شهید رجب بیگی: از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم .

شهید فضل الله خودسیانی: الهی اگر طاعت بسی ندارم در دوجهان جز توکسی ندارم.خدایا فضل ترا گران نیست و شکر تورا زبان نیست.خدایا مگو چه آورده ام که درد و دوا نشوم و مپرس چه کرده ام که رسوا نشوم

شهید جعفر جعفری: چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن.

شهید محمد مهاجری: خدایا : سرودمان را شنیدی ، انالله و اناالیه راجعون . خدایا : آوایمان را شنیدی، لاالله الاالله. پروردگارا، کتابمان قرآن، پیمانمان ایمان، جرممان قیام، راهمان اسلام، پیشوایمان امام، سلاحمان وحدت.

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابی در چهره اش نمایان می باشد، می بینی در حال عبادت است و از خدا می خواهد ک به درگاه د و .

شهید سید منصور بیاتیان: اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند خودش را غسل دهند.

شهید حسن خاکسار: آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند .

شهید ناصر دشتی پور: اضطراب و نگرانی از آینده و تاثر و افسوس بر گذشته از جمله موانعی هستند که اگر در روح کسی نفوذ نماید عزم و تصمیمش را در هم می شکند و او را خود باخته و مرعوب می سازد..

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابیا به درگاه خودش قبول کندود لبیک گفته و توسط از خدا بی خبران عراقی به شهادت می رسد .

شهید مهدی شریعتی: شما ای ملت قهرمان و ای ملت امام تذکر که هر مکتبی و هر امتحانی و آزمایشی نهایتاً کارنامه ای دارد و معیارهایی که صادق از کاذب بشناسد و مکتب ما مسلمین نیز چنین است. مکتبمان اسلام عزیز و دروسشت. اما امتحان بسی مشکل است و جهاد با نفس و قتال با کفر و نفاق است.

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

اوقات شرعی
عاقبتِ پروندۀ سرنگونی ایرباس ایران توسط ناو وینسنس آمریکا چه شد؟
صفحه اصلی > تاريخ دفاع مقدس > مقالات و تحلیل ها > عاقبتِ پروندۀ سرنگونی ایرباس ایران توسط ناو وینسنس آمریکا چه شد؟ 

 

عاقبتِ پروندۀ سرنگونی ایرباس ایران توسط ناو وینسنس آمریکا چه شد؟
 
دکتر صالح رضایی پیش‌رباط [1]
 
در 12 تیرماه سال 1367 (برابر با 3 ماه جولای سال 1988)، ناو جنگی وینسنس امریکا که به‌طور غیر قانونی به آب‌های سرزمینی ایران در خلیج‌فارس وارد شده بود، طی اقدام جنایتکارانه‌ای هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران (ایران ایر) را که طی پرواز شماره 655 از تهران عازم دبی دبی بود و در بین راه در فرودگاه بندرعباس توقف کرده بود، پس از برخاستن از فرودگاه بندرعباس و بر فراز آسمان خلیج‌فارس در داخل حریم هوایی ایران با شلیک دو فروند موشک، هدف حمله قرار داد و بدین ترتیب، 290 انسان بی‌گناه را به کام مرگ فرستاد. در واقع، دولت امریکا یک‌بار دیگر معادلات سیاسی خود را به ملاحظات انسانی و اخلاقی برتری داد و با حمله‌ی نظامی عامدانه و آگاهانه به یک هواپیمای غیر نظامی، حرمت و قداست بسیاری از قواعد و مقررات مسلم بین‌المللی را به سخره گرفت. در این فاجعه، مقامات آمریکایی بی‌احترامی و بی‌اعتنایی خود را نسبت به اصول اخلاقی و انسانی به نهایت رساندند و به فرمانده ناوی که ابتکار به خرج داده و چنان جنایت هولناکی را مرتکب شده بود، مدال افتخار و لیاقت اعطا کردند.
 
در پی این فاجعه، جمهوری اسلامی ایران، برای احقاق حقوق خود و معرفی عاملان این جنایت به جهانیان، موضوع را در محافل و مراجع ذی‌صلاح بین‌المللی مطرح کرد و اقدامات مناسب دیگری را نیز در چهارچوب اصول و نرم‌های پذیرفته شده بین‌المللی انجام داد، اما آیا این حقوق احقاق شد و موضوع در محافل و مراجع بین‌المللی به نحو شایسته‌ای مورد رسیدگی قرار گرفت؟ این پرسشی است که به طبع می‌تواند به ذهن هر فردی خطور کند.
 
واکنش ایران و امریکا به حادثه ایرباس
مقامات امریکا در نخستین واکنش خود، حمله‌ی ناو وینسنس به هواپیمای مسافربری ایران را از نظر حقوقی توجیه و اظهار کردند که هواپیمای منهدم شده نظامی بوده و قصد داشته است به ناو مزبور حمله کند[2]. پس از آنکه مشخص شد این هواپیما مسافربری بوده است، نه هواپیمای جنگی اف-14، مقامات آمریکایی، باز هم به توجیه حقوقی عمل جنایتکارانه‌ی خود پرداختند و حاضر نشدند به تخلف خود اعتراف کنند و سرانجام، در این مورد، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا اظهار کرد: «اقدام ناو دریایی امریکا برای دفاع از خود بوده است.[3]» حقیقت این بود که حمله‌ی ناو وینسنس به هواپیمای  غیر نظامی ایران در راستای اجرای همان استراتژی و سیاستی قرار داشت که در سال‌های پایانی جنگ، امریکا و متحدانش برای جلوگیری از پیروزی ایران و شکست عراق اتخاذ کرده بود.
 
