شهید رجب بیگی: از یک سو باید بمانیم که شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند . هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود. عجب دردی، چه می شد امروز شهید می شدیم .

شهید فضل الله خودسیانی: الهی اگر طاعت بسی ندارم در دوجهان جز توکسی ندارم.خدایا فضل ترا گران نیست و شکر تورا زبان نیست.خدایا مگو چه آورده ام که درد و دوا نشوم و مپرس چه کرده ام که رسوا نشوم

شهید جعفر جعفری: چشم بصیرت را بگشا، به اطراف نظر کن، به جهان بیندیش، چه می بینی ؟ .... تو بزرگتر از آنی که فکر کنی، کل زمین و آسمان وکرات وکهکشان ها برای توست، پس به قیامت نظر کن.

شهید محمد مهاجری: خدایا : سرودمان را شنیدی ، انالله و اناالیه راجعون . خدایا : آوایمان را شنیدی، لاالله الاالله. پروردگارا، کتابمان قرآن، پیمانمان ایمان، جرممان قیام، راهمان اسلام، پیشوایمان امام، سلاحمان وحدت.

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابی در چهره اش نمایان می باشد، می بینی در حال عبادت است و از خدا می خواهد ک به درگاه د و .

شهید سید منصور بیاتیان: اگر کشته شدم مرا غسل ندهید، چون ننگ است کسی که معلمش، حسین (علیه السلام) را غسل نداده اند خودش را غسل دهند.

شهید حسن خاکسار: آنان که رفتند کار حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند .

شهید ناصر دشتی پور: اضطراب و نگرانی از آینده و تاثر و افسوس بر گذشته از جمله موانعی هستند که اگر در روح کسی نفوذ نماید عزم و تصمیمش را در هم می شکند و او را خود باخته و مرعوب می سازد..

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

شهید ابن یامین جهاندار: خدا یا چه بگویم از آن بسیجی کم سن و سال با این که خاک سر و رویش را پوشانده و خستگی و بی خوابیا به درگاه خودش قبول کندود لبیک گفته و توسط از خدا بی خبران عراقی به شهادت می رسد .

شهید مهدی شریعتی: شما ای ملت قهرمان و ای ملت امام تذکر که هر مکتبی و هر امتحانی و آزمایشی نهایتاً کارنامه ای دارد و معیارهایی که صادق از کاذب بشناسد و مکتب ما مسلمین نیز چنین است. مکتبمان اسلام عزیز و دروسشت. اما امتحان بسی مشکل است و جهاد با نفس و قتال با کفر و نفاق است.

شهید محمد سبزی: خدایا: من شمعم، می سوزم تا راه را روشن کنم، تنها از تو می خواهم که وجود مرا تباه نکنی و اجازه دهی تا آخر بسوزم و خاکستری از وجودم باقی بماند ....

اوقات شرعی
موانع انتقال فرهنگ دفاع مقدس(حجه الاسلام پناهیان)
صفحه اصلی > تاريخ دفاع مقدس > گفتگو > موانع انتقال فرهنگ دفاع مقدس(حجه الاسلام پناهیان) 

 

21سال پيش ، در دهم فروردين سال 1366 روزنامه جمهوري اسلامي در صفحه«جبهه و جنگ» _كه آن روزها به مرتضي سرهنگي و دوستانش تهيه و تنظيم مي شد_ مصاحبه اي انجام داد با يك طلبه جوان بسيجي . در اين گفتگوي كوتاه آمده است:

 

چهره‌هاي دوست داشتني و صميمي، با قلب‌هايي يك رنگ و خونگرم، روحيه‌اي سرشار از بي‌باكي با پشتوانه اي از احكام الهي، آواي تكليف بر لبها، اما بي‌توقع، پرچم هجوم خط شكنان بر دست، ولي بي تكلف، گرمي بخش سنگرها و روحيه بخش دلها.

اينها كلماتي است كه سعي در اداي نقش والاي طلبه‌هاي جوان در جبهه‌ها را دارد. اين عزيزان كه جزيي لاينفك از رزمندگان هستند دوشادوش آنان دواي روحشان گشته‌اند. بسياري از ايشان كه خود را از خود طبيعتيشان جدا كرده بودند در محلي خوش مرز و قند و به دنبال آنان بسياري ديگر در پي كسب انجامي مقدس سر از پا ندارند.

با هم به ديدار يكي از اين عزيزان مي‌رويم «عليرضا پناهيان»

عليرضا يك چهارم عمرش را با جبهه‌ها گذرانيده و از نقش روحانيت در اين دفاع مقدس حرف‌هاي شنيدني بسياري دارد كه قسمتي از آن را مي‌خوانيد: اگر اين جنگ حق است، معلوم است كه يكي از فعال‌ترين نقشها را بايد روحانيت داشته باشد، حتي در زمينه‌هاي نظامي، كما اينكه اكنون در رده‌ها مختلف رزمي روحانيون مشغول خدمت هستند. حتي فرماندهان بعضي از دسته‌ها روحاني هستند و در كنار تبليغ همگام با رزمندگان مشغول نبردند. ولي از جمله كارهايي كه روحانيت بايد بكند اين است كه به رزمندگان بگويد كه شما كي و چي هستيد، بگويد كه چه ارزش‌هايي پشت سر اين حركت‌هاي شما نهفته است،‌ اگر صرفا تأمل و تفكري روي اين ارزشها صورت گيرد همين امر باعث مي‌شود كه حداقل در شب عمليات بچه‌ها يك گام بيشتري بردارند كه به نوبه خود موجب پيشرفت بيشتر كارها مي شود. مسئله بعد توجه به انواع مخاطبين است كه روي اين مطلب تأكيد زيادي دارم. اگر به خطبه‌هاي نهج البلاغه توجه كنيم ديده مي‌شود كه حضرت علي (ع) با مخاطبين گوناگون سخنان متفاوتي دارد و بالاخره اينكه روحانيت بايد هم از جبهه‌ها براي مردم بگويد و هم اينكه از جبهه براي خود بچه‌هاي جبهه بگويد.

