شهید رجب بیگی: از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم .

شهید فضل الله خودسیانی: الهی اگر طاعت بسی ندارم در دوجهان جز توکسی ندارم.خدایا فضل ترا گران نیست و شکر تورا زبان نیست.خدایا مگو چه آورده ام که درد و دوا نشوم و مپرس چه کرده ام که رسوا نشوم

شهید جعفر جعفری: چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن.

شهید محمد مهاجری: خدایا : سرودمان را شنیدی ، انالله و اناالیه راجعون . خدایا : آوایمان را شنیدی، لاالله الاالله. پروردگارا، کتابمان قرآن، پیمانمان ایمان، جرممان قیام، راهمان اسلام، پیشوایمان امام، سلاحمان وحدت.

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابی در چهره اش نمایان می باشد، می بینی در حال عبادت است و از خدا می خواهد ک به درگاه د و .

شهید سید منصور بیاتیان: اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند خودش را غسل دهند.

شهید حسن خاکسار: آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند .

شهید ناصر دشتی پور: اضطراب و نگرانی از آینده و تاثر و افسوس بر گذشته از جمله موانعی هستند که اگر در روح کسی نفوذ نماید عزم و تصمیمش را در هم می شکند و او را خود باخته و مرعوب می سازد..

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابیا به درگاه خودش قبول کندود لبیک گفته و توسط از خدا بی خبران عراقی به شهادت می رسد .

شهید مهدی شریعتی: شما ای ملت قهرمان و ای ملت امام تذکر که هر مکتبی و هر امتحانی و آزمایشی نهایتاً کارنامه ای دارد و معیارهایی که صادق از کاذب بشناسد و مکتب ما مسلمین نیز چنین است. مکتبمان اسلام عزیز و دروسشت. اما امتحان بسی مشکل است و جهاد با نفس و قتال با کفر و نفاق است.

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

اوقات شرعی
صدور انقلاب و نسبت آن با جنگ
صفحه اصلی > تاريخ دفاع مقدس > مقالات و تحلیل ها > صدور انقلاب و نسبت آن با جنگ 
 آرمان های فراموش شده ؛ تاملی در باب صدور انقلاب و نسبت آن با جنگ

نوشتاری از جمال یزدانی
 
    
   در حقیقت جنگ تحمیلی كه در تاریخ انقلاب ها طولانی ترین جنگ بر ضد یك انقلاب محسوب می شود به دلیل این كه جامعه جهانی تحولات آن را دنبال می كند،بستر مناسبی برای صدور انقلاب است. با پایان جنگ می توان گفت انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلابهای جهان در قرن بیستم شناخته شده ترین آنهاست كه در پایداری و دفاع قدرتمندانه موفق می شود صدای خود را به همه جای جهان منعكس كند. امروز این صدور الگوی انقلاب در ابعاد فرهنگی در شرف تكوین است و به قول پرفسور لوی باترا در كتاب « بحران بزرگ دهه 90» بزرگترین رمز سستی و سقوط فرهنگ ماتریالیستی غرب در مقابله با فرهنگهای اصیل جهان سومی است كه ماجرای سلمان رشدی و فتوای تاریخی امام آغازگر این حركت اصیل فرهنگی است و چالش با غرب در قالبهای جدیدی باید شكل بگیرد.
 
« هر روز ما در جنگ برکتی داشته ایم که در همه صحنه ها از آن بهره جسته ایم . ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده ایم ، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ایم ، ما در جنگ ، پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم ... ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم ، ما در جنگ ریشه های انقلاب پربار اسلامی مان را محکم کردیم ... ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال می توان مبارزه کرد ، - جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت ، از همه اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.» (منشور روحانیت – اسفند 67)
 
شاید نبش قبرهایی این چنین ، آن هم در دوره ای كه همه بر طبل گفتگو یا مخاصمه می كوبند و درصدد حفظ جایگاه فعلی در نظام بین الملل هستند ، كاری عبث و خنده دار باشد. شاید حتی در برخورد با برخی از نیروهای ارزشی نیز صدور انقلاب و طرح مسئله آن كاری بی فایده جلوه كند چرا كه « مگر چیزی از انقلاب برای صادر كردن باقی مانده است ؟!» . این مقاله درصدد آن است كه با نگاهی دوباره به این آرمان فراموش شده و برقراری نسبت آن با جنگ به ضرورت احیای دوباره آن تأكید نماید.
 
