایران است.

اینجانب به عنوان یکی از سربازان عاشق میهن از نخستین ساعت‌های آغاز جنگ تا پایان آن جام زهر تلخ کامی‏های آن را قطره قطره چشیده ام و فقط شیرینی پیروزی‌های آن بود که تلخی از دست دادن یاران دلاورم را

تحمل پذیر می‌کرد، پیروزی‌هایی که حاصل آموزش‌ها وآزمون‌ها و مانور شبانه‌روزی در نیروی هوایی پیش از انقلاب و آمیختگی آن با معنویات و حال هوای بدست آمده پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود.

اکنون که سالها از آن تاریخ می‌گذرد، ذهن تمامی سربازان جنگ دیده هنوز در خاطرات تلخ و شیرین آن روزها می‌گذرد و این تردید وجود دارد که غنیمت این کهن سربازان از آن روز‌های جوانی که در لابلای گلوله‌ها و موشکهای دشمن سپری شد به یغما رود و برگهای مقدس تاریخ این جنگ که مرکب آن بوی خون شهیدان را می‌دهد به دست نا اهلان جنگ ندیده ولی پر مدعا بیافتند.

 

نقشه راه حمله به « الولید» چگونه طراحی شد؟

 

لیدر عملیات اچ –۳تاکید می‌کند: ‏

بنده سرباز میهن در طول جنگ بیش از ۵۰ماموریت جنگی داشته ام با توجه به این‌که در همه این مدت فرمانده و مسئول بوده ام و قانوناً مجاز به پرواز‌های جنگی نبودم ولی در همه پرواز‌ها لیدر بودم و مسئول دسته‌های پروازی ۴و ۶و ۸فروندی، که هر کدام مجموعه‌ای از خاطرات تلخ و شیرین خود را دارد و همواره در حسرت فرصتی و همتی برای نگارش آن‌ها بوده‌ام که اکنون جای بسی خوشحالی است که خاطره یکی از ماموریت‌های برون مرزی (عملیات حمله به الولید یا اچ ـ ۳ ) را که افتخار رهبری آن را داشته ام بیان کنم هر چند روشن است که قلم و بیان من آنچنان توانا نیست که بتوانم تمامی آنچه را که در این پرواز گذشته است را تشریح کنم و مطالعه کتاب حمله به الولید (اچ-۳) با قلم شیوای امیر خلبان مهرنیا را هم پیشنهاد می‌کنم.

وی یادآور می‌شود: نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران فقط دو ساعت پس از اصابت نخستین بمب‌های دشمن به پایگاه‌های خودی وارد عمل شد و پاسخ مقتضی را به دشمن داد و دو پایگاه الکوت و شعیبیه عراق را بمباران کرد و در طلوع صبح روز بعد هم با ۱۴۰فروند جنگنده بمب افکن بیشتر پایگاه‌ها و اهداف از قبل تعیین شده را به آتش کشید براتپور می‌گوید: اما توجه به این نکته مهم است که با در نظر گرفتن تجهیزات محور بودن این نیرو کمتر کشوری است که بتواند بیش از چند روز نیروی هوایی را در جنگ درگیر کند. به ویژه این که ایران انقلابی در تحریم و اقتصادی و نظامی هم قرار داشت و شرق و غرب هم به حمایت و تجهیز دشمن کمر بسته بودند.

وی در ادامه این مصاحبه با تأکید بر این‌که به منظور تجلیل از ۲۵۰خلبان شهید جنگ، آزادگان و قهرمانان بی ادعا، گوشه‌هایی از فعالیت‌های آنان را به پیشگاه ملت بزرگ ایران تقدیم می‌کند، به تشریح جزئیات عملیات اچ۳می‌پردازد. شرح کامل این عملیات به قلم امیر براتپور به این شرح است: ‏ حدود یک ماه از آغاز تهاجم همه جانبه و برنامه‌ریزی شده عراق به سرزمین ما گذشته بود. هنوز نیروهای زمینی اعم از ارتش و سپاه به شکل مطلوب و دلخواه در جبهه‌ها استقرار نیافته بودند.

خلبانان جسور نیروی هوایی همچنان مانند نخستین روزهای حمله بعثی‌ها، بیشتر توان خود را برای مقابله با نیروهای در خط دشمن صرف می‌کردند. در پایگاه هوایی دزفول و شهید نوژه همدان در این زمینه عملکردی شاخص داشتند و خلبانان شکاری بمب افکن با انواع مهمات از قبیل بمب‌های سبک و سنگین، راکت و موشک ضد تانک و گلوله توپ هواپیما به انهدام قوای مغرور و تجهیزات آنان می‌پرداختیم. شکار تانک با هواپیما اگرچه تلفاتی هم به همراه داشت اما برای مردان آسمانی یک بازیچه بود.

آنچه که گفته شد فقط یکی از ماموریت‌هایی بود که نیروی هوایی ارتش بر عهده داشت.

مثلا باوجود این که نیروی دریایی ارتش هم از توان قابل قبولی برخوردار بود بدون وجود نیروی هوایی و پشتیبانی او، در دفع حملات دریایی و هوایی عراق بر نمی‌آمد. از طرفی اکثر مبادلات اقتصادی و تجاری ایران هم از طریق بنادر موجود در خلیج فارس انجام میگرفت و چون هواپیماهای عراقی به چند نفتکش و کشتی تجاری حمله کرده بودند، کشورمان در این بخش دچار مشکلاتی شده بود و دیگر هر شرکتیحاضر به حمل محصولات خروجی و ورودی ایران نبود، بیمه کشتی‌ها به شدت بالا رفته بود و برای آنها صرفه اقتصادی نداشت تا در مسیر بنادر ایران فعالیت کنند.

از این رو کشور می‌بایست بهای گزافی برای تأمین مایحتاج و درآمد ارزی حاصل از نفت خود می‌پرداخت. وقتی شرایط به سمت بحران پیش می‌رفت نیروی هوایی در قالب طرحی به نام «اژدر» هر هفته یک روز از طلوع تا غروب خورشید اسکورت ناوگان دریایی اعم از نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری را با پوشش تعداد زیادی پرواز هواپیماها ی اف ـ ۴و اف ۱۴تأمین می‌کرد تا در خلال این مدت جابجایی محصولات در امنیت کامل انجام گیرد.