واکنش مقامات ایرانی به اقدام امریکا در انهدام هواپیمای مسافربری ایرباس، نسبتاً ملایم و بدون هیچ‌گونه تهدیدی به اقدامات تلافی‌جویانه در آینده بود که البته، چنین واکنشی با توجه به وضعیت و شرایط آن زمان، تا حد زیادی قابل توجیه بود، هرچند شک و تردیدهایی را نیز در پی داشت. هاشمی رفسنجانی، جانشین فرماندهی کل قوا، فاجعه‌ی ایرباس را آزمایشی برای مجامع بین‌المللی دنیا دانست و گفت: «باید ببینیم که سازمان ملل چه می‌کند؟ شورای امنیت چه می‌کند؟ چشم انسان‌های صالح و همه‌ی عدالت خواهان دنیا به دروازه این مرکز دوخته شده است تا ببیند این‌ها وظایفشان را چگونه انجام می‌دهند».[4] لاریجانی، معاون وقت وزیر امور خارجه، نیز که در وین به سر می‌برد، گفت: «موضوع انتقام‌جویی ایران مطرح نیست، بلکه این مطرح است که ایران به نحوی واکنش نشان دهد که از تکرار چنین وقایعی جلوگیری شود».
 
عدم واکنش مؤثر و جدی مقامات ایرانی به اقدام جنایتکارانه‌ی امریکا، پرسش‌هایی را در ذهن برخی از تحلیلگران در مورد مناسبات ایران و امریکا مطرح کرد. در آن زمان، مقامات امریکا آشکارا، تمایل خود را به داشتن رابطه با ایران اعلام کردند. سخن گوی وقت کاخ سفید در این زمینه گفت: «مدت مدیدی است که امریکا تمایل به برقراری تماس با ایران دارد. ما این تمایل را در هر موقعیتی اعلام کرده‌ایم.» وی در توضیح دیدگاه امریکا درباره‌ی ضرورت برقراری رابطه با ایران افزود: «امریکا دو هدف عمده را دنبال می‌کند: هدف نخست کمک برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق است و هدف دوم، ترغیب ایران به این مسئله که چنانچه سیاست‌های بنیادگرایانه خود را در خارج از ایران معتدل‌تر کند، ما نیز موضع بین‌المللی خود را بهبود خواهیم بخشید[5].»
 
سخن گوی کاخ سفید در سخنان خود، هدف بلندمدت رابطه با ایران را جلوگیری از نفوذ شوروی و به دست آوردن جای پا در ایران اظهار کرد. وی سه مانع را برای برقراری روابط برشمرد که عبارت بودند از: ادامه تلاش ایران برای ادامه‌ی جنگ، حمایت از تروریسم و نگهداری گروگان‌های آمریکایی در لبنان.
 
اما، آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران، دلیل عدم واکنش ایران در مقابل سقوط هواپیمای ایرباس را چنین تشریح کرد: «پیش از این، آن‌ها به کشتی‌ها و هواپیماها و سکوهای نفتی ما حمله می‌کردند و می‌دیدند ما پاسخ آن‌ها را می‌دهیم. این‌ها فکر کردند که ایران با آمادگی که دارد کاری متناسب با این [حمله] انجام می‌دهد و خودشان هم که در منطقه چیزی نداشتند، فکر کردند که ممکن است این قضیه نسبت به هواپیماهای دیگر در منطقه اتفاق بیفتد. آن‌ها شاید این‌طور فکر می‌کردند، شاید هم زمینه‌سازی پیشین را خودشان در این رابطه کرده بودند. به‌هرحال، اگر کار خاصی به عنوان مقابله به مثل می‌شد، هم امریکا به هدفش رسیده بود و هم جو تبلیغاتی علیه ما درست می‌کرد، اما قضیه طور دیگری شد[6].» آقای هاشمی در ادامه‌ی اظهارات خود، درباره‌ی تداوم حضور امریکا در خلیج‌فارس افزود: «آیا واقعاً شما برای حفظ امنیت آمدید و آیا امنیت در خلیج‌فارس را حفظ کردید؟ شما آمدید که نگذارید صلح و امنیت برقرار باشد. آمدید زیر بال صدام را بگیرید که نیفتد.»
 