پیروزی انقلاب اسلامی ایران و گره خوردن آن با مفاهیمی چون " استكبار ستیزی " و حمایت از " پابرهنگان " عالم ، امید تازه ای در دل جنبش های اسلامی و آزادی خواه دنیا به وجود آورد . پیدایش یا تحرك دوباره بسیاری از حركت های اسلامی پس از وقوع انقلاب از جمله حزب الله ، جنبش توحید اسلامی لبنان ، جهاد اسلامی ، حماس ، حزب الدعوه و سازمان پیكار اسلامی عراق ، سازمان الجهاد و جناح الیسار اسلامی در مصر ، جبهه اسلامی در بحرین ، در ابعاد فكری – ایدئولوژیك یا سیاسی – روان شناختی را ، می توان از تأثیرات اولیه انقلاب دانست .
 
 پس حداقل تا مقطع چند ماهه پس از پیروزی خواسته یا نخواسته انقلاب اسلامی ایران به صدور اندیشه " ظلم ستیزی " و " استكبار زدایی " پرداخته است بدون دخالت هیچ نهاد یا حكومت یا اندیشه و استراتژی خاص از سوی انقلابیون ایران .
 
اما بعد از استقرار حكومت در ایران و رسمی شدن آن و پا گرفتن دستگاه دیپلماسی كشور در ارتباط با دیگر كشورها دو تفكر عمده درباره صدور انقلاب پدید آمد . قبل از اشاره به این مسئله باید تذكر داد كه تأكیدات مكرر حضرت امام در چند ماهه پس از پیروزی و وارد كردن ادبیات " صدور انقلاب " در جبهه انقلاب از مهمترین دلایل موضع گیری های نیروهای داخل نظام بود.
 
صدور انقلاب یك كار نظامی
جنبه نظامی كه با حمایت عملی از نهضتها و جنبش های مبارز در كشورهای مختلف – به طور علنی – وارد فاز درگیری مسلحانه می شود . شاید یكی از دلایلی را كه می توان برای به فراموشی سپرده شدن صدور انقلاب برشمرد همین نگاه بوده است .
 
گری سیك كه عضو سابق شورای امنیت ملی آمریكا در دوره ریاست جمهوری جرالد فورد ، جیمی كارتر و رونالد ریگان بود و كتاب " همه سقوط می كنند : رویارویی تراژیك آمریكا و ایران " را نیز در سال 1985 نوشت ؛ در این باره می گوید كه سیاست صدور انقلاب توسط ایران پس از جنگ عراق و ایران از دستور كار استراتژیك « حاكمان تهران » خارج شد . به نظر گری سیك هزینه های فراوان صادرات انقلاب ، علت اصلی این چرخش بود .
 
سیك می گوید : من فكر می كنم ایده صدور انقلاب هم از منظر عملی بودن اولیه و هم نتیجه عملی ای كه بدست داد ، یك شكست كامل بود و هم از این منظر كه برای ایران شهرت بسیار بدی بوجود آؤرد و آن را خطرناك و غیرقابل اعتماد جلوه داد . هیچ كشوری در هیچ زمینه ای حاضر به همكاری با جمهوری اسلامی نبود . ده تا پانزده سال طول كشید كه جمهوری اسلامی در نگاهش به ایده صدور انقلاب تجدیدنظر كند ".
 
این تصور و برداشت از صدور انقلاب یك مصادره به مطلوب است برای به فراموشی كشاندن ایده ای كه امام آن را مطرح می كرد . گرچه این تصور در اذهان نیروهای انقلابی مبنای عمل در دوره بعد از جنگ نیز شد . اما باید گفت شرایطی مانند آنچه در ابتدای انقلاب اتفاق افتاد ، نقش فعال ایران را در این زمینه می طلبیده كه شرایط امروزه چنین نیست . تبلیغات وسیع غرب خصوصا آمریكا در ابتدای انقلاب كه ایران را تهدیدی برای كشورهای منطقه معرفی می كرد و اعتمادی كه سران این كشورها به دولتمردان آمریكایی داشتند ، فضا را برای تشكیل یك اتحاد منطقه ای بسیار تاریك می ساخت .
 