جابجایی تجهیزات و نیروها از نقاط مرکزی و دور دست کشور به مناطق عملیاتی و پشتیبانی نیروهای سطحی، شناسایی و عکاسی هوایی از اهداف، یکی دیگر از فعالیت‌های این نیرو محسوب می‌شد.ارزش عکس‌های تهیه شده از آخرین وضع دشمن، توسط خلبانان شجاع و با تجربه به قدری در به ثمر رسیدن موفقیت‌آمیز عملیات سطحی نقش داشت که خود نیاز به نگارش کتابی دارد. در خلال این عملیات، نیروهای مومن هوایی، مناطق جنگی و صنعتی به ویژه پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، پادگان‌ها و پایگاه‌های دشمن را در عمق خاک او به طور مستمر زیر آتش خود داشتند.

یکی از این عملیات‌ها حمله به پایگاه‌های الولید اچ ـ ۳بود که درس فراموش نشدنی به عراق داد. بمباران‌های پیاپی هدف‌های مهم و امکانات و تأسیسات زیر بنایی، عراق را وا داشت تا بخش قابل توجهی از انواع بمب افکن‌های سنگین مانند توپولف ۲۲و ۱۶، میگ‌های ۲۳و ۲۵، میراژ و نمونه‌هایی از دیگر هواپیما‌ها و دستگاه‌های ارزشمند رادار و غیره را از دسترس نیروی هوایی قدرتمند ایران خارج و به مجموعه پایگاه‌های سه گانه «الولید» که نسبت به ایران در دورترین نقطه قرار داشت، گسترش دهد. این سه پایگاه در غرب عراق و نزدیکی مرز اردن قرار داشتند و با محاسبات معمول هرگز بمب افکن‌های ایران قادر به دستیابی به آن‌ها نبودند.

پیکی از آن سوی مرز رسید و این خبر مهم را به فرماندهی پادگان پیرانشهر یا همان «خانه» رساند امیر سرتیپ دوم بازنشسته محمد مهام که فرمانده این پادگان بود با پشتیبانی‌هایی که با هواپیماهای اف ۴و اف ۵پایگاه‌های شهید نوژه و تبریز از او به عمل آورده بودند، بلافاصله توسط پیکی ویژه این خبر را برای فرماندهان پایگاه‌های تبریز و شهید نوژه همدان فرستاد.

وقتی اطلاعات به فرمانده پایگاه شهید نوژه همدان سرهنگ قاسم گلچین رسید، با مشورت یکی دو نفر از پیشکسوتان حاضر و معاون عملیاتی پایگاه هسته اولیه یک عملیات بی نظیر و مهم هوایی که خیلی زود به اچ -۳معروف شد، بنا گذاشته شد و بلا فاصله خبر با پیک ویژه از پایگاه شهید نوژه به شهید فکوری فرمانده نیرو منتقل شد و به دستور ایشان گروه طرح که در آن زمان در معاون عملیات نیروی هوایی تشکیل شده بود و شامل تعدادی از قدیمی‌ترین و با تجربه‌ترین خلبانان و طراحان عملیات‌های جنگ بودند (شامل سرهنگ (زنده یاد) بهرام هشیار رشتی، سرهنگ فریدون ایزدستا، سرهنگ علی دهناوی، سرهنگ محمود قیدیان معاون عملیات وقت نیرو با کمک اطلاعاتی سرهنگ پرویز پیروز و عبدالعلی قاسمیان مدیر و جانشین مدیریت اطلاعات عملیات) ماموریت یافتند که بهترین و ایمن‌ترین طرح را برای حمله به مجموعه این سه پایگاه طرح ریزی کنند.‏

این گروه سه مسیر را تهیه کردند و به فرمانده نیرو ارائه دادند که مسیر سوم که از میان کوه‌های سر به فلک کشیده شمال عراق رد می‌شد و سپس از کنار نوار مرزی غرب عراق به سمت جنوب عراق ادامه داشت مد نظر قرار گرفت به شرط این‌که چون مسیر طولانی است و نیاز به چند بار سوختگیری هوایی دارد فکری هم برای این موضوع بشود.

طبق طرح قرار بود دو فروند بوئینگ ۷۴۷نهاجا با قابلیت سوخت‌رسانی به بهانه‌ای در فرودگاه دمشق مستقر شوند و هنگام رسیدن بمب افکن‌های فانتوم به نزدیکی مرز سوریه بلند شوند و در محل قرار به آن‌ها سوخت بدهند. بعد از کسب موافقت مسئولان امر یک جلسه توجیهی با حضور فرماندهان و معاونان عملیات پایگاه‌های درگیر شامل: پایگاه یکم مهرآباد، دوم شکاری تبریز، سوم شهید نوژه همدان و اصفهان برگزارو اصلی‌ترین وظیفه یعنی حمله به هدف‌ها بر عهده پایگاه سوم گذاشته شد.

در توجیه جزیی‌تر علاوه بر معاونان عملیاتی پایگاه‌ها، فرماندهان گردان‌های عمل کننده هم حضور داشتند و جزئیات حمله به شرح زیر تشریح شد.‏ پایگاه شهید نوژه ۱۴فروند فانتوم را مجهز به مهمات گوناگون متناسب با هدف‌ها که در دستور عملیات خواهد آمد، کرد که ۱۲فروند آن اصلی ( البته در مرحله سوم که اجرا شد ۱۲فروند به ۸فروند و ۱۴فروند به۱۱فروند تغییر یافت)

پایگاه سوم همچنین سه فروند فانتوم هم با موشک‌های هوا به هوا برای تامین پوشش هوایی برنامه‌ریزی ‌کند.‏

پایگاه یکم ترابری مهرآباد دو فروند بوئینگ ۷۴۷را به فرودگاه دمشق اعزام کند. این ماموریت در پوشش پروازهای همیشگی به سوریه انجام شد. دو فروند تانکر ۷۰۷علاوه بر دو فروند از این نوع هواپیما که در آن زمان در منطقه جنوب برای سوخت دهی به هواپیماهایی که پوشش هوایی جنوب را عهده دارند به جنوب دریاچه ارومیه اعزام کند تا نخستین سوخت رسانی را به فانتوم‌ها انجام دهند.