در چنین شرایطی، امام خمینی (ره) با هدف جلوگیری از شیوع برخی از تردیدهای ناروا و برای تقویت روحیه‌ی ملی، پیامی را به مناسبت فاجعه‌ی سقوط هواپیمای ایرباس صادر کردند که در آن، با توجه به تردیدهایی که نسبت به روند تحولات جنگ و شایعه معامله‌ی پنهانی برای پایان دادن به جنگ که پس از سقوط فاو به وجود آمده بود، فرمودند: «امروز، تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است. غفلت از جنگ خیانت به رسول‌الله است[7].» ایشان در قسمت دیگری از پیام خود تأکید کردند: «نباید بگذاریم که تلاش فرزندان انقلابی‌مان در جبهه‌ها از بین برود.. امروز، باید دست اتحاد به یکدیگر داده، محکم و استوار برای جنگی تمام‌عیار علیه امریکا و اذنابش به سوی جبهه‌ها رو کنیم[8].»
 
در پی پیام رهبر انقلاب، دیگر مسئولان کشور نیز با سخنرانی‌های متعدد خود، مردم و برخی از فرماندهان جنگ را از گرفتار شدن در دام تردیدهای مأیوس کننده برحذر داشتند و خواستار وحدت و مقاومت آن‌ها در مقابل توطئه‌های دشمن شدند. شورای عالی پشتیبانی جنگ نیز در بیانیه‌ای تأکید کرد: «مرحله‌ی بسیار حساس برای انقلاب و امتحانی بس بزرگ برای ملت قهرمان ماست و ملت باید در این مرحله همه‌ی توان و نیروی ذاتی و معنوی و مادی خود را به کار گیرد و از هرگونه ساده‌انگاری و سهل‌انگاری بپرهیزد.»
 
آقای هاشمی بیانیه شورای عالی پشتیبانی جنگ را حرکت مثبتی تلقی کرد و گفت: «امروز شرایط بسیار حساس است، دعوتی که شورای عالی پشتیبانی جنگ کرد و دعوتی که امروز ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح کرد، هدایتی که حضرت امام کردند، مبنی بر اینکه از مردم خواستند تا امکانات و نیروها را متوجه جبهه‌ها کنند، بسیار جدی است ... اگر ما با این وسعت در جبهه حاضر باشیم و آن‌ها بدانند که ما مصمم هستیم و این‌گونه حوادث تلخ، ما را به زانو درنمی‌آورد، ممکن است ترجیح بدهند که از راه شناخت متجاوز مسئله را حل کنند یا راه دیگری انتخاب نمایند[9].»
 
طبق دلایل و ملاحظات آن مقطع زمانی، مسئولان جمهوری اسلامی ایران ترجیح دادند تا به‌جای توسل به اقدامات تلافی‌جویانه علیه امریکا و تشدید رویارویی مستقیم خود با آن - که به‌طور قطع، در شرایط آن زمان، به مصلحت کشور و نظام نبود - به تقویت روحیه و وحدت ملی بپردازند و اقدام جنایتکارانه امریکا را تنها از طریق مسالمت‌آمیز پیگیری کنند. در راستای این سیاست، مقامات جمهوری اسلامی ایران نخست، موضوع را در شورای امنیت سازمان ملل و شورای اجرایی سازمان ایکائو و سپس، در دیوان دادگستری بین‌المللی مطرح کردند.
  
شورای امنیت سازمان ملل و قضیه ایرباس
دو روز پس از وقوع این فاجعه، جمهوری اسلامی ایران طی نامه‌ای به رئیس شورای امنیت سازمان ملل خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. شورا پس از شنیدن سخنان وزیر امور خارجه وقت ایران و رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور وقت امریکا، قطع‌نامه‌ای را در تاریخ 20 ماه جولای سال 1988 صادر کرد[10].
 
در این قطع‌نامه (متن و تصویر قطعنامه را در اینجا ببینید)، شورا ضمن استناد به نامه مورخه 5 ماه جولای سال 1988 (29 تیرماه سال 1367) جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و همین طور سخنان نماینده جمهوری اسلامی ایران، علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه) و سخنان نماینده ایالات متحده امریکا، جورج بوش (معاون رئیس‌جمهور) و ابراز تأسف عمیق از اینکه یک هواپیمای غیرنظامی ایران ایر در پرواز برنامه‌ریزی شده بین‌المللی 655، با شلیک موشک از ناو جنگی ایالات متحده بر فراز تنگه هرمز منهدم شده است و تأکید بر ضرورت تبیین حقایق سانحه از طریق بازرسی بی‌طرفانه و ابراز نگرانی عمیق از تشنج فزاینده در منطقه خلیج (فارس)، بیان کرد:
1. از سرنگون شدن هواپیمای غیرنظامی ایرانی در نتیجه‌ی شلیک موشک از یک ناو جنگی امریکا و کشته شدن انسان‌های بی‌گناه عمیقاً متأسف است؛
2. همدردی صمیمانه‌ی خود را به خانواده‌های قربانیان این سانحه‌ی غم‌انگیز و دولت‌های آن‌ها اعلام می‌کند؛
3. از تصمیم سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست ایران مبنی بر ایجاد فوری گروه حقیقت‌یابی برای بررسی تمام حقایق موجود و جنبه‌های فنی زنجیره حوادث مربوط به این پرواز و انهدام هواپیما و همچنین، از اعلام ایالات متحده امریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیمشان برای همکاری با بررسی سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری استقبال می‌کند؛
4. از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو در مورد هواپیمایی کشوری بین‌المللی درخواست می‌کند که در تمامی شرایط، مقررات و رویه‌های سلامت هوانوردی کشوری، به‌ویژه ضمائم آن کنوانسیون را برای جلوگیری از چنین حوادثی دقیقاً رعایت کنند؛
5. لزوم اجرای فوری و کامل قطع‌نامه‌ی (598) شورا را به منزله‌ی تنها مبنای حل‌وفصل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطع‌نامه اعلام می‌کند و خود را ملزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی می‌داند[11].
 