 لذا حمایت تند و رسمی جمهوری اسلامی از نهضتهای جهادی ، مناسبترین گزینه پیش روی سیاستمردان انقلاب اسلامی بود . به طور مثال سازمان انقلابی توده های جمهوری اسلامی ایران (ساتجا) به رهبری محمد منتظری در هنگامه دولت مهندس بازرگان كه بخشی از عملیات این سازمان در جهت صدور انقلاب و ارسال دلارهای نفتی ایران به لیبی و لبنان بود . یا گروه دیگر سازمان جنبش های آزادیبخش جهان اسلام بود كه توسط مهدی هاشمی رهبری می شد ، از سوی حكومت حمایت می شدند .
 
البته این موضع در اول انقلاب مخالفانی نیز داشت .
« دولت موقت با استناد به رویه ها و مقررات پذیرفته شده بین المللی تكیه بر صدور انقلاب و حمایت از نهضتهای آزادی بخش را مغایر اصل عدم مداخله در امور داخلی سایر كشورها می دانست و معتقد بود به جای تكیه بر صدور انقلاب بهتر است جامعه ای نمونه و الگو بسازیم تا دیگران آن را سرمشق قرار دهند و از آن تقلید كنند . دكتر یزدی وزیر خارجه دولت موقت به صراحت اعلام كرد كه : « ما قصد صادر كردن انقلاب خود را نداریم .»
 و این گفته مغایر نظر صریح رهبر انقلاب بود كه اعلام می كردند ، « انقلابمان را به تمام دنیا صادر می كنیم .» در این مورد معارضه شدیدی میان شهید محمد منتظری كه در این زمینه فعالانه وارد میدان شده و اولین كنگره نهضتهای آزادیبخش را در ایران تشكیل داده بود – و دولت موقت به وجود آمد .»
 
شاید حالا بتوان دوباره به عبارات حضرت امام بازگشت . وقتی كه می فرماید : ما انقلابمان را در جنگ صادر كردیم » ، یك برداشت از آن نیز می تواند این باشد كه آقایان ! سیاست ما بعد از جنگ دیگر نمی تواند " حمایت نظام " از گروه های جهادی باشد . چون اولا با گذشت زمان و افشای سیاست های واقعی آمریكا ، اعتماد سران كشورهای منطقه به دولتمردان ایالات متحده كاهش یافته و از طرفی با آشكار شدن حقانیت ایران در جنگ هشت ساله ، بی اعتمادی های سابق رو به افول گذاشت . پس دیگر سیاستهایی مانند آموزش چریكهای فلسطینی در اوائل انقلاب در سپاه و ... لازم نمی باشد .
 
در حقیقت جنگ تحمیلی كه در تاریخ انقلاب ها طولانی ترین جنگ بر ضد یك انقلاب محسوب می شود . به دلیل این كه جامعه جهانی تحولات آن را دنبال می كند ، بستر مناسب و كاملی برای صدور انقلاب است و در این مورد با پایان جنگ می توان گفت ، انقلاب اسلامی نسبت به سایر انقلابهای جهان در قرن بیستم ، شناخته شده ترین آنهاست كه در پایداری و دفاع قدرتمندانه موفق می شود صدای خود را به همه جای جهان منعكس كند.
 