یک فروند سوخت‌رسان هم در منطقه غرب سوخت‌رسانی به سایر شکاری‌ها از جمله فانتوم‌ها و تامکت‌ها ( اف-۱۴‌ها) را بر عهده بگیرد.دو فروند تانکر ۷۰۷هم برای بازگشت جنگنده بمب افکن‌ها آماده عزیمت به جنوب دریاچه ارومیه باشند.(جمعا ۷فروند سوخت رسان ۷۰۷) اعزام یک فروند هواپیمای «سی۱۳۰۰» (هرکولوس) با تجهیزات پست شنود هوایی با ورزیده‌ترین افراد و در نزدیک‌ترین موقعیت به مرز پرواز و ضمن گوش دادن به مکالمات بیسیم نیروهای دشمن، آن‌ها را در اسرع وقت تجزیه و تحلیل می‌کنند و به اطلاع تصمیم گیرندگان برسانند تا هنگام جمع آوری اطلاعات چنانچه مشکلی پیش آید، بتوانند در اسرع وقت تصمیم مقتضی را بگیرند.

پایگاه دوم شکاری شش فروند اف ۵را همراه خلبانان مربوطه به پایگاه سوم گسترش دهد و مسئولیت پوشش هوایی غرب را با کمک فانتوم‌ها بر عهده بگیرند. پایگاه دوم طی حضور تانکرها در جنوب دریاچه ارومیه پوشش هوایی لازم را برای آن‌ها که قادر به دفاع از حمله احتمالی به خود نیستند، تامین کند.‏

مسولیت دیگر پایگاه تبریز یا همان دوم شکاری آماده سازی سه فروند اف ۵با بمب برای حمله به پالایشگاه کرکوک تقریبا همزمان با حمله فانتوم‌ها به پایگاه‌های سه‌گانه اچ-۳بود.‏

پایگاه دوم تبریز همچنین دو فروند اف ۵برای پرواز به ارتفاع قابل مشاهده برای رادارهای دشمن به سمت مرز بفرستد تا سه فروند اف ۵بتوانند با دردسر کمتر برگردند.

پایگاه هوایی اصفهان یاهشتم شکاری با پرواز چند فروند اف ۱۴یا تامکت وظیفه حفاظت از راه دور هرگونه شرایط غیر منتظره از دشمن را داشته باشد. پایگاه تبریز همچنین یک فروند هواپیمای بونانزا برای گشت در نقطه کور رادار دارد، توصیه خواهد شد پرواز دهد.

نخستین مرحله این پرواز در نیمه آبان ماه ۵۹با ۱۴فروند فانتوم که ۱۲فروند اصلی و ۲فروند رزرو پرواز کرد که لیدردسته سرهنگ دوم علی صابونچی بود که بر روی دریاچه ارومیه و نخستین بنزین‏گیری به علت به‌وجود آمدن اشکال در بنزین‌گیری هواپیما و همچنین آگاه شدن دشمن (لو رفتن ماموریت) پرواز کنسل و هواپیما به پایگاه همدان بازگشتند و همگی به سلامت نشستند.‏

بار دوم در بهمن ۵۹به لیدری قاسم پور گلچین که فرمانده پایگاه شهید نوژه با هشت فروند اصلی و دو فروند رزرو پرواز کردیم که این بار به علت بدی هوا پس از بنزین‌گیری روی دریاچه ارومیه به پایگاه بازگشتیم. با رسیدن این اخبار به مسئولان عراقی آنها هم مطمئن شدند که عملیات حمله، اجرا شدنی نیست و خیالشان راحت شد.‏ نیروی هوایی با وجود داشتن محاسنی چون انعطاف‌پذیری، واکنش سریع، امکان غافلگیری، برد مناسب و آتش سنگین، نیروی کشنده، خستگی پذیر و شدیداً وابسته به فناوری و تغییرات آن است.

از این رو قادر به شرکت در عملیات‏های مستمر طولانی مدت نیست. به همین دلیل اکثر نبردهای هوایی در قالب چند روز تا چند هفته خاتمه می‏یابند مگر آن‌که کشور مربوطه از سطح اقتصادی بالا و امکان ساخت یا خرید تجهیزات برخوردار باشد. با وجود شرایط فوق چنانچه یک ضربه کاری بر پیکره نیروی هوایی عراق وارد نمی‏آمد این کشور کنترل جنگ را کاملاً به نفع خود در اختیار می‏گرفت پس هرطور لازم بود باید عملیات حمله به سه پایگاه الولید انجام می‌شد. لازم به ذکر است پرسنل فنی نیروی هوایی با تلاش و از خودگذشتگی توانستند هواپیماهای صدمه دیده بر اثر برخورد موشک و گلوله را تعمیر و به رده پروازی بازگردانند و همچنین گروهی از همین پرسنل فداکار که جهاد خودکفایی را در نیرو به راه انداختند، توانستند در آن زمان‏های بحرانی قطعات پیچیده هواپیما را که فقط کارخانه سازنده آن قادر بود آنها را بسازد، با همت و تلاش این قطعات را بسازند. درود بر این پرسنل با ایمان، انقلابی و فداکار که متأسفانه مورد بی‏مهری قرار گرفتند. ‏

سومین تلاش و اجرای مأموریت

در اواخر اسفند ۱۳۵۹فراخوانی توسط شهید فکوری فرمانده وقت نیروی هوایی برای فرمانده پایگاه سوم شکاری (شهید نوژه) سرهنگ قاسم پورگلچین و معاون عملیاتی وی، سرگرد فرج‏الله براتپور صادر ‏شد. پس از حضور آنان در دفتر فرماندهی نهاجا، ایشان به سرگرد براتپور دستور دادند که خودش لیدر دسته پروازی باشد و مأموریت حمله به الولید را انجام دهد. همچنین از فرمانده پایگاه هم خواستند به منظور اداره امور روی زمین باشد و پرواز نکند و از شرکت در دسته پروازی خودداری کند. سرهنگ گلچین با تواضع دستور تفویض لیدری گروه پروازی به سرگرد براتپور را پذیرفت ولی شرکت نکردن در این پرواز را با سماجت رد کرد و از فرماندهی نهاجا مجدانه ‏خواست که به هر نحو ممکن در این پرواز شرکت داشته باشد. فرمانده فقید نیروی هوایی به ناچار شرکت وی در این پرواز را مورد موافقت قرار داد.‏