در این قطع‌نامه، واکنش شورای امنیت به اقدام جنایتکارانه امریکا بسیار ضعیف بود؛ چرا که تنها به ابراز تأسف و همدردی صرف بسنده کرد و از مسئولیت اصلی خود، که مطابق منشور ملل متحد از آن انتظار می‌رفت، غفلت نمود. در این قطع‌نامه، شورا از محکوم کردن دولتی که آگاهانه و عامدانه و تنها برای پیشبرد اهداف سیاسی و استراتژیک خود در منطقه اقدام جنایتکارانه ای را انجام داده بود، طفره رفت و تنها اعلام کرد که از حادثه‌ی پیش آمده متأسف است! واکنش شورای امنیت سازمان ملل نسبت به فاجعه ایرباس به‌هیچ‌وجه با واکنش آن نسبت به حادثه لاکربی، که در 21 ماه دسامبر سال 1988 اتفاق افتاد، قابل مقایسه نبود. حادثه از این قرار بود که یکی از هواپیماهای مسافربری شرکت پان امریکن بر فراز شهر لاکربی در اسکاتلند منفجر شد و در نتیجه، 259 نفر کشته شدند. پس از سه سال تحقیق و بازجویی، سرانجام، مقامات آمریکایی و انگلیسی به این نتیجه رسیدند که دو نفر از اتباع لیبی در انفجار هواپیما دست داشته‌اند، اما دولت لیبی این ادعا را رد کرد و بدین ترتیب، موضوع برای حل‌وفصل به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شد. در آغاز، شورا با تصویب قطع‌نامه 731، از دولت لیبی خواست تا به تقاضاهای دولت‌های انگلیس و امریکا (یعنی استرداد متهمان، افشای اطلاعات مربوط به آن‌ها، تسهیل دسترسی به شهود و پرداخت غرامت) پاسخ مثبت دهد. این در حالی بود که مطابق یکی از قواعد حقوق بین‌المللی، در چنین وضعیتی، دولت مربوط (لیبی) یا باید متهمان را در محاکم داخلی خود محاکمه و مجازات می‌کرد یا آن‌ها را برای محاکمه و مجازات به دولت‌های ذی نفع (امریکا، انگلیس) استرداد می‌نمود؛ بنابراین، تصمیم شورای امنیت، این حق دولت لیبی را تضییع می‌کرد. تعلل لیبی در پاسخ مثبت به خواسته‌های انگلیس و امریکا، شورای امنیت را بر آن داشت تا تصمیم‌های شدیدتری را علیه آن دولت اتخاذ کند. شورا در قطع‌نامه‌ی بعدی خود (748) که در این مورد صادر کرد، عدم استرداد اتباع لیبیایی مظنون به انفجار هواپیمای پان امریکن را از سوی دولت لیبی تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی تلقی و تحریم‌هایی را علیه این دولت اعمال کرد[12].
 
حال این پرسش‌ها مطرح است، شورا چگونه می‌تواند برخورد متفاوت خود را با دو قضیه مشابه توجیه کند؟ چرا شورا در واکنش به فاجعه ایرباس، تنها به ابراز تأسف بسنده و از شناسایی و مجازات عاملان آن جنایت خودداری کرد، درحالی‌که در حادثه‌ی مشابهی که چند ماه بعد از انهدام ایرباس رخ داد، با جدیت وارد عمل شد و عاملان آن (لیبی) را تهدید کننده صلح و امنیت بین‌المللی قلمداد کرد و تحت تحریم‌های بین‌المللی قرار داد؟ آیا این دو برخورد مختلف شورا در پیشگاه وجدان سالم بشریت قابل توجیه است؟
 
تردیدی نیست که پاسخ تمام حقوقدانان و انسان‌های بی‌طرف و بی‌غرض به چنین پرسشی منفی خواهد بود و تنها کسانی بدان پاسخ مثبت خواهند داد که در روابط بین‌الملل، منطق زور و قدرت را از منطق عدالت و برابری برتر می‌دانند.
 