 اگر یك نیروی ضد غربی از مصر و تونس و شمال آفریقا گرفته تا خاورمیانه و بخشهای عمده ای از شبه قاره و جنوب شرقی آسیا از اصول انقلاب اسلامی پیروی می كند ، می تواند درجه تحقق اصول انقلاب را تعیین كند . امروز این صدور الگوی انقلاب در ابعاد فرهنگی در شرف تكوین است و به قول پرفسور لوی باترا در كتاب « بحران بزرگ دهه 90» بزرگترین رمز سستی و سقوط فرهنگ ماتریالیستی غرب در مقابله با فرهنگهای اصیل جهان سومی است كه ماجرای سلمان رشدی و فتوای تاریخی امام آغازگر این حركت اصیل فرهنگی است و چالش با غرب در قالبهای جدیدی باید شكل بگیرد كه در بخش " نگاه فرهنگی به صدور انقلاب " به آن اشاره می كنیم . اما باید دقت كرد ؛ گرچه ما بر " اولویت نداشتن " این نگاه به صدور انقلاب در دوره حاضر اشاره كردیم ، اما نباید مانند دیگران باب این مطلب را ببندیم .
 
صدور انقلاب یك استراتژی فرهنگی
اما نگاه دیگری كه در اوایل انقلاب – بنا به اقتضای شور انقلابی موجود – طرفداران كمتری داشت ، نگاه فرهنگی به صدور انقلاب بود . گرچه از بیانات حضرت امام در این باره بیشتر تفسیر فرهنگی برداشت می شد . در این نگاه صدور تفكر انقلاب اسلامی عملی می شد و فرهنگ مقابله با ظلم و عربده كشی و مبارزه برای استقلال خواهی و عزت مداری ترویج می گردید . در این مرحله با تبیین پیام حقیقی نهضت ایران و پایه های شكل گیری حكومت اسلامی و اصول سیاست خارجی و داخلی آن ، فكر تشكیل جبهه واحد اسلامی و مبارزه هماهنگ برای رهایی از سلطه دولتهای متخاصم باید فراگیر می شد .
در دوران مهندس موسوی در وزارت خارجه بود كه به این نگاه بهای بیشتری داده شد . به عنوان مثال فعالیتهای انجمنهای اسلامی در جذب جنبش های دانشجویی جهان اسلام ( مراجع كنید به مصاحبه سید عباس نبوی در همین شماره ) یا به طور مصداقی یكی از اصلی ترین سلاح ها در جهت صدور انقلاب اسلایم ، توسط همان گروههای نظامی كه به آنها اشاره كردیم ، افكار دكتر شریعتی بود . به ویژه دو كتاب او كه به دهها زبان جهان ترجمه و به طور رایگان در دسترس همه قرار می گرفت .
 
 كتاب « شهادت » و كتاب « پس از شهادت » كه نقش بسیار مهمی در ترویج و تشویق مرگ مقدس و شهادت طلبی شیعی اسلامی داشت .
 
وضعیت فعلی
اما تقریبا بعد از سال 62 و توجه بیشتر نظام به داخل برای اداره جنگ ، كم كم نگاه های جهانی – آرمانی انقلاب هم در بعد نظامی و هم فرهنگی كاسته شد . اما با توجه به بحثی كه درباره جنگ ارائه شد ، جنگ خود به عنوان مصداق اتم اهتمام به صدور انقلاب ، این آرمان را هم چنان زنده نگاه می داشت . اما با پایان یافتن هشت سال دفاع مقدس انتظار می رفت كه دستگاه دیپلماسی و فرهنگی كشور یا جنبش دانشجویی حداقل به حفظ دستاوردهای آن در زمینه صدور انقلاب و یا رجعت به آن با دیدگاه فرهنگی ، بپردازد . اما علاوه بر نگاه امام بعد از جنگ ، سه دیدگاه عمده نیز وجود داشته و دارد كه شاید چندان با نگاه امام منطبق نبوده و نیست .
 
در دیدگاه اول ، دولت می بایست سیاست خود را در جهت توسعه داخلی و ارتقاء سطح كیفی دانش و تكنولوژی در قالب نظام عرف بین الملل قرار دهد و از حساسیتهای جهانی پرهیز كند و یا اینكه نظام در دنیا هیچ رسالت جهانی ندارد . در این دیدگاه صدور انقلاب دیگر معنایی نداشته و از آنجایی كه با مؤلفه هایی چون ظلم ستیزی و عدالتخواهی ایدئولوژیك اسلامی در تضاد است طبعا نسبتی با دیدگاه امام ندارد .
 