عليرضا مي‌افزايد: تبليغات از ابعاد بسيار متفاوت و متنوعي قابل بررسي و نيز به زبان‌هاي مختلف براي انواع انسانها قابل تبيين است ولي نوعا تبليغاتي كه انجام مي‌شود مخلوطي از برداشت‌هاي مختلف است. مثلا اين جمله كه آتش روي بچه‌ها بود و آنها زير اين آتش سنگين حركت مي‌كردند به عنوان يك مسئله عادي تلقي مي‌شود شايد بيشتر خوانندگان روزنامه نتوانند درك صحيحي از اين مسئله داشته باشند در حالي كه اگر ما به تحليل اين قضيه بنشينيم و از طريق روايات مختلفي آن را بيان كنيم متوجه مي‌شويم كه چه پشتوانه‌اي از روحيه براي رزمندگان مي‌تواند در پي داشته باشد و با راه‌ رفتن عادي در جبهه‌ها و يا يك صبحگاه بچه‌ها و يا دعا كردن بر سر سفره غذا و...

اكثر حركت‌هايي كه تاكنون در مورد تبليغات شده توكلت علي الله بوده و خداوند هم ياري و دستگيري كرده ولي اگر بتوانيم برنامه‌ريزي كنيم توفيقات الهي مسلما بيشتر از اين خواهد شد.

 

امروز آن طلبه جوان و پر جنب و جوش به يكي از چهره هاي سرشناس و پرمخاطب در ميان اهل منبر تبديل شده است كه كمتر كسي در ايران است كه پاي صحبت هاي او ننشسته باشد. حاج آقا پناهيان گرچه خيلي اهل مصاحبه و گفتگو نيست اما فرصت پيش آمده براي ما كه بيشتر از دور ايشان را ديده بوديم، بسيار مغتنم بود وقتي براي مصاحبه مقابلش نشستيم آن خطيب تيزهوش و نكته سنج را صميمي تر و نزديكتر از آنچه تصورش مي كرديم يافتيم و همين باعث شد بتوانيم براحتي پرسش هايمان را مطرح كنيم. بسياري از پا منبري هاي حاج آقا ايشان را به نگاه دقيق و متفاوت به موضوعات در كنار بيان شيوا و بليغ مي شناسند و شايد همين نكته است كه مخاطباني از سليقه ها و تيپ هاي متفاوت را متوجه ايشان كرده است؛ با شناخت همين خصوصيات به سراغش رفتيم تا اين بار از زاويه نگاه دقيق او به مقوله انتقال فرهنگ دفاع مقدس بپردازيم و شايد اگر بضاعت وقت ايشان و توفيق شنيدن ما بيشتر مي شد كمي هم از خاطراتش در زمان جنگ وقتي روحاني گردان تخريب يا معاون فرهنگي لشگر بود مي پرسيديم. ايشان در اين گفتگو بيشتر از آنكه نگاهش به كارهاي انجام شده باشد و آنها را مورد نقد و بررسي قرار دهد از كارهاي انجام نشده و بر زمين مانده سخن گفت و راهكارها و پيشنهادهاي جالبي براي تغيير روشها و شيوه هاي انتقال فرهنگ دفاع مقدس ارائه كرد كه اگر مورد توجه مسئولان امر قرار گيرد مي تواند منجر به تحول بزرگي در اين زمينه شود. هر چند بعد خود بخش زيادي از مصاحبه را كه به ارائه راهكارهاي عملي پرداخته بود حذف كرد و گفت شهيد مي شوند.

 

جنابعالي در زمان دفاع مقدس در دوران مجروحيت مصاحبه‌اي با روزنامي جمهوري اسلامي داشتيد. نكتي جالب توجه در اين مصاحبه آن است كه شما به عنوان يك طلبه در آن زمان به ضرورت اهميت انتقال فرهنگ دفاع مقدس به جامعه تصريح فرموده‌ايد. هم درباره ي آن مصاحبه اگر مطلبي داريد بيان بفرماييد و هم بفرماييد از نظر شما، در شرايط فعلي چه ضرورتي براي انتفال فرهنگ دفاع مقدس وجود دارد؟

 

آن مصاحبه ي كوتاه بعد ازعمليات كربلاي 5 بود. بنده به عنوان روحاني با يكي از گردان‌هاي لشگر 27، اعزام شده بودم. مضمون آن حرف را هنوز به ياد دارم. آنجا به خبرنگار گفتم كه ما طلبه‌ها دو مأموريت داريم: يكي اينكه برويم در جبهه‌ها و از خدا و پيغمبر و معاد با رزمنده‌ها بگوييم و ديگر اينكه بيائيم پشت جبهه و از رزمنده‌ها و آنچه در دفاع مقدس جاري است با مردم حرف بزنيم.