رسیدگی به موضوع در شورای ایکائو
پس از درخواست جمهوری اسلامی ایران، در 14 ماه جولای سال 1988 (برابر با 23 تیرماه سال 1367)، شورای سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری مستقر در مونرال کانادا جلسه‌ی فوق‌العاده‌ای را برای رسیدگی به حادثه‌ی انهدام هواپیمای ایرباس تشکیل داد. در این جلسه، نماینده‌ی جمهوری اسلامی ایران درخواست‌های خود را از شورا به شرح زیر مطرح کرد:
1. شناسایی صریح عمل نقض مقررات حقوق بین‌المللی؛
2. شناسایی این حقیقت که کشورهای عضو، در مقابل اعمال جنایتکارانه‌ی مأموران خود مسئول هستند، حتی اگر آنان در حیطه‌ی اختیار خود عمل نکرده باشند؛
3. محکومیت صریح ایالات متحده امریکا به دلیل استفاده از سلاح علیه هواپیمای مسافربری ایران[13]؛
4. تشکیل کمیسیون فرعی برای بررسی جنبه‌های مختلف حقوقی، فنی و دیگر جنبه‌های واقعه انهدام هواپیمای ایران ایر، گزارش به شورای ایکائو و از طریق آن، به اجلاس فوق‌العاده‌ی مجمع این سازمان برای پیش‌بینی اقدامات لازم برای جلوگیری از تکرار حوادث مشابه؛ و
5. پایان دادن فوری به محدودیت‌ها و استفاده از زور و تهدید علیه فضای جمهوری اسلامی ایران و کشورهای ساحلی خلیج‌فارس[14].
 
در پاسخ به این درخواست‌ها، نماینده‌ی امریکا شرح حادثه را چنین بیان کرد: «در روزهای 2 و 3 ماه جولای، منطقه‌ی خلیج‌فارس بسیار ناامن بود. کشتی‌های مختلف از جمله یک کشتی پاکستانی و یک کشتی لیبریایی هدف حمله قرار گرفته بودند. در همان روز، یک هواپیمای اف- 14 ایران، که از فرودگاه بندرعباس پرواز کرده بود، قصد حمله به کشتی آمریکایی را داشت. هواپیمای مسافربری ایرباس هم از همان فرودگاه برخاسته بود. به رغم تلاش‌های ناو وینسنس برای شناسایی هواپیما، از جانب این هواپیما پاسخی دریافت نشد و فرمانده ناو برای دفاع از خود، به سوی هواپیما شلیک کرد. وی در ادامه با بیان اینکه مسئله حمله به هواپیمای ایران ایر، نتیجه‌ی جنگ ایران و عراق است، پیشنهاد کرد که در وضعیت جنگی موجود، برای جلوگیری از تکرار این نوع حوادث، فرستنده‌ها و گیرنده‌های هواپیماها دقیقاً کنترل شوند و ارتباط رادیویی منظم میان هواپیماهای نظامی و غیرنظامی برقرار گردد[15].»
 
در جلسه فوق‌العاده شورا، نماینده‌ی ایالات متحده، نه‌تنها حاضر نشد به تخلف و خطای ناو وینسنس اعتراف کند، بلکه وقایع را طوری تشریح کرد که گویی این هواپیمای مسافربری ایرانی بوده است که با رعایت نکردن موارد فنی و ایمنی موجب بروز حادثه شده است، اما آیا وقایع این حادثه واقعاً آن‌گونه که نماینده‌ی امریکا ادعا کرد، بود؟ اگر اظهارات نماینده‌ی امریکا درست است؛ بنابراین، این گفته‌ی بوش، معاون وقت رئیس‌جمهوری امریکا در شورای امنیت، که «اگر ایران به جنگ خود با عراق پایان داده بود، قطعاً، حادثه ایرباس اتفاق نمی‌افتاد[16]»، چه معنایی داشته؟ شورا پس از شنیدن نظر هر دو طرف تصمیم‌هایی را به شرح زیر اتخاذ کرد:
1. شورا استفاده از سلاح علیه هواپیماهای مسافربری را تقبیح می‌کند؛
2. شورا بر این اصل اساسی که کشورها باید از هدف قرار دادن هواپیمای غیرنظامی خودداری نمایند، تأکید می‌کند. همچنین، از کشورهایی که ماده 3 کنوانسیون شیکاگو را امضا نکرده‌اند، می‌خواهد هر چه زودتر نسبت به امضای آن اقدام کنند. شورا از کشورها می‌خواهد تا از هر عملی که امنیت هوانوردی بین‌المللی را در منطقه با خطر روبه‌رو می‌نماید، خودداری کنند؛
3. شورا از دبیر کل ایکائو می‌خواهد که تیم حقیقت‌یابی را برای بررسی حقایق مربوط به جنبه‌های فنی عواملی که به نابودی هواپیما منجر شده است، تشکیل دهد؛
4. از دو طرف درخواست می‌شود تا در بررسی موضوع همکاری کنند. رئیس شورا و دبیر کل ایکائو نیز باید هر چه زودتر گزارش کاملی را به اجلاس (جلسه) 125 شورا که در ماه سپتامبر سال 1988 برگزار می‌شود، ارائه کنند؛ و
5. از رئیس شورا و دبیر کل ایکائو خواسته می‌شود تا با همکاری کشورهای درگیر در منطقه، هماهنگی لازم بین عملیات پروازهای نظامی و غیرنظامی را برای تأمین امنیت و سلامتی هواپیماهای غیرنظامی فراهم آورند[17].
 