براتپور مشغول چینش گروه است که فرماندهی نیرو به‌طور تلفنی از او خواست اسامی خلبانانی را که در سایر پایگاه‏ها خدمت می‌کنند و وی ترجیح می‌دهد در عملیات شرکت داشته باشند بگوید تا ترتیب اعزام آنان به پایگاه داده شود. براتپور ضمن سپاسگزاری، اعلام می‌کند از همان خلبانان موجود بهره خواهد گرفت. با توجه به کمبود خلبان در پایگاه شهید نوژه، فکوری با تعجب می‌پرسد مطمئنی؟ و پاسخ مثبت می‌گیرد: «کاملاً مطمئن هستم. چرا که ممکن است آمدن خلبانان جدید حسگرهای دشمن را حساس کند»!

اسامی مورد نظر براتپور با هماهنگی گلچین به شرح زیر تعیین شد:

موقعیت در پرواز ـ شماره یک ـ کابین جلو: سرگرد فرج‌الله براتپور ـ کابین عقب: ستوانیکم محمد جوانمردی

موقعیت در پرواز ـ شماره دو ـ کابین جلو: سرهنگ قاسم گلچین ـ کابین عقب: محمدرضا آذرفر

موقعیت در پرواز ـ شماره سه ـ کابین جلو: سرگرد ناصر کاظمی ـ کابین عقب: ابراهیم پوردان

موقعیت در پرواز ـ شماره چهار ـ کابین جلو: سروان غلامعباس رضایی ـ کابین عقب: محمد‌علی اکبرپور سرابی

موقعیت در پرواز ـ شماره پنج ـ کابین جلو: سروان محمود اسکندری ـ کابین عقب: کاوه کوهپایه عراقی ـ ملاحظات: جایگزین لیدر

موقعیت در پرواز ـ شماره شش ـ کابین جلو: سرگرد محمود خضرایی ـ کابین عقب: اصغر باقری

موقعیت در پرواز ـ شماره هفت ـ کابین جلو: سرگرد منوچهر طوسی ـ‌کابین عقب: سروان محمدحسین نیکوکار

موقعیت در پرواز ـ شماره هشت ـ کابین جلو: سروان منوچهر روادگر ـ کابین عقب: ستوانیکم احمد سلیمانی

موقعیت در پرواز ـ رزرو شماره یک ـ کابین جلو: سروان محمد عتیقه‌چی ـ کابین عقب: علی کدخدایی ـ ملاحظات: پرواز تا نزدیک مرز

موقعیت در پرواز ـ رزرو شماره دو ـ کابین جلو: سروان ابراهیم فخار ـ کابین عقب: علی گنجی ـ ملاحظات: پرواز تا نزدیک مرز

موقعیت در پرواز ـ رزرو شماره سه ـ کابین جلو: ستوانیکم ایرج محبی ـ‌کابین عقب: نامشخص ـ ملاحظات: رزرو روی زمین

 

توجیه خلبانان

 

برابر هماهنگی‌ها سه دسته دو فروندی از اف‌ـ۵‌های مستقر در پایگاه شهید نوژه به علاوه سه فروند اف‌ـ۴این یگان مسئولیت پوشش هوایی مسیرهای داخل کشور گروه اصلی و حوالی پایگاه را عهده‌دار ‌شدند.

ستوانیکم خلبان مصطفی اردستانی وستوانیکم عین الله افروز کنترل شکاری رادار که مسئول ایستگاه رادار سر درود تبریز است. بنا به درخواست معاون عملیاتی ستاد نیرو سرهنگ خلبان محمود قیدیان با یک فروند هواپیمای سریع جت فالکن به تهران رفت و درباره انجام یک عملیات بمباران ایذایی و یک عملیات نفوذی ایذایی هنگام عملیات اصلی توجیه شدند. مسئولیت حمله سه فروندی به پالایشگاه مهم و از نظر پدافندی پر خطر «کروک» را خود اردستانی قبول کرد. افسر رادار هم کاملاً درباره مسائل مربوط به خود توجیه شد و هنگام برگشت سرهنگ خلبان جلیل خادم‌العلما نماینده ستاد نیرو برای نظارت بر امور از سایت رادار، آنان را همراهی کرد و شبانه با افروز به ایستگاه رادار سرد رود رفت. نخستین هواپیمای بوئینگ-۷۴۷هم دو روز قبل از عملیات، در دمشق نشست و برابر نقشه قبلی، اعلام شد که نقص فنی پیدا کرده است. به همین دلیل برای رفع نقص آن در خواست قطعات و کارکنان فنی شد. دومین هواپیما از همان نوع به منظور رفع عیب، روز بعد به سوریه رفت. در واقع کارکنان و قطعات موجود در هواپیما همگی مربوط برای تعمیرات اف-۴پیش‌بینی شده‌اند تا در صورت بروز هر نوع اشکال احتمالی برای هر یک از فانتوم‌ها، رفع سریع آن و پرواز مجدد امکان‌پذیر شود. زیرا ماندن یک بمب افکن ایرانی در فرودگاه‌های سوریه برای آن کشور وجهه خوبی نخواهد داشت اگر چه طبق طرح قرار شده بود چنانچه هواپیمایی صدمه دید و دچار وضع اضطراری شد یا به دلیلی نتوانست به پرواز ادامه دهد در یکی از پایگاههای دور افتاده و درجه سه سوریه، در نزدیکی مرز عراق فرود آید.