يعني در آن زمان هم يك رزمندي ساده، مي‌توانست تفاوت فضاي دفاع مقدس با فضاي عادي زندگي در شهر را حس كند. همان زمان هم يك رزمندي كوچك مي‌توانست به سادگي احساس كند كه انتقال فرهنگ دفاع مقدس به جامعه، يك كار با ارزش است. مثل ارزش انتقال معارف آسماني دين به بهترين انسان‌ها يعني رزمندگان. معلوم است الان كه با دفاع مقدس و فضاي دفاع مقدس فاصله گرفته‌ايم، اين ضرورت به شدت افزايش پيدا كرده است. چون در آن زمان به هر حال، حال و هواي دفاع مقدس به راحتي و به صورت طبيعي به پشت جبهه‌ها انتقال مي‌يافت و شايد براي اين انتقال ضرورت چنداني حس نمي‌شد. اما اگر كسي در همان زمان اين ضرورت را قائل بوده در اين زمان بيشتر آن را احساس مي‌كند.

در عين حال دلائل مختلفي را مي‌توان براي اين ضرورت ذكر كرد. اولا امروز ما بيش از هر زمان نياز به الگو گرفتن از فرهنگ ناب جاري در دفاع مقدس داريم. ثانيا فرهنگ دفاع مقدس براي تأمين نيازهاي روزمره و متنوع امروز جامعه بسيار غني است. ثالثا عطش و پذيرش بسيار خوبي كه در جامعه بويژه در جوانان ما نسبت به اين فرهنگ وجود دارد اقتضا مي كند از اين فرصت كمال بهره‌برداري بشود. اگر هر كجاي دنيا چنين سرمايي عظيم فرهنگي را در پشت سر خود داشتند نه تنها خود را كاملا از هر آسيب فرهنگي حفظ مي‌كردند بلكه براي فتح دل‌هاي اهل عالم با تمام امكاناتي كه در اختيار داشتند، همه را تحت تأثير و نفوذ خود قرار مي‌دادند.

 

با توجه به شناختي كه شما از مخاطب امروز، بالاخص قشر جوان داريد، بهترين شيوي انتقال آنچه در هشت سال دفاع مقدس گذشته را چه مي دانيد؟

 

تا آنجا كه يادم هست در آن مصاحبي كوتاه، قريب به اين مضامين گفتم: در بيان خاطرات جنگ فقط به دنبال حادثه‌هاي خاص نباشيم. براي انتقال فرهنگ جبهه به پشت جبهه بايد به دنبال روح رفتار بچه‌ها باشيم والا برخي از حادثه‌هاي خاص آن طرف هم رخ مي‌دهد. بسياري از حادثه‌هاي ويژه كه ابتداءً بر سر زبا‌ن‌ها جاري مي‌شود عمق و ماهيت آن زيبائي‌هاي جبهه را نشان نمي‌دهد.

اولين چيزي كه بايد در نظر بگيريم اين است كه كدام قطعه از دفاع مقدس را بايد نقل كنيم و از چه زاويي ديدي بايد به آن نگاه كنيم آنچه را مي‌خواهيم انتقال دهيم كدام درد و نياز جامعه را برطرف مي‌كند؟ آن محتوا و نوع نگاه به آن بايد تعيين شود كه كار هر كسي هم نيست. سپس بايد ببينيم با چه ابزار و چه ادبياتي اين انتقال بايد صورت بگيرد. در اين زمينه هم بايد از مهارت بالايي برخوردار بود. بيان و انتقال فرهنگ دفاع مقدس كار حساسي است و با هر هنر و هنرمندي به سادگي نمي‌توان به اين توفيق دست يافت لذا تاكنون متأسفانه به اندازي گستره، عمق و اهميت فرهنگ دفاع مقدس به آن خدمت نشده است.

همان طور كه مقام معظم رهبري فرمودند : "دفاع مقدس ذخائر بسيار قيمتي و ارزشمندي هستند، كه اين ذخائر بايد استخراج شوند " تشبيه مي‌كنم به استخراج ذخائر نفت، عمليات اكتشاف مي‌خواهد، عمليات حفر چاه عميق، عمليات استخراج، عمليات رساندن به پالايشگاه مي‌خواهد و تبديل كردنش به محصولي كه مصرف كننده بتواند مصرف كند. بعضي از خاطرات دفاع مقدس وقتي نقل مي‌شوند مثل اين است كه شما يك بشكه نفت را مستقيم به درخانه‌ها بدهيد، بعد بگوييد خودتان پالايش كنيد. آيا همه اين توان را دارند آيا فراورده‌ها را نبايد پالايش كرد و پيرايش نمود، تا استفاده از آن مقدور باشد؟

فكر مي‌كنم ذخائر معنوي و فرهنگي ما در دفاع مقدس بسيار قيمتي‌تر و پيچيده‌تر از ذخائر نفتي هستند، ما چگونه آنجا متخصص مي‌گذاريم كه اين عمليات را دقيق انجام دهند، يقيناً متخصصاني را هم براي اينجا نيازمند هستيم.