صدوبیست و پنجمین جلسه شورای ایکائو در ماه دسامبر سال 1988، در مونرال تشکیل شد. در این جلسه، نخست، گروه تحقیق، که بلافاصله پس از پایان جلسه فوق‌العاده شورا تشکیل شده و کار خود را آغاز کرده بود، گزارشی را از تحقیق انجام شده و نتایج آن ارائه داد. پس از ارائه این گزارش، نماینده‌ی ایران اظهار کرد: «تحقیق نشان می‌دهد که هواپیمای ایرباس به‌طور طبیعی، بلند شده و پرواز آن و همه‌ی عملیات انجام یافته کاملاً طبیعی بوده است.» وی در ادامه اظهارات خود، از  شورای ایکائو به دلیل اینکه پیش از وقوع حادثه برای از بین بردن عوامل وقوع آن تلاش نکرده بود، انتقاد کرد. نماینده‌ی ایران، از شورا خواست تا موضوع (حادثه ایرباس) را بررسی و بر اساس نقض حقوق بین‌الملل، وقوع جنایت بین‌المللی را اعلام و امریکا را مسئول پرداخت تمامی خسارات تلقی کند. وی گفت «احتمال اشتباه گرفتن هواپیمای ایرباس با یک هواپیمای اف - 14 پذیرفتنی نیست.»
 
شورا پس از شنیدن گزارش گروه تحقیق، اظهارات دو طرف و دیدگاه‌های برخی از اعضای خود، در 6 ماه دسامبر سال 1988 تصمیم خود را اتخاذ کرد. در این تصمیم، شورا از واقعه‌ای که به کشته شدن 290 انسان بی‌گناه منجر شده بود، ابراز تأسف کرد و از همه‌ی کشورها خواست تا اقدامات لازم را برای ایجاد ارتباط بین فعالیت‌های نظامی و پروازهای غیرنظامی انجام دهند و در تأمین امنیت هواپیماهای غیرنظامی بکوشند. همچنین، از کمیسیون هوانوردی نیز خواست تا گزارش گروه تحقیق را دقیقاً مطالعه کند و نتیجه‌ی مطالعات خود را در جلسه بعدی، به اطلاع آن برساند[18].
 
جلسه صدوبیست و ششم شورا، که آخرین جلسه مربوط به حادثه ایرباس بود، در 20 ماه مارس سال 1989 برگزار شد. در این جلسه، کمیسیون هوانوردی نتیجه‌ی مطالعات خود را در مورد گزارش گروه تحقیق به شورا تسلیم کرد. به رغم مخالفت نماینده‌ی ایران، شورا رضایت خود را از گزارش مطالعات کمیسیون هوانوردی اعلام و در نهایت، عنوان کرد که از نظر این شورا، استفاده از سلاح علیه هواپیمای مسافربری محکوم است و حادثه‌ی غیر عمدی که به دلیل عوامل متعدد و اشتباه در شناسایی هواپیما پدید آمده و به انفجار آن هواپیما منجر شده است، تأسف‌آور می‌باشد[19].
 
با توجه به رویه شورا، تصمیم آن در قضیه‌ی انهدام ایرباس عادلانه و منصفانه به نظر نمی‌رسید. البته، با توجه به ساختار و ترکیبی که این شورا داشت، انتظاری غیر از آن نیز نبود. در این قضیه، شورا تحت تأثیر برخی از ملاحظات سیاسی، نتوانست اصول و قواعد حقوقی در اسناد بین‌المللی را اعمال و اجرا کند.
 
ارجاع موضوع به دیوان بین‌المللی دادگستری
تصمیم شورای ایکائو مورد موافقت مقامات ایران قرار نگرفت. در نتیجه، ایران آن را برای تجدیدنظر به دیوان بین‌المللی دادگستری ارجاع داد. حق تجدیدنظرخواهی از تصمیم‌های شورا در ماده‌ی 84 کنوانسیون شیکاگو این‌گونه پیش‌بینی شده است: «چنانچه توافقی بین دو یا چند کشور متعاهد راجع به تفسیر یا اجرای این کنوانسیون و ضمائم آن حاصل نشود و نتوان آن را با مذاکره حل کرد، موضوع برحسب درخواست هر کشور ذی مدخل در عدم توافق برای اخذ تصمیم به شورا ارجاع خواهد شد. هیچ‌یک از اعضای شورا در مورد هرگونه اختلافی که خود در آن شرکت دارند، حق رأی نخواهند داشت. هر یک از کشورهای متعاهد می‌تواند با رعایت ماده‌ی 85 از شورا به داوری که مورد موافقت طرف دیگر حل اختلاف باشد یا به دیوان بین‌المللی دادگستری تقاضای تجدیدنظر بدهد. چنین دادخواستی باید ظرف مدت چهل روز از تاریخ وصول تصمیم شورا به آن اعلام شود.»
 