در دیدگاه دوم استفاده از توان تسلیحاتی – اطلاعاتی مهمترین راه صدور انقلاب تلقی شده و باقی ماندن در مرزهای ملی نوعی توطئه استعماری شمرده می شود . در این دیدگاه بهبود اوضاع تنها در صورت به خطر انداختن منافع دول استعماری مشروع قلمداد می شود .
 
با توجه به مسائلی كه درباره جنگ و علل نامطلوب بودن اتخاذ چنین دیدگاهی در شرایط فعلی ارائه شد و از آنجا كه این دیدگاه بوی سلطه گری می دهد و در آن رشد توده های مردم بی اهمیت شمرده می شود ، بنابراین نمی تواند دیدگاه مطابق نظر امام باشد . شاید بتوان این دیدگاه را در بخشی از جبهه حزب اللهی ها یافت . كینه های انقلابی ای كه خیلی خوش ندارند فرو خورده شوند !
 
در دیدگاه سوم با نوعی مصلحت اندیشی فرصت طلبانه ، صدور انقلاب وسیله ای برای چانه زنی در سطح منازعات بین المللی تلقی شده و خود فاقد ارزش آرمانی و استراتژیك است . در این دیدگاه كه آمیزه ای از دو دیدگاه قبلی است در داخل به نوعی از صدور ارزشهای انقلاب دم می زند و در سطح جهانی بر تفاهم بین المللی تصریح دارد . این دیدگاه نیز از آنجا كه نوعی فرصت طلبی در قاموس خود دارد ، مطابق با نظر امام نیست . شاید بتوان گفت امروزه این دیدگاه انفعالی نیز می باشیم . برخی اصولگرایان در دوره انتخابات نهم هم دم از چنین شعاری می زدند .
امام چه می گفت ؟
اما به طور اجمال دیدگاه مورد قبول حضرت اما م را شرح خواهیم داد . آنچه را كه ایشان به عنوان موفقیتهای جنگ نام می برد همه صبغه فرهنگی دارند.
 
آشكار شدن تزویر جهانخواران ، شكستن ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب ، مبارزه علیه ابرقدرتها ، استمرار روح اسلام انقلابی ، پشتیبانی از مستضعفین و ... بنابراین ما چه بخواهیم یا نخواهیم انقلاب در فرآیند جنگ توانسته است تمام این مفاهیم را به دنیا صادر كند . اما به مقطع بعد از جنگ را كه ما در آن باید به حفظ و گسترش این دستاورد و ظرفیت به وجود آمده می پرداختیم و نپرداختیم – به علل بی توجهی به این مسئله اشاره خواهد شد.
 
در این دیدگاه اصل صدور انقلاب یكی از اصول اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی است كه حضرت امام آن را تا سطح اهداف غیرقابل تسامح نهضت دینی ارتقاء داده است .
 
اصلا امام صدور انقلاب را از ملزومات و تبعات ماهیت حكومت دینی عنوان كرده و استمرار و دوام آ» را مورد تأكید قرار می دهند : « ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می كنیم ، چرا كه انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنین نیفكند ، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجای جهان علیه مستكبرین هست ، ما هستیم . » در بینش امام هدف از صدور انقلاب افراشتن " پرچم توحید " و " رهایی مستضعفین از چنگال استعمارگر " است . ( صحیفه امام – ج 15 و ج 16 )
 
امام صدور انقلاب را صدور فرهنگ و ارزشهای اسلامی از جمله " معنویت " می داند :
« ما كه می گوییم می خواهیم انقلابمان را صادر كنیم ... همین معنویتی را كه پیدا شده است در ایران ، همین مسائلی كه در ایران پیدا شده ، ما می خواهیم این را صادر كنیم ... ما می خواهیم این انقلابمان را ، انقلاب فرهنگی مان را به همه ممالك صادر كنیم . » ( صحیفه امام ، ج 12)
 
از دیدگاه امام " تبلیغات " مهمترین ركن صدور انقلاب است : « وظیفه خطیر مبلغان در برداشتن حجاب از چهره اسلام می باشد . تقویت و توسعه تبلیغات در خارج از كشور از اهم امور است . » صحیفه نور – ج 16)
 
آنچه از گفتار امام در زمینه قالبهای صدور برمی آید حاكی از اهمیت توسعه شبكه های رادیویی و تلویزیونی ، وظیفه سفرا در تبلیغ اسلام با عمل و اخلاق فردی و اجتماعی ، گسترش دیدارهای غیررسمی و مردمی مسئولان در كشورهای خارجی و ... می باشد .
 