 

به نظر شما در مسير انتقال فرهنگ دفاع مقدس چه موانع و چه راهبردهايي وجود دارد؟

 

يكي از موانع انتقال فرهنگ دفاع مقدس، همين ما، كساني هستيم كه آنجا حضور داشتيم. يادمان باشد صرف حضور در جبهه، دليل نمي‌شود كه ما براي درك و انتقال آن فرهنگ، توانمند باشيم. يكي از موانع انتقال درست فرهنگ دفاع مقدس، خود ما رزمنده‌ها هستيم. البته من به همه رزمندگان عزيز، احترام ويژه قائلم و هر كس را كه مي‌بينم زماني جبهه بوده، قلبم مملو از احترام به او مي شود. بدون اينكه بخواهم او را ارزيابي كنم، كه چگونه رزمنده اي است، ابتدائاً به هر رزمنده‌اي كه مي‌رسم قلبم مملو از احترام و تواضع مي‌شود.

البته بايد همين جا عرض كنم، كه بهترين منتقل كنندگان فرهنگ دفاع مقدس، باز خود رزمنده ها هستند. ولي وقتي رزمنده‌اي، يك فيلم دفاع مقدس مي‌سازد و آدم مي‌بيند جبهه را احياناً خوب درك نكرده و يا آنچه را فهميده خوب منتقل نمي‌كند، شديداً متأسف مي‌شود يا كسي كه سابقي جبهه دارد ولي در يك موقعيت حساسي مي‌آيد و مثلا به مقام معظم رهبري مي‌گويد "ما نمي‌دانيم ديگر از جبهه چه بگوييم " انسان متوجه مي‌شود كه دريافت‌ها از دفاع مقدس به خوبي صورت نگرفته، اكتشاف‌ها كامل نبوده است و قدرت پالايش و تبديل فرآورده‌ها به محصولاتي كه بتواند مورد استفاده عموم قرار بگيرد بالا نيست. به همين دليل به اين نتيجه مي‌رسيم كه هنوز جريان تبليغ دفاع مقدس از يك غربتي رنج مي‌برد.

هر چند در اين راه واقعاً خدمت‌هاي فراوان شده است. اين خدمت‌ها از برگزاري انواع همايش‌ها گرفته تا چاپ انواع كتاب‌ها و ساخت انواع فيلم‌ها همه قابل تقدير است ولي ما هنوز هم به حداقل مطلوب نرسيده ايم. هر وقت دفاع مقدس را نه تنها براي جوانان و جامعي خودمان، كه براي جهانيان معرفي كرديم، مي‌توانيم بگوييم كه گام اول را برداشته‌ايم. هر موقع ما توانستيم پاي تماشاي يك فيلم دفاع مقدس تأثيري را ايجاد كنيم كه از حضور جوانان در خاك مناطق دفاع مقدس پيدا مي‌شود، قدم اول را برداشته‌ايم.

شايد عدم پيش‌بيني قدرت و وسعت تأثيرگذاري انتقال فرهنگ دفاع مقدس در حل مشكلات جامعه و عدم درك اهميت آن موجب شده است يك مقداري سهل انگاري درباري موضوع بشود و كار اكتشاف، پالايش و انتقال با يك تدبير عالي، يك سازماندهي حساب شده، يك سرمايه گذاري خوب و يك اجراي قوي توأم نشده است.

يكي از راه‌كارهاي مهم براي آغاز يك حركت قوي، همه جانبه و مناسب، شناسايي نيروهاي توانمند و استعدادهاي ويژه در اين زمينه است. ايجاد يك مركزيت تخصصي و يك اتاق فكر حساب شده با جامعيتي كه در افراد آن بايد ملاحظه شده باشد، مي‌تواند اولين قدم باشد. اين افراد بايد ضمن آشنايي كامل با فرهنگ جبهه و واقعيت‌هاي دفاع مقدس دو ويژگي مهم داشته باشند: اولا يك استراتژيست در عرصي فرهنگي در جامعي اسلامي باشند و ثانيا ايده پردازان خوبي در امر تبليغ فرهنگ دفاع مقدس باشند.

 

در مرحله ی اكتشاف ذخائر، چه مواردي را مورد غفلت قرار گرفته مي‌دانيد؟

 

اگر چه براي احصاء اين موارد بايد همايش‌هاي علمي گرفته شود و اهل معرفت و اهل دفاع مقدس دور هم جمع شوند و براي به دست آوردن مفاهيم و تشخيص اولويت‌هاي آنها كارهاي پژوهشي جدي انجام دهند چرا كه لايه‌هايي از دفاع مقدس به سهولت ديده ميشود ولي لايه هاي پنهان فراوانند كه بايد روي آنها كار شود، اما شايد بتوانم نمونه‌هايي را عرض كنم:

 1.تا حالا انگيزه‌هاي بچه‌ها براي حضور در جبهه‌هاي دفاع مقدس بخوبي تبيين و ملموس نشده است. روند تكوين اين انگيزه‌ها و روند تكوين شخصيت رزمندگان به خوبي تبيين نشده است.

 2.شخصيت هاي دفاع مقدس با جزئيات و ويژگيهايي شخصيت‌شان، با همه تفاوت‌هايي كه بين افراد وجود دارد بيان نشده است.