جمهوری اسلامی ایران بر اساس ماده مزبور، دادخواستی را برای پژوهش‌خواهی از تصمیم ایکائو تنظیم و در ماه می سال 1989 به دیوان بین‌المللی دادگستری تسلیم کرد[20] و ضمن آن، موارد زیر را از دیوان خواستار شد:
1. محکومیت سرنگونی هواپیمای ایران ایر از سوی نیروهای نظامی امریکا مستقر در خلیج‌فارس؛
2. شناسایی صریح وقوع جرم بین‌المللی درباره‌ی نقض حقوق بین‌الملل و تعهدات حقوقی ایالات متحده؛
3. شناسایی صریح مسئولیت‌های دولت امریکا و درخواست غرامت برای جبران خسارت مادی و معنوی وارد شده؛ و
4. درخواست رفع موانع ایجاد شده، محدودیت‌ها، تهدیدها و استفاده از زور علیه هواپیماهای غیرنظامی در منطقه، از جمله تقاضای شورا از سازمان‌های بین‌المللی مربوطه برای خروج تمام نیروها از خلیج‌فارس.
باید یادآور شد که ایران در دادخواست خود، افزون بر ماده‌ی 84 کنوانسیون شیکاگو، به بند 1 ماده‌ی 14 کنوانسیون 1971 مونرال و بند 2 ماده 21 عهدنامه‌ی مودت بین امریکا - ایران (1955)، نیز به منزله‌ی مبنای صلاحیت دیوان برای رسیدگی به موضوع استناد کرد[21].
 
ایالات متحده صلاحیت دیوان برای رسیدگی به موضوع را در تاریخ 4 ماه مارس سال 1991 مورد اعتراض قرار داد و نماینده‌ی آن در توجیه نظر این کشور استدلال کرد که تصمیم شورای ایکائو بر اساس فصل 9 کنوانسیون شیکاگو و ماده‌ی 55 آن بوده است، نه فصل 18 و ماده‌ی 84 آن، که در مورد حل‌وفصل اختلافات دو طرف است؛ بنابراین، استناد ایران به ماده‌ی 84 آن کنوانسیون درست نیست. نماینده امریکا همچنین استدلال کرد که استناد ایران به کنوانسیون 19711 مونرال  نیز درست نمی‌باشد؛ زیرا، این معاهده به جرائم افراد مربوط می‌شود، نه به اعمال کشورها؛ بنابراین، دیوان صلاحیت رسیدگی به این قضیه را ندارد[22]. به رغم اعتراض امریکا، دیوان روز 12 ماه سپتامبر سال 1994 را برای رسیدگی به موضوع تعیین کرد، اما در نهایت، قضیه‌ی ایرباس در دیوان مورد رسیدگی قرار نگرفت؛ زیرا، دو طرف سرانجام، توافق کردند تا اختلاف خود را در خارج از دیوان حل‌وفصل کنند. دلایلی که باعث شد مقامات جمهوری اسلامی ایران تصمیم بگیرند دادخواست خود را از دیوان پس بگیرند، نتیجه‌ی مثبت نگرفتن از ارجاع موضوع به شورای امنیت و شورای اجرایی ایکائو بود. در آن مقطع  زمانی، مقامات ایران به این نتیجه رسیدند که با توجه به نفوذ و قدرت ایالات متحده در بیشتر محافل سیاسی و قضایی بین‌المللی، امیدی به صدور رأی از جانب دیوان بین‌المللی دادگستری مبنی بر محکومیت امریکا در قضیه ایرباس وجود ندارد. با توجه به این واقعیت بود که مذاکرات بین دو طرف برای حل‌وفصل اختلافات در خارج از دیوان آغاز و در نهایت، توافق شد تا ایالات متحده در قبال استرداد دادخواست از سوی ایران، خسارات وارد شده به هواپیما و بازماندگان مسافران را بدون قبول مسئولیت پرداخت کند. در پی چنین توافقی بود که دیوان در 22 ماه فوریه سال 1996، دستور داد دعوی ایرباس از فهرست دعاوی آن حذف شود[23].
 
در نهایت، بر اساس توافق دو طرف، قرار شد ایران دادخواست خود را از دیوان استرداد و در مقابل، امریکا مبلغی را به عنوان جبران خسارت و به صورت exgratia (بدون قبول مسئولیت) به بازماندگان کشته‌شدگان پرداخت کند. مطابق توافق، ایالات متحده پذیرفت تا به بازماندگان هر مسافر ایرانی کشته شده غیر شاغل 150 هزار و مسافران کشته شده شاغل  300 هزار دلار به عنوان دیه و سایر هزینه‌ها پرداخت کند[24]. همچنین، توافق شد این مبلغ که در مجموع رقمی حدود 69 میلیون دلار بود، از طریق سفارت سوئیس به‌طور مستقیم به بازماندگان قربانیان پرداخت و قیمت هواپیما نیز به خود دولت پرداخت شود.
 