گفتیم این بار هم تغییراتی جزیی در طراحی عملیات انجام گرفت. یکی از این تغییرات با توجه به قابل اعتماد نبودن پیش‌بینی‌های هواشناسی در آن زمان که موجب لغو ماموریت قبلی هم شد، بررسی وضع جوی توسط خلبانان در منطقه و از نزدیک بود. صبح زود روز حمله دقایقی قبل از طلوع خورشید، یک فروند اف-۵دو کابینه به خلبانی سروان ابراهیم قربانی و ستوانیکم عباس رمضانی به منطقه سوختگیری و تا نزدیک مرز پرواز کرده و اوضاع جوی را کاملاً مساعد گزارش ‌داد. بنابراین دستور اجرای عملیات بدون هیچ شک و شبهه‌ای راجع به خرابی هوا صادر شد. یک موضوع مهم دیگر هم بصورت پنهانی بدون اطلاع مقامات بالا، بین ایزدستا، گلچین و براتپور مطرح شد و آن این است که؛ چنانچه سوختگیری را در کنار نوار مرزی عراق و در داخل این کشور با دو تانکر غول پیکر در مسیر رفت و برگشت انجام دهیم، به احتمال خیلی زیاد پروازها کشف خواهد شد و چون امکانات مناسبی برای دفاع وجود ندارد و سوخت جنگنده‌ها هم در آن شرایط در وضع بحرانی است، همه با شلیک‌های موشک هوا به هوای دشمن نابود خواهیم شد. از این رو در آخرین نقطه‌ای که قرار است از شمال خاک دشمن به سمت جنوب گردش کنیم و به تانکرها بپیوندیم تا به سوی هدف‌ها ادامه دهیم، چند مایلی دیگر ادامه دهیم و سپس گردش ‌کنیم. به این شکل در سمت غربی مرز عراق و داخل خاک سوریه خواهیم بود که این امر را نه عراقی‌ها انتظار خواهند داشت و نه سوری‌ها، اما آنچه مهم است. عدم پرواز روی مناطق مسکونی و نقاط پرجمعیت است. زیرا در این شرایط لو خواهیم رفت و چه بسا پدافند سوریه ما را با هواپیماهای رژیم اشغالگر قدس اشتباه بگیرد و به ما صدمه بزند. با این وضع ساعت سه و نیم بامداد ۱۵فروردین بار دیگر اتومبیل‌ها خلبانان را به سمت پست فرماندهی پایگاه شهید نوژه بردند. تعدادی از خلبانان در یک یا هر دو مرحله قبلی حضور داشتند و برخی دیگر مدتی قبل از سایر پایگاه‌ها آمده بودند.

تازه واردها از دیشب که ابلاغ شده برای انجام یک عملیات مهم باید زود بخوابند و خوب استراحت کنند تا بامداد بیایند به محل توجیه، نگران هستند. آن شب تعداد زیادی از این گروه گرد هم می‌آیند و ماجراهای جالبی رخ می‌دهد. زمان به سرعت می‌گذرد و به زودی صدای زنگ ساعت‌ها خواب را از چشم‌ها فراری می‌دهد و با رسیدن ماشین‌ها و تجمع خلبانان، در آنها ولوله‏ای بین آنها رخ می‌دهد. هر کس چیزی می‌گوید؛ یکی حرف‌های طنز «این وقت صبح خمیرگیرها هم خواب هستند ببینید ما چه شغلی داریم!» و دیگری ابراز نگرانی از محل مأموریت، «باید خیلی پرخطر باشد که خود مسئولان در آن حضور ندارند.» و آن دیگری: «وصیت نامه‌های خود را نوشته‌اید؟ در این مأموریت احتمالاً چند نفر شربت شهادت خواهند نوشید.» و…چند دقیقه از ساعت سه و نیم بامداد گذشته و همه در اتاق توجیه جمع شده‌اند. فرماندهی پایگاه خوشامدی می‌گوید و با اشاره به این که خودم با شما خواهم بود، از لیدر می‌خواهد توجیه عملیات را آغاز کند. آن عده که نگران حضور نیافتن مسئولان بودند با این حرف شوکه شدند و نفس راحتی ‌کشیدند. در واقع خیالشان راحت شد که مأموریت نباید خیلی سخت باشد بلکه به عکس حتماً آسان است که فرمانده و معاون عملیات در آن حضور دارند! به هر حال براتپور توجیه کلی را انجام داد و در پایان از خلبانان کابین عقب می‌خواهد جلسه را ترک کنند و بروند مقدمات انجام پرواز را با درج اسامی در دفاتر ثبت پرواز روزانه، گرفتن دستورهای عملیاتی مأموریت، دریافت رمزهای مکالمات امروز و سایر مسائل، آماده کنند.


نمایش قدرت هوایی ایران در «اچ- ۳»

 

همه افراد درگیر از جمله کارکنان گردان نگهداری به تماشای این صحنه زیبا ایستادند و برای سلامت خلبانان و بازگشت پیروزمندانه آنها دست به دعا بر داشتند. قبل و بعد از گروه پروازی تعدادی از هواپیماهای اف‌ـ‌۴و اف‌ـ‌۵که برای پوشش هوایی اختصاص یافته‌اند برخاستند و در مناطق عملیاتی تحت مسئولیت خود مشغول مراقبت از فضای کشور شدند. سپس دسته پروازی پس از بلند شدن در ارتفاع پایین به سمت دریاچه ارومیه پرواز کرد.

در حوالی دریاچه ارومیه فانتوم‌ها به دنبال دو تانکر ۷۰۷می‌گردند. نباید هیچ تماسی با رادیو گرفته شود و همچنین از رادار هواپیما هم نباید استفاده می‌کردند. تانکرها در ارتفاع پایین روی دریاچه ارومیه پرواز می‌کنند و پس از چند دقیقه دسته پروازی به آنها نزدیک می‌شود و آن‌ها بنزین می‌گیرند. شکاری‌های اف‌ـ‌۵نیز از نخستین دقایق حضور تانکرها از پایگاه تبریز بلند شده و در نزدیک محل ایستایی آنها مشغول حراست می‌شوند. زیرا تانکرها با وجود حدود ۷۸تن سوخت هیچ وسیله دفاعی ندارند و چنانچه توسط شکاری‌های دشمن رهگیری شود و مورد اصابت قرار گیرند به کوهی از آتش مبدل خواهند شد.