 3.درباري نمادهاي دفاع مقدس و معاني آن و الهاماتي كه بايد بدهد هيچ زحمت شايان توجهي كشيده نشده است.

 4.درباري آثار دفاع مقدس در فرهنگ جامعه و اينكه چه آثاري مي‌تواند داشته باشد و چه آثاري داشته است كار قابلي نشده است كه نياز حياتي جامعي ماست. در اين باره مي‌توان به آن نامي نوراني حضرت امام درباري فوائد دفاع مقدس مراجعه نمود و آن را دستور كار قرار داد.

اينها معنايش اين نيست كه گلايه‌هاي من سياه نمايي تلقي شود. معنايش اين نيست كه فرهنگ دفاع مقدس اصلا منتقل نشده است. كارهايي انجام شده و در آينده بيش از اين هم خواهد شد اما نه توسط ما، توسط قدرت نوراني و آثار طبيعي دفاع مقدس و اثر عظيم كارهاي حداقلي ما. حضور شهداي گمنام درجاي جاي اين مرز و بوم، يكي از همين آثار طبيعي دفاع مقدس است. ما كمترين زحمت را براي بهره برداري تبليغي اين حركت كشيده‌ايم.

مخاطبان ما انسانهاي با معرفتي هستند كه از معارف شيعي برخوردارند، مخاطب ما طبع پاك جوانهايي است كه بسياري از حداقل اشارات را مي‌گيرند و در اين راه به رشدي مي‌رسند كه گاهي از اوقات، انسان از زبان جوانهايي كه دفاع مقدس را نديده‌اند حرفها،‌ مقاله ها،‌ رمان‌ها و اشعاري را مي‌شنود كه خود ما رزمنده‌ها هم حيرت مي‌كنيم. نمونه اش اشعار آقاي سپهر است. من يك بار از خود ايشان پرسيدم متوجه شدم كه اصلاً در دوران دفاع مقدس بچه بوده، جبهه نرفته و چيز زيادي هم ازدفاع مقدس يادش نمي‌آيد ولي وقتي شعرهاي او را مي خوانيم، مي بينيم كه چقدر با قدرت تخيلش به زواياي قشنگي اشاره مي كند. حالا شايد بنده حتي با اشعار ايشان از اين جهت كه ممكن است از نظر بعضي ها سياه نمايي تلقي شود موافق نباشم ولي خوب ايشان بالاخره زحمت خودشان را كشيده و با احساس زيباي خودشان در اشعارشان معنا كرده اند و ان شا ا... پيش شهدا رفتند منتها مي خواهم بگويم كه نسل امروز مي تواند با همين اشارات حداقلي ما، ارتباط برقرار كند ولي اين دليل بر موفقيت ما نيست.

بنده امروز يكي از ضرورتهاي بسيار مهم را نشان دادن زواياي برجسته دفاع مقدس براي مردم دنيا مي‌دانم. مردم اروپا كه امروز با زبان فيلم زندگي مي‌كنند، چرا ما نتوانستيم براي آنها يك فيلم سينمايي بسازيم كه دفاع مقدس ما را تبيين كند؟ ما كه دفاع مقدس را داريم امروز نبايد كسي بتواند ضد اسلام ناب ما درجهان فيلمي بسازد. چون دفاع مقدس ما واقعاً تجلي ايمان ناب اسلامي مسلماناني بود كه به اسلام ناب معتقد بودند اگر ما فيلم دفاع مقدس ساخته بوديم و معناي زيبا و لطيف جهاد را به جهانيان نشان داده بوديم، هيچ وقت آمريكا نمي توانست جرياني به نام طالبانيسم را درجهان به عنوان چهري خشن اسلام معرفي كند هر چه الان از اين ناحيه ضربه مي خوريم بخاطر اين است كه ما براي دفاع مقدس زحمت نكشيديم ما اگر براي دفاع مقدس خوب فيلم ساخته بوديم الان عمليات انتحاري برخي ازكوردلان را به عنوان شهادت طلبي مسلمانها به مردم جهان معرفي نمي كردند ما اگر فيلم خوب براي دفاع مقدس ساخته بوديم نمي توانستند مسلمانان را تروريست معرفي كنند.

مقام معظم رهبري چفيه را به عنوان يك نماد نمونه احيا فرمودند و آن را روي دوش خودش انداخت. آنگاه به اندازي محبوبيت مقام معظم رهبري كه مي دانيد چقدر در بين مردم بالاست، به اندازه نگاه لطيفي كه مردم نسبت به ايشان دارند، به اندازه معنويتي كه از ايشان در دل مردم هست، مردم به اين چفيه عشق مي ورزند، همه هم مي دانند كه اين چفيه نماد دفاع مقدس است كه روي شانه هاي ايشان به عنوان يك پرچم افتخار قرارگرفته است.

من مي خواهم از شما بپرسم به غير از اين اقدام مقام معظم رهبري براي اين چفيه چه كار ديگري صورت گرفته؟ آيا حق نبود تا لااقل يك فيلم سينمايي داشته باشيم كه يك جايي از اين فيلم سينمايي چفيه يك دفعه خودش را نشان دهد كه همه بفهمند چرا اين چفيه روي شانه آقاست. ما فيلم‌هايمان را در خدمت احياي اين نمادها و تفسير اين نمادها دردل‌ها نمي سازيم بلكه گاهي از اوقات فيلم‌هايمان را به اين نمادها آويزان مي‌كنيم؛ في المثل در فيلم‌ها اينقدر به صورت افراطي و غيرهنرمندانه از چفيه استفاده مي‌كنيم كه حد ندارد.