برخی از حقوقدانان و صاحب‌نظران کشور این توافق دولت (دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی) با امریکا و استرداد دادخواست از دیوان بین‌المللی دادگستری را امری نسنجیده و مغایر با مصالح ملی تلقی کردند. در این زمینه، دکتر محمود کاشانی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، طی نامه‌ای به آقای ناطق نوری، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، نوشت: «... در این دعوی، نه‌تنها ورود خسارت مادی و معنوی به دولت ایران و بازماندگان، بلکه حیثیت کشور ما و مسائل مهم سیاسی و دفاع از حاکمیت کشور نیز مطرح است. مردم ایران به حق انتظار دارند صدمه‌ی شدیدی که از طریق حمله نظامی به یک هواپیمای مسافربری به حیثیت کشور ما در صحنه‌ی جهانی وارد شده است، جبران شود...[25]». وی در ادامه گفت: «... در شرایطی که دولت امریکا به‌گونه‌ای مستمر، دولت ایران را به دست داشتن در اقدامات تروریستی متهم می‌کند... چرا دفتر خدمات، درست در هنگامه‌ی طوفان تبلیغاتی امریکا به دست داشتن در این حادثه (انفجار مرکز جامعه یهودیان در آرژانتین)، به جای پیگیری دعوی قوی و موجه دولت ایران در زمینه‌ی اقدام توجیه ناپذیر دولت امریکا در هدف قرار دادن یک هواپیمای مسافربری، درخواست توقف رسیدگی به این دعوی را از دیوان دادگستری بین‌المللی کرده است. متوقف کردن رسیدگی به این دعوی، پیش از دست‌یابی به هدف‌های آن به مصلحت کشور نیست ... اعلام مسئولیت دولت امریکا به پرداخت خسارت به دولت ایران برای جبران زیان‌های مادی و معنوی خانواده‌های سوگوار و شرکت ایران ایر است. این ادعا، خواه از نظر منهدم کردن هواپیما یا خسارت مادی و معنوی ناشی از کشته شدن سرنشینان هواپیما متعلق به دولت ایران است. بر اساس اصل 139 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، صلح دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی هنگامی که طرف دعوی خارجی باشد، باید به تصویب مجلس برسد. دفتر خدمات حقوق بین‌الملل چگونه به خود اجازه داده است، مبلغ خسارت واقعی ایران را که باید از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری با درنظرگرفتن اوضاع و احوال ویژه این حادثه و رویه‌های بین‌المللی تعیین شود، طبق نظر و تشخیص خود و بدون رعایت نص صریح اصل 139 تعیین کند و مورد مصالحه قرار دهد و چنین مصالحه‌ای را بدون تصویب مجلس امضا کند؟[26]»
 
تردیدی نیست که مطالب این استاد علم حقوق به ریاست مجلس در آن زمان، خواست بسیاری از صاحب‌نظران و افراد دیگری نیز بوده و می‌باشد، اما با توجه به اوضاع و شرایط آن زمان اتخاذ تصمیمی غیر از آن نیز چندان امکان‌پذیر نبود. هرچند پایان این فاجعه عادلانه نبود، اما امید زیادی هم به پایان عادلانه آن وجود نداشت.
 
پانوشت‌ها
________________________________________
[1]. مقاله‌ی حاضر از این منبع تلخیص شده است: صالح رضایی، حادثه ایرباس از آغاز تا پایان، فصلنامه نگین ایران، دوره 2، شماره 5، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تابستان 1382، صفحه 16-7. (برای مطالعۀ متن کامل این مقاله در سایت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس اینجا را کلیک کنید)
[2]. محمد درودیان؛ سیری در جنگ ایران و عراق، شماره 5، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1379، صص 106-107.
[3]. همان، ص 107.
[4]. همان، ص 109.
[5]. همان، ص 111.
[6]. همان، صص 111-112.
[7]. همان، ص 113.
[8]. همان، ص 113.
[9]. همان، ص 114.
[10]. عباس هدایتی خمینی؛ شورای امنیت و جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران؛ تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1370، ص 223
[11]. s/20038، 20 July 1988
[12]. http://www.ltb.org.uk/backgrounds-ummery. cfm
[13]. مادهِ 3 مکرر کنوانسیون شیکاگو چنین مقرر کرده است: «الف) دولت‌های متعاهد این امر را به رسمیت می‌شناسند که هر کشوری باید از توسل به استفاده از اسلحه در مقابل هواپیمایی کشوری در حال پرواز خودداری کند و در صورت رهگیری هواپیما، جان کسانی که در هواپیما هستند و ایمنی هواپیما نباید به خطر بیفتد...»
[14]. منصور جباری؛ حقوق بین‌الملل هوایی؛ تهران: انتشارات فروزش، چاپ اول، 1381، صص 194-195
[15]. همان، ص 196.
[16]. همان، ص 197.
[17]. همان، ص 191.
[18]. همان، ص 193.
[19]. همان، ص 194.
[20]. سعیده میرزایی ینگجه؛ ایران و صلاحیت دیوان بین‌المللی دادگستری؛ تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1370، ص 111.
[21]. همان، صص 112-120.
[22]. منصور جباری؛ پیشین؛ صص 196-197.
[23]. www.Icg.org
[24]. http://The-Tech.mit.edu/V116/N6 /US.6w. html
[25]. ماهنامه گزارش، ش 64، خرداد 1375، صص 19-23.
[26]. همان
 
 
منبع : مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس
 

نقشه سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این وبسایت به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تعلق دارد.
.استفاده از منابع محتوایی با ذکر منبع مجاز است