هر پنج فروند فانتوم از یک تانکر در ارتفاع پست سوخت دریافت می‌کنند، حتی تانکرها مسیر خود را به سمت مرز ادامه می‌دهند تا آنها بتوانند تا آخرین لحظه سوخت لازم را دریافت کنند و با باک‌های پر از مرز خارج شوند. پروازی سخت و نفس گیر در ارتفاع ۱۰۰۰پایی که قبلاً بنزین‌گیری در این ارتفاع سابقه نداشته، هم به خلبانان تانکر و هم بمب‌افکن‌ها فشار روانی وارد می‌کند. با این وجود همه چیز مرتب پیش می‌رود و فانتوم‌ها مرز خودی را به سمت ارتفاعات شمال عراق که به دره عروسک‌ها معروف است رد می‌کنند. در اینجا با وجود این که گفته شده بود در این مأموریت امکان ۸۰درصد از دست دادن هواپیماها باشد، سروان عتیقه چی که لیدر دسته دو فروندی رزرو بود درخواست کرد که همراه دسته پرواز ادامه دهد و به او دستور داده شد برگردد، از دسته پروازی جدا شدند و رفتند نشستند.‏

در همین حال کمی در عمق خاک کشور خودی یک فروند شکاری مدرن اف‌ـ۱۴ (تام کت) با رادار پیشرفته و فوق مدرن خود تا دور دست‌های داخل مرز دشمن، همه چیز را زیر نظر گرفته است. کمی بعد یک فروند ۷۰۷دیگر برای واگذاری سوخت به پروازهای پوشش هوایی به منطقه غرب کشور می‌آید و در دوره ایستایی خود قرار می‌گیرد. در طول عملیات اصلی چهار فروند شکاری تام کت مجهز به انواع موشک‌های هوا به هوا از جمله موشک منحصر به فرد «فونیکس» به منطقه عزیمت و آماده مقابله با هرگونه تحرک احتمالی شکاری‌ها یا بمب‏افکن‌های دشمن می‌شوند. سروان عباس بابایی و کابین عقب او سروان شهرام رستمی یکی از این پرنده‌ها را هدایت می‌کنند.

فانتوم‌ها در دو دسته چهار فروندی پشت سرهم از لابه لای دره‌های عمیق و پربرف شمال عراق به سوی هدف‌ها در پروازند. این موضوع به اشکال مختلف بین خلبانان کابین جلو و عقب در تعدادی از هواپیماها با چنین مضامینی مطرح می‌شود که: اگر قرار باشد به هر علت در این دره‌ها با چتر نجات فرود بیاییم حتماً به فسیل مبدل خواهیم شد و کسی هرگز ما را پیدا نخواهد کرد. یا؛ در هواپیما بمانیم و بمیریم بهتر است تا در این مکان فرود آییم و از این قبیل صحبت‌ها.

در نزدیکی سه کنج مرزی شمال غرب عراق، شمال شرق سوریه و جنوب ترکیه، خلبانان کابین جلو که می‌بینند مانعی برای پرواز به وجود نیامده است، لیدر دسته موضوع پرواز در حاشیه مرزی سوریه را بجای پرواز در خاک عراق انجام می‌دهد. آنان هم نفس راحتی می‌کشند، زیرا این امر تا حدود زیادی ضریب خطر را پایین می‌آورد.

دو فروند بوئینگ‌ـ‌۷۴۷که به ظاهر تعمیر شده‌اند و آماده عزیمت به تهران هستند از برج مراقبت اجازه بلند شدن می‌گیرند و تا نخستین نقطه گردش به شمال سوریه، در جنوب ترکیه، جایی که باید وارد کریدورهای بین المللی پرواز شوند، یعنی محلی به نام «تنف» (‏TANF‏) مسیر عادی را می‌پیمایند و سپس بدون هرگونه تماس و هماهنگی با مبادی کنترل پرواز، آنقدر ارتفاع کم می‌کنند که از دید رادارهای سوری محو می‌شوند. این دو به سوی نقطه محل قرار قبلی در شمال شرق سوریه پرواز می‌کنند و در آنجا گردش کنان منتظر رسیدن جنگنده‌ها می‌شوند و جنگنده‌ها هم به محض رسیدن به نقطه قرار آنها را با چشم مشاهده و از آنها بنزین می‌گیرند و به سمت جنوب ادامه می‌دهند.

در نزدیکی نقطه آخر که بین خلبانان به ‏IP‏ مشهور است، بمب افکن‌ها از تانکر جدا می‌شوند و ضمن آنکه به سه دسته (دو دسته سه فروندی و یک دسته دو فروندی) تقسیم می‌شوند، سرعت خود را هم به میزان تعیین شده افزایش می‌دهند و روی نقطه ‏IP‏ با گرفتن زمان، سمت خود را به سوی هدف تنظیم می‌کنند. پرواز در این مرحله به دلیل بیابانی بودن منطقه از ویژگی خاصی برخوردار است و کوچکترین غفلت می‌تواند سبب تشخیص ندادن ارتفاع شود و هواپیما سقوط کند. زیرا تشخیص ارتفاع روی ماسه‌های رملی که بی‌شباهت به پرواز روی دریا نیست خیلی مشکل است. در این جا خلبانان نمی‌توانند از دستگاه رادار ارتفاع سنج هم استفاده کنند چون به احتمال قوی توسط حساسه‌های الکترونیکی دشمن موقعیت شان کشف خواهند شد.

چند دقیقه بعد هر گروه بر فراز یکی از پایگاه‌ها ظاهر می‌شوند و در حالی که هواپیماهای مهم و تجهیزات گوناگونی مانند رادار و غیره در سطح پایگاه گسترده هستند، به بمباران آنها می‌پردازند. تازه کارکنان توپ‌های پدافندی از خواب غفلت بیدار می‌شوند و به سوی هواپیماهایی که در حال دور شدن هستند شلیک می‌کنند. اما دیگر دیر شده است و این شجاعان صحنه نبرد را به سوی تانکرها ترک کرده اند.