مفاهيمي كه در دفاع مقدس هستند هم خيلي فراوانند، كه روي آنها كار جامع و عميقي نشده است؛ چه كاري روي عبادت در دفاع مقدس شده است كه الان هر جواني بخواهد عبادت كند، مناجات كند، نمازشب بخواند، دوست داشته باشد ژست آن جوان‌هاي رزمنده را بگيرد. ما در فيلم‌هايمان بيشتر از آنكه بتوانيم يك رفتار عبادي خوب را به خوبي نشان بدهيم كه شعاري هم نباشد و اشك مخاطبان را هم دربياورد، فقط بلديم خوب مسخره كنيم و صداي خندي مردم را آنهم براي تمسخر نمادهاي ارزشي بلند كنيم.

البته بنده بيشتر در عرصه فيلم خلاءها را اشاره كردم ولي درهمه عرصه ها مي شود خلاء‌ها را ديد و خدماتي را انجا م داد. در برخي ازعرصه ها خصوصاً در عرصه كتاب خدمات شايان توجهي ارائه شده ما در عرصه كتاب بيشتر از همه بخش هاي ديگر انصافاً توانمندتريم ولي فكر مي كنم كه در همه عرصه ها بايد پيش برويم.

 

از حيث محتوا چه تفاوتهايي را بين فيلم‌هاي داخلي و خارجي در عرصي دفاع مقدس ضروري مي‌دانيد؟

 

تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد مخاطبان متدين ايراني يا حتي عموم مخاطبان كه با فطرت و معنويت با اين الفاظ و مفاهيم آشنا هستند يقينا براي آنها فيلم‌هاي متفاوتي را بايد ساخت. مثلاً وقتي رزمنده‌اي در جبهه داد مي زند يا ابوالفضل يك غير ايراني از اين چه مي‌فهمد؟ ولي تن يك ايراني ممكن است آنجا بلرزد ولي براي يك غيرايراني معنا ندارد. مگر آنكه هنر بالايي داشته باشيم. فيلمي كه شما بايد براي يك خارجي بسازيد بايد بدانيد از چه نمادهايي استفاده كنيد البته مصرف فيلم‌هايي كه شما از دفاع مقدس براي جهانيان بسازيد در داخل كشور هم فراوان خواهد بود. فيلم‌هايي كه شما براي جامعي جهاني بسازيد در ايران هم مصرف دارد اما همي آنچه را براي مصرف داخلي بسازيد طبيعتا در جهان مصرف ندارد. ضرورتي هم ندارد چون نيازهاي جامعي ما متفاوت و سطح معرفتي بالاتر است.

 

چه ساز و كارهايي براي اين اقدام لازم مي‌دانيد؟

 

ما بايد مراكزي داشته باشيم كه تخصصشان در توليد فيلم دفاع مقدس باشد و براي كودكان و نوجوانان و در موضوعات مختلف مربوط به دفاع مقدس متخصص فيلم سازي داشته باشيم. بعد فيلم دفاع مقدس براي كشورهاي عرب زبان جدا بسازند، براي كشورهاي آفريقايي جدا بسازند، براي آسياي شرقي جدا بسازند و براي كشورهاي اروپايي جدا بسازند. واقعاً انسان ناراحت مي شود كه چرا اين كارها صورت نمي گيرد؟ چرا ما هزينه نمي كنيم؟ چرا به پرورش ايده ها و محتواهاي مناسب نمي‌پردازيم؟ چرا براي عمليات اكتشاف، عمليات حفاري هزينه نمي كنيم؟ البته ابتدا بايد همان اتاق فكر و مركز فرماندهي براي اداري عمليات فراگير تبليغ فرهنگ دفاع مقدس را تشكيل دهيم.

 

چرا پس از20 سال از دفاع مقدس كساني كه به فرموده شما بهترين منتقل كنندگان فرهنگ دفاع مقدس مي توانند باشند يعني حاضران و ناظران آن صحنه‌ها نتوانستند از موانع عبوركنند و اين ذخائر را كشف و استخراج كنند؟

 

چرا شما انتظار داريد عموم بچه مذهبي‌ها، عموم كسانيكه كار فرهنگي و رسانه‌اي مي كنن، عموم كسانيكه در عرصه هاي هنري به معناي خاص كلمه وارد شده‌اند و هر كسي كه مدتي تجربي مديريتي در اين عرصه‌ها دارند بتوانند اين كارها را به خوبي انجام دهند! شما مگر از هر كسي كه ادبيات خوانده انتظار داريد شاعر بشود مگر از هر كسي كه استاد ادبيات است انتظار داريد گلستان بنويسد. آن وقت چرا انتظار داريد هر كسي در عرصي فرهنگ و هنر حضور دارد و با دفاع مقدس آشناست و دلسوز است و دست اندر كار است بتواند به خوبي وظائف خود را بشناسد و به خوبي مديريت كند يا به توليد نظريه ايده و اثر بپردازد؟