پس در خواهیم یافت كه امام حلقه بازیگران ایران عرصه را بسیار گسترده تعریف كرده است. اولا مخاطبان صدور انقلاب ، مردم مستضعف و محروم جهان اند . ثانیا علاوه بر دستگاه دیپلماسی كشور كه برای حفظ منافع كشور نیز باید موضعی فعال در قبال جریانهای اسلامی و مبارز داشته باشد ، دستگاههای فرهنگی اعم از صدا و سیما ، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ، وزارت فرهنگ و ارشاد و جنبش دانشجویی نیز وظیفه ای خطیر و جدی تر از وزارت خارجه دارند .
 
تا وقتی كه این نگاه فرصت طلبانه و نه استراتژیك به بحث صدور انقلاب وجود داشته باشد ، هم چنان باید شاهد فدا شدن « اصول » به نام « مصلحتها » و « منافع ملی » موهوم باشیم .
 
گرچه در بررسی اجمالی از نوع سیاستهای متخذه توسط نظام در چند سال گذشته در بحث هسته ای و یا حمایت از جریانات اسلامی جهان ، منافع ملی ادعایی دستگاه دیپلماسی نیز به دست نیامده است .
 
اما در سطح حكومتی نمونه های موفقی صورت گرفته كه نشان از پتانسیل بالای این بخش در ادامه دادن و حفظ دستاوردهای انقلاب بعد از جنگ در دنیا را دارد . شبكه ماهواره ای" العالم " و یا شبكه تلویزیونی " سحر " – فارغ از كیفیت برنامه ها – نشان دادند بستر وسیع و كارآمدی برای نیل به اهداف فوق مهیاست ، كه قصور نهادهای فرهنگی در این شانزده ساله مانع از استفاده از این ظرفیت نظام شده است .
 
شاید یكی از علل قصور – علوه بر عوامل فوق – در این باره زمانی عمل نكردن به این رهنمود باشد :
 « مسؤولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست . انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ع) است ... مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسؤولین را از وظیفه ای كه بر عهده دارند ، منصرف كند ، خطر بزرگ و خیانت سهمگین را به دنبال دارد . باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید ؛ ولی این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانی اسلام است ، منصرف كند . »
 
كارآمدی نسبی نظام در داخل و در عرصه بین المللی و پشتوانه قوی مردمی آن ، می تواند تضمین كننده قدرتمندی برای طرح دوباره این آرمان در عرصه جهانی باشد . رهبری در دیدار اخیر با تشكل های دانشجویی فرمودند :
« الان ایران قدرت منطقه ای شده است ، امروز ما در دل ملتهای اسلامی جا داریم . هویت عظیم بین المللی جمعی زنده ی خسته نشو و متكی به ایمان ما ، امروز می تواند پایه های غلط دستگاههای شیطانی را به چالش بكشد .امروز دنیا با محوریت جمهوری اسلامی می تواند جلوی جهان غرب بایستد . ما باید « ایستادن امیدوارانه » را صادر كنیم ... »
 
شاید فرصت دیگری دست ندهد كه ما آرمانهای فراموش شده را كه می توانند ضامن حیات و تداوم انقلاب اسلامی باشند دوباره احیا كنیم . بیش از دولتمردان و حاكمان ، این جنبش دانشجویی است كه باید گفتمان صدور انقلاب را در سطح دنیا دوباره مطرح كرده و از ظرفیتهای فرو خفته جنبشهای دانشجویی جهان اسلام برای گسترش اندیشه عدالتخواه و استكبار ستیز انقلاب بهره بگیرد .
 
منبع:ماهنامه هفت قفل

نقشه سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این وبسایت به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تعلق دارد.
.استفاده از منابع محتوایی با ذکر منبع مجاز است