هنگام بمباران یکی از هواپیماها به خلبانی سرگرد محمود خضرایی و ستوان اصغر باقری مورد اصابت ترکش بمب‌های هواپیمای جلویی خودش قرار می‌گیرد و قسمت‌هایی از آن دچار مشکل می‌شود که مهم‌ترین آن پاره شدن یکی از لوله‌های هیدرولیک است. از این لوله روغن هیدرولیک تحت فشار، نشت می‌کند و به سرعت کنترل فرامین هواپیما مشکل و مشکل‌تر می‌شود. به همین دلیل خضرایی در رادیو وضع اضطراری اعلام می‌کند و مشکل را به همراهان اطلاع می‌دهد. لیدر از او می‌خواهد خود را به تانکرها برساند تا چاره‌ای بیاندیشند. ایزدستا که می‌بیند قضیه جدی است او را همراه تانکری که خودش در آن حضور دارد به فرودگاه اضطراری پیش‌بینی شده به نام «پالمیرا» می‌برد. خضرایی که چیزی نمانده همراه کابین عقب خود هواپیما را ترک کند با دیدن باند فرود، به سرعت چرخ‌ها را باز می‌کند و در فرودگاه به زمین می‌نشیند.

ارمغان عملیات «اچ- ۳»

آغاز برتری هوایی ارتش ایران

 

از آنجا که فشار هیدرولیک افتاده است، ترمزها به خوبی جواب نمی‌دهند و هواپیما در حالی که روی باند می‌دود از کنترل خلبان خارج می‌شود به بیرون باند می‌رود، چاله چوله‌های اطراف باند سبب وارد آمدن خسارت جدی به هواپیما می‌شود و خوشبختانه به دلیل نرم بودن خاک آن ناحیه، ستون‌های چرخ که دیگر چرخی رویشان وجود ندارد در زمین فرو می‌روند. به خواست خدا هواپیما بدون واژگون شدن و آتش گرفتن میخکوب می‌شود و به لطف الهی هر دو خلبان از این رویداد سنگین جان سالم به در می‌برند.

مسئولان امنیتی فرودگاه که انتظار نشستن چنین هواپیمایی را نداشتند و از فرود آن شوکه شده اند، خلبانان را دستگیر و پس از بازجویی و جریاناتی با یک فروند بالگرد به دمشق می‌فرستند. هفت فروند فانتوم دیگر به دنبال یک تانکر در حالی که سوختگیری می‌کنند، تا شمال شرق سوریه می‌‌روند و از آنجا وارد خاک عراق می‌شوند. آنها از همان مسیر قبلی برمی‌گردند. تانکر هم به گردش و اوج گیری به سوی مسیر کریدر بین‌المللی می‌رود و از طریق خاک ترکیه به تهران برمی‌گردد. البته ایستگاه‌های کنترل زمینی سوریه و ترکیه که دو هواپیمای بوئینگ، پاسخی به درخواست‌های مکررشان نمی‌دادند و آنها فکر می‌کردند احتمالاً دچار سانحه شده‌اند از دست خلبانان این تانکرها عصبانی هستند ولی خلبانان به کار خود ادامه می‌دهند و با یک عذرخواهی قضیه را تمام می‌کنند. ایزدستا هم برای پاره‌ای هماهنگی و توضیح شرایط به فرودگاه دمشق باز می‌گردد تا شرایط بازگشت خضرایی و باقری را فراهم کند.

حالا که سامانه پدافندی عراق از وجود تعدادی بمب افکن ایرانی در دور دست‌ترین بخش‌های سرزمینش آگاه شده است، به سرعت و برابر روش شکاری‌هایش را به مصاف آنها خواهد فرستاد، نوبت انجام برنامه‌ای دیگر است تا آنها را به خود مشغول کند یعنی نخستین حمله بمباران ایذایی. برابر زمان بندی دقایقی قبل سه فروند هواپیمای اف‌ـ‌۵به لیدری ستوانیکم مصطفی اردستانی که ستوانیکم ابراهیم توکلی در موقعیت شماره دو ستوانیکم شفیع حسین پور در موقعیت شماره سه او قرار گرفته‌اند در حال نزدیک شدن به پالایشگاه عظیم و راهبردی کرکوک هستند. پالایشگاهی که نقش اساسی در قدرت نظامی دشمن دارد. هنوز فانتوم‌ها به تانکرها نرسیده‌اند و مقامات عراقی مشغول اعلام خبر خسارت وارده و کسب تکلیف هستند که دود و آتش از پالایشگاه مذکور زبانه می‌کشد. امروز برای عراقی‌ها روز بدی رقم خورده است. شکاری‌هایی که باید برای رهگیری فانتوم‌ها اعزام شوند و به دستور افسر کنترل رادار به دنبال مهاجمان به پالایشگاه مسیر خود را تغییر می‌دهند. در حالی که سه فروند اف‌ـ‌۵با سرعت و در ارتفاع خیلی پست در حال بازگشت به تبریز هستند رادار خودی دو فروند از اف‌ـ۵های آماده در جنوب دریاچه را به مأموریتی ایذایی می‌فرستد. در این عملیات آنها باید در ارتفاعی که توسط رادارهای دشمن دیده شوند به مرز نزدیک شدند تا شکاری‌های عراق را از تعقیب همکاران، منصرف و به دنبال خود بکشند. چنین است که شرایط ایمنی فراهم می‌شود تا همه بمب افکن‌ها به سلامت هدف را ترک کنند و به خاک خودی برسند. شکاری‌های مدرن تام‌کت هم در این وضع به مرز نزدیک‌تر می‌شوند و دشمن مرعوب شده فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد.

دو فروند تانکر ۷۰۷دیگر از مهرآباد به جنوب دریاچه می‌رسند تا بار دیگر فانتوم‌های تشنه بنزین را سیراب کنند. اندکی بعد آنها از ره می‌رسند و برای پر کردن باک‌ها به زیر تانکرها می‌روند. بعد از سوختگیری همه به سلامت ۴ساعت و ۵۵دقیقه پرواز را با نشستن در پایگاه هوایی شهید نوژه همدان پایان می‌دهند و مورد استقبال جمع زیادی از همکاران قرار می‌گیرند. قربانی گوسفند، بوسیدن صورت خلبانان و تبریک به آنان تمامی ندارد. همه خوشحالند و در میان این شادمانی، تازه عده‌ای از حضور نداشتن خضرایی نگران می‌شوند و همهمه‌ای بین حاضران اتفاق می‌افتد.