اين يكي از دردهاي جامعه ما است كه ‌كار فرهنگي را اساسا يك امر تخصصي نمي دانيم. كاري كه به هوشمندي خاص و هنرمندي خاص احتياج دارد از هر كسي كه صرفا با ابزار هنر آشنا باشد يا در محيط فرهنگي تنفس كرده باشد برنمي‌آيد جامعي ما آنقدر بايد مدير و متصدي در اين زمينه‌ها به خود ببيند و آنقدر فرصت سوزي‌ها و تجربه اندوزي‌ها از خطاها و خوبي‌هاي پراكنده را مشاهده كند تا كسي يا كساني پيدا بشوند و منجي بشوند. شما به جاي اينكه سوال كنيد چرا انجام نشده؟ بپرسيد: نمي‌دانيم چه كساني توانايي انجام صحيح اين رسالت‌ها را دارند يا اين خلاقيت‌ها را دارند شما بگوييد كه ما مشكل شناسايي اين افراد را داريم بفرماييد كه ما مشكلمان اين است كه نمي دانيم نگاه خلاق كجاست، فكر مي كنيد آنگاه پاسخش چه باشد؟

گشتن دنبال اينها كاري دارد؟ مسابقه بگذاريد همايش بگذاريد براي يك ذره استعداد خرج كنيد يه سفر ويژه براي بعضيها بگذاريد بهترين خاطره گوها از رزمنده ها را بياوريد خاطره بگويند كارگاه برايشان درست كنيد آثار را نقد كنيد. نقدها را ميدان بدهيد. همانقدر كه خرج توليد يك اثر مي‌شود خرج نقد بشود تا آدمهاي اين كاره را پيدا كنيد و راه معلوم بشود. از همه مهم‌تر ليدرها و نيروهاي محوري و جريان ساز را پيدا كنيم. اگر بنشينيم و مراجعه كنندگان را مشاهده كنيم نتيجه بيشتر در اختيار كساني قرار خواهد گرفت كه نمي‌خواهم توصيف كنم.

يكي از كارهاي لازم پژوهش است. مطالعات ميداني همراه با مصاحبه‌هاي بسيار گسترده لازم است تا خيلي از حقائق ناب كم كم خود را نشان بدهند. مثلا طلبه هايي هستند كه در روند تكوين شخصيت هاي دفاع مقدس و بسياري از رزمنده ها حضور داشتند و شاهد شكوفايي آنها بودند. بروند با اينها مصاحبه كنند هيچ كس تا كنون نيامده از بنده به عنوان كسي كه كمي روحاني گردان تخريب بوده كمي روحاني گردان حبيب بوده كمي معاون فرهنگي لشگر بوده بپرسد كه چه مي شود كه يك رزمنده به يك شهادت طلب تبديل مي شود تا حالا هيچ خبرنگاري هيچ كارگردان و فيلم نامه نويسي اين را از من نپرسيده است البته حالا سئوالهاي شما بوي همين دغدغه ها را مي‌دهد و ذهن شما در اين زمينه‌ها فعال شده و به اين زوايا مي‌پردازد و اين خيلي ارزشمند است بنده هم باب درد دلم بازشده و الّا آدم اصلاً نمي تواند در فضايي كه اين دغدغه ها نيست درد دل كند.

 

با توجه به اينكه ايام هفته دفاع مقدس سال 87 با ماه مبارك رمضان مقارن شده چه بهره برداري از اين تقارن خوش يمن مي توان براي انتقال حقايق دفاع مقدس نمود؟

 

بنده هر موقع مي بينم كه براي ماه رمضان سريال‌هاي مذهبي ساخته مي‌شود، پيش خودم مي‌گويم چرا از دفاع مقدس استفاده نمي‌كنند ربطي به خدا و مناجات و نشاط معنوي نداشته و خيلي حرف‌هاي ديگر كه از بيان آنها خودداري مي‌كنم. خداي ماه رمضان همان خداي جبهه‌هاست. از دفاع مقدس نه تنها در رمضان كه در اوج تناسب با آن مي‌توان استفاده كرد بلكه در تمام زمينه‌ها دفاع مقدس حرف براي گفتن دارد اجازه بدهيد به قول فرهنگ جبهه، گرا ندهم مي‌ترسم بعضي‌ها بروند و با يك عمليات ناشيانه خط را خراب كنند. حداقل ايكاش يك كار سنگيني در عرصي بازي‌هاي رايانه‌اي در زميني دفاع مقدس انجام مي‌گرفت. كاش نه امسال كه اين تقارن پيش آمده است بلكه هر سال رمضان، مردم شب‌هاي خود را در نمايشگاه‌هاي ويژي دفاع مقدس مي‌گذراندند.

 

با توجه به نگاه راهبردي شما در عرصه‌هاي مختلف، به نظرشما چه ويژگي‌ها و نكات راهبردي براي انتقال حقيقت دفاع مقدس به جامعه بايد مورد توجه قرار بگيرد؟

 

مثلاً بايد با توجه به ويژگي حماسي و افتخار آميز بودن دفاع مقدس براي تأمين اعتماد به نفس ملي براي تقويت عزت و افتخار ملي بسيار تأكيد شود. بايد مواظب باشيم به گونه‌اي از غربت شهدا يا معنويت جبهه‌ها و يا مظلوميت رزمندگان به دليل تأثيرگذاري عاطفي بر مردم صحبت نكنيم كه آن وجوه حماسي و غرور آفرين تحت الشعاع قرار بگيرد. البته بيان مظلوميت و معنويت و يا هركدام از ويژگي‌هاي مهم در جاي خود ارزشمند و بسيار حياتي و لازم است اما گاهي آنچه در سينه‌ها از دفاع مقدس باقي مي‌ماند اثر نامتوازن و نامتعادلي است.

چرا نبايد در ميدان مهم هر شهر تنديسي از يك رزمنده داشته باشيم كه هر كس خواست به اوج قله و شكوه آن نگاه كند كلاهش بيافتد الان قدرتمند ترين مجسمه اي كه شما درتهران ديده ايد كه در آن قدرت به چشم مي خورد كدام مجسمه است؟ احتمالا مجسمي ميدان حر كه ما آن را نساخته‌ايم.

بچه هاي ما بايد به عظمت رزمنده ها پي ببرند. بچه‌ها و نسل آينده را فراموش كرده‌ايم و در حال و هواي خودمانيم چرا ما نبايد وقتي كاروان شهدا به شهر مي آيد مارش نظامي غرور برانگيزي براي آن داشته باشيم. به نظر من يك گردان طبل زني كه هيچ كدام طبل ريز در دستشان نيست طبل بزنند و در مقابل رژه زيبا و با شكوهي كه از نيروهاي نظامي مخصوص تشكيل شده راه بروند. كه باز هم اين براي تشييع پيكر مقدس شهدا كم است. چرا انتظار داريم كودكان ما هم به دليل معنويت و قداست شهدا براي تشييع پيكر آنها به خيابان‌ها بريزند.

ميزان بهره وري را در هر زمينه اي افزايش دهيم. مردم سرگرمي مي خواهند همه دوست دارند بيايند يك تأتر بزرگ و با عضمت از يك عمليات را ببينند در پكن براي المپيك ظاهرا تمام كارها به عهدي جوانان داوطلب و به قول ما بسيجي بوده است. يك نمايش بسيار باعظمت براي المپيك اجرا كردند ما از اين كارها براي بزرگداشت دفاع مقدس زياد مي‌توانيم انجام بدهيم.

نه اينكه به معنويت جبهه‌ها بهاي كافي داده شده است و نوبت به بقيي ابعاد است در همان بعد معنوي دفاع مقدس هم بسياري از زوايا نشان داده نشده است. شايد تعجب كنيد يكي از كتابهايي كه بشدت مورد مطالعه رزمنده‌ها بود رسالي عمليه بود؛ معمولا در تمام نمازخانه ها پيدا مي شد. يكي از رايج ترين موضوعات سخنراني علما در جبهه ها بيان مسائل احكام بود. اين را در كارهايمان نشان بدهيم؛در نمايشگاه‌هاي دفاع مقدس رسالي تركش خورده نشان بدهيم جواني كه اين را مي‌بيند چه حس خوبي نسبت به احكام شرعي پيدا مي كند.

نشاط يكي ديگر از محورهاي است كه در روحيي رزمندگان وجود داشت كه ناشي از دلدادگي آنها به خدا و دل بريدن آنها از دنيا بود. اين بايد مدام تبليغ بشود و رزمنده و شهيد با نشاط و سرحاليش شناخته بشود. كسي كه در جبهه بود وقتي به شهر مي آمد احساس دلمردگي در مردم مي‌كرد و واقعا هم همينطور بود جواني كه دنبال نشاط مي گردد و بخاطر همين نشاط به هزار سو مي‌رود، بايد الگو و ايده‌آل خود را در جبهه بيابد و محورهاي فراوان ديگري كه در آن اتاق فكر بايد تشخيص و تبيين بشود.

 

با توجه جريان آموزش راويان دفاع مقدس و اينكه شما خودتان در برخي از اين دوره‌ها تدريس هم داشته‌ايد كار راويان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد و چه توصيه‌اي در اين زمينه داريد؟

 

اصل كار روايت گري براي دفاع مقدس بسيار كار لازم و خوبي است بنده در ارزيابي اين حركت ناتوانم چون از كم و كيف ماجرا و از نتايج دقيق و بررسي آثار اين حركت بي‌خبرم اما اجمالا از برخي از دوستان تماما تعريف شنيده‌ام. جوانان علاقه‌مند و نوعا توانمندي هم در اين عرصه حضور پيدا كرده‌اند با مجموعي طلاب محترم كه در قم تحت عنوان سيري شهدا فعاليت مي‌كنند هم از نزديك آشنا هستم و معمولا دوستان را به آن مجموعه ارجاع مي‌دهم. در آنجا تجارب ارزشمندي جمع آوري شده است. اما به طور كلي بايد در جريان روايت دفاع مقدس به تمام ابعاد آن اشاره كرد و به ترسيم واقعي و متعالي جبهه‌ها پرداخت. گاهي ما حرف‌هاي خوبي براي مخاطبان داريم ولي چون از جامعيت برخوردار نيست با بيان آنها در نهايت ذهنيت خوبي را در مخاطب ايجاد نمي‌كنيم.

 

منبع: فارس

نقشه سایت

تمام حقوق مادی و معنوی این وبسایت به موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تعلق دارد.
.استفاده از منابع محتوایی با ذکر منبع مجاز است