ولی خیلی زود از سلامت آنان با خبر می‌شوند و خدا را شکر می‌گویند. سرهنگ ایزدستا به محض ورود به دمشق به رایزنی با مقامات آن کشور می‌پردازد و بالاخره با سماجت او و مقامات دیگر مجوز بازگرداندن دو خلبان اخذ می‌شود. دو خلبان خسته که از خدا عمر دوباره گرفته‌اند از راه می‌رسند و به محض ورود به فرودگاه، به اعضای پروازی تانکر ملحق می‌شوند و به میهن اسلامی بر می‌گردند.

برابر اطلاعات رسیده و شنود مکالمات بی سیم عراقی‌ها در این حمله بی نظیر و غافلگیرانه حداقل ۴۸فروند از انواع هوا پیماهای مدرن، بالگرد و انواعی از تجهیزات و تأسیسات دشمن آسیب کلی دیده است. از طرفی گروه تعمیراتی هم در محل فرود، فانتوم صدمه دیده را پس از دو ماه کار مستمر آماده می‌کنند و خلبان محمود اسکندری و محمد جوانمردی کابین عقب او با ماجراهای شنیدنی دیگری آن را به آغوش میهن و جمع دیگر هواپیماهای نیروی هوایی باز می‌گردانند. لازم به ذکر است در عملیات مذکور بیش از ۵۴فروند از انواع هواپیما و متجاوز از ۱۱۵نفر عوامل مختلف در پرواز و صدها نفر از کارکنان گردان نگهداری، عملیات، اطلاعات و…در زمین امور مربوط را سامان دادند. ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران بلافاصله پس از اجرای موفق عملیات درباره این مأموریت، اطلاعیه شماره ۴۵۷خود به شرح زیر را صادر کرد و عصر همان روز همزمان این پیروزی شگرف را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی به اطلاع ملت مجاهد ایران و همه کسانی که در سطح جهان اوضاع جنگ تحمیلی را رصد می‌کردند، رساند. متن این اطلاعیه به شرح زیر بود:

«چابک عقابان آسمان ایران، خلبانان افتخار آفرین نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در روز جاری (۱۵ر۱ر۱۳۶۰) در یک یورش رعدآسا بزرگ¬ترین ضربه را بر پیکر پلید و جنایتکار دشمن وارد آورده و در یک عملیات متهورانه تحسین برانگیز در عمق خاک عراق چهار پایگاه دشمن را با همه هواپیماهای مستقر در آنها منهدم و با سرافرازی همگی سالم به میهن اسلامی خود بازگشتند.ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران این پیروزی بزرگ را به پیشگاه حضرت مهدی (عج) و نایبش حضرت روح‌الله و به ملت مبارز و مسلمان ایران تبریک و تهنیت عرض می‌نماید و از خلبان غیور و جانبازی که دلاورانه این موفقیت را در پرتو عنایات حضرت سبحان به تحقق درآورده و همچنین از همه پرسنل نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قدردانی می‌کند.»‏

ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران

لازم به یادآوری است که منظور از چهار پایگاه در اطلاعیه فوق، سه پایگاه مجموعه الولید و پالایشگاه کرکوک بوده است. انجام عملیات اچ‌ـ۳ ‏گرچه خطر از دست دادن هواپیماها را که طبق فرمایش فرمانده نیروی هوایی شهید فکوری، ۸۰درصد بود و اگر این عملیات با شکست مواجه می‏شد سبب از دست دادن تعدادی هواپیمای فانتوم عملیاتی و احتمالاً دو فروند هواپیمای ۷۴۷تانکر می‌شد، از طرفی با توجه به این که تا آن زمان پیروزی چشمگیری نداشتیم که بتوانند بطور گسترده‌ای در رادیو، تلویزیون و رسانه‌های کشور از آن صحبت کنند.‏ چنانچه این مأموریت با موفقیت انجام می‏شد شکست بزرگی برای دشمن و پایین آمدن روحیه آنها بود. بالاخره رهبر فقید انقلاب با پیشنهاد فرمانده نیرو (شهید فکوری) ریسک این پرواز را پذیرفتند و با اجرای آن موافقت فرمودند. و بنده و سایر خلبانان هم که افتخار داشتم در این مأموریت در خدمت آنها باشم. با توکل به خداوند یکتا این مأموریت را با دل و جان و با موفقیت کامل به انجام رساندیم و ضربه بسیار مهمی از نظر استراتژیکی و سیاسی و اقتصادی بر پیکر دشمن وارد آوردیم. به طوری که رادیوهای کشورهای غربی وآمریکا مدت‌ها در مورد این پرواز صحبت و خلبانان شرکت کننده را تحسین می‌کردند. در این مأموریت حدود ۵۰فروند از انواع هواپیماهای بسیار ارزشمند دشمن مانند توپولف۲۲، ۱۶و سوخو۲۴، ۲۲و میگ۲۳و غیره را نابود و ثابت کردیم هیچ جایی در خاک دشمن از دسترس نیروی هوایی دور نیست و از نظر سیاسی و نظامی هم ضربه بزرگی بر پیکر دشمن وارد کردیم که سبب شد صدام بلافاصله فرمانده پدافند منطقه را اعدام کند. در این عملیات آفندی با استفاده از نقاط کور رادار دشمن و پرواز در ارتفاع پست و سرعت زیاد و استفاده نکردن از رادیو و رادار هواپیما و هرگونه وسایلی که امواجی به بیرون صادر می‌کند، توانستیم دشمن را غافلگیر کنیم.

در این پرواز از حداقل هواپیماها و حمل بیشترین مقدار از انواع مهمات استفاده شد و هنگام انجام این پرواز هواپیمای اف‌ـ۱۴و اف‌ـ۴که روی دریاچه ارومیه و نزدیک مرز پرواز می‌کردند، تأمین نسبتاً خوبی برای ما بودند و ضمناً وحدت فرماندهی در این پرواز بسیار مؤثر بود.‏

 

منبع : روزنامه اطلاعات

نقشه سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این وبسایت به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تعلق دارد.
.استفاده از منابع محتوایی با ذکر منبع مجاز است