دوشنبه 05 آذر 1397 13:44

روشــن‌دلانی که تاریکی را به زانــو درآوردند

شاعر یمنی، عبدالله البردونی؛

روشــن‌دلانی که تاریکی را به زانــو درآوردند

 به حق می‌توان گفت که عبدالله البردونی یکی از ستارگان شعر و مبارزه‌ علیه استکبار در یمن است. این شاعر توانست با صبر و شکیبایی و پشتکار بی‌نظیرش، نامش را در دفتر تاریخ کشورش یمن حک کند.
هرچند که البردونی در 5 سالگی  از نعمت بینایی محروم شد؛ اما این فاجعه‌ اوایل زندگی‌اش نتوانست او را ناامید کند. او با استعداد ذاتی و تلاش  و کوشش بی‌وقفه کاری کرد تا از عمق تاریکی، جشنواره‌ای نور و نوآوری به بیرون فوران کند.
عبدالله در سال 1348 هجری قمری از پدر و مادری کشاورز در روستای «البردون» در یمن به‌دنیا آمد. او وقتی 5 سال داشت به‌ دلیل بیماری آبله از نعمت بینایی محروم و کور شد. وی مجبور شد برای 10 سال در سلسله مدارس نابینایان «الزمار»، مشغول  تحصیل شود. عبدالله بعد از آن برای ادامه تحصیل به صنعا، پایتخت یمن مهاجرت کرد و بعد از به پایان رساندن مدارج علمی و دانشگاهی، به عنوان استاد زبان و ادبیات عرب استخدام شد.
البردونی بیشتر عمر پُر بهره‌ خود را میان کشاورزان و تنگدستان سپری کرد. او در کودکی مادر خود را از دست داد و محروم شدن از مهر مادری در این شاعر اثرخود را گذاشت و داغ تنهایی باعث شکوفا شدن طبع شعر این کودک گردید. طبع شعری که در آن می‌توان به‌راحتی غم، افسردگی و محرومیت را حس کرد. زندگی البردونی با فقر و تنگدستی گره خورده بود. به همین دلیل در اشعارش همواره آن حس عطوفت و شفقت شدید نسبت به هموطنانش موج می‌زند.
در اشعار وطن‌پرستانه‌ این شاعر، می‌توان عشق و ایمان عمیق به وطن و وحدت و یکپا‌رچگی ملت‌های عرب را لمس کرد. او یکی از نخبگان یمنی بود  که قلبش و قلمش برای فلسطیـن پاره‌پاره، آهنگ غـــــم و افسردگی می‌نواخت. او مردم فلسطین را نماد مقاومت و پایداری می‌دانست و وظیفه‌ خود را بیداری دل‌های تاریک و به‌خواب رفته‌ سران‌عرب و حمایت با جان و دل از مردم فلسطین می‌دانست.
در سپتامبر 2002 ماه‌نامه‌ فرهنگی «الکویــت»با تجلیل البردونی نوشت: «البردونی شاعر یمن است. وی متعلق به گروهی از شاعران است که زیبایی نگاهش مانند ستاره‌ای در آسمان نه فقط یمن بلکه در تمامی ملت‌های عرب می‌درخشد. وی در تمامی زندگی گُهربارش بر ضد جهالت و استکبار جنگید. او مانند تمام مردمان فرهیخته، زندگی شخصی‌اش را به آینده‌ وطنش گره زد. وی به‌گونه‌ای منحصر به فرد عاشق وطنش بود.
او چهره‌ افراد را نمی‌دید، پس متوجه خشم پنهان در صورت دشمنان وطن نمی‌شد و آنها را زیر رگبار جمله‌های طنزآلود و کنایه‌آمیز خود می‌گرفت و می‌گفت: «چگونه ‌است که کسی دوست داشتن خاص را نمی‌فهمد؟!». این ماه‌نامه‌ فرهنگی افزود: « البردونی اگر خودش را درگیر نگرانــی‌های مردم وطنش کنـد، رنج‌های خودش را فراموش می‌کند به‌طوری که هیچ‌کس ناله‌ای از او نشنود. هنگامی که فرصتی پیدا می‌کند تا همراه مردم تنگ‌دست و رنج‌دیده‌ی وطنش باشد، بدون شک از آنها پشتیبانی می‌کند. حاصل این عشق است که شاعر درد و رنج خود را فراموش می‌کند و حامل بار رنج مردم می‌شود.»
این مجله ادامه داد: « البردونی با نگاهی مستقل وارد میدان سیاست یمن شد. وی به‌دلیل شعرهایش اول از منصب مدیریت شبکه تلویزیونی صنعاء خلع شد و بعد به زندان افتاد. در آخر هم با این‌که می‌دانست هجرت، زنج زیادی را برای او به‌بار می‌آورد، ترک دیار و کاشانه کرد.»
از البردونی آثار متنوعی منتشر شده است. اولین اثرش در سال 1961 در قاهره‌ مصر یک دیوان شعر به نام « از سرزمین بلقیس»  بود که منتشر شد. از آثار بعدی وی می‌توان از « در راه سحر»، «شهر فردا» و ... نام برد. این شاعر نشان‌های زیادی به‌دست آورد و یکی از آنها نشان ادب و هنر در عدن بود که یکی از مهمترین نشان‌های ادبی یمن به‌شمار می‌آید. جایزه‌ «أبی تمام» در عراق، جایزه‌ی «شوقی و حافظ» در قاهره‌ی مصر و ... . در سال 1982 سازمان ملل برای سپاس از کوشش‌های این شخص سکه‌ای ضرب کرد که چهره‌ البردونی بر آن نقش بسته بود.
از البردونی پژوهش و تحقیق‌های فراوانی موجود است که هنوز منتشر نشده‌اند. یکی از مهم‌ترین آنها اتوبیوگرافی خود شاعر است.
البردونی شعر کلاسیک می‌گفت. در میان شعرهای این شاعر آهنگ رنج و اسارت وطن در چنگال استکبار همواره نواخته می‌شود. بیشتر قصایدش را بصورت محاوره و سؤال و جواب گفته است به‌طوری که صدای «من تنها» داخل صداهای دیگر، فریاد می‌زند. در وصف قصیده‌های این شاعر، دکتر «سالم عباس خداده» گفته است: « آهنگ در شعر البردونی گاهی مانند یک رود خروشان است و گاهی مانند یک دریای مرده.»
در آخر می‌توان گفت  که البردونی تنها شاعر روشن‌دل نبود. قبل از او شاعران و ادیبان بزرگی بوده‌اند که تأثیر آنها بر شعر و ادبیات عرب، غیر‌قابل چشم پوشی است. بشار بن برد، طه حسین و ابو العلاء المعری از این دسته شاعران نامی روشن‌دل هستند. اما البردونی صفات برجسته‌ی دیگری  مانند پایداری و انقلابی‌گری داشت که او را از ادیبان روشن‌دل چه هم‌دوره‌ی خودش و چه قرن‌های ماقبلش متمایز می‌کند. او با آن‌که روشن دل بود اما بصورت عجیبی محیط اطرافش و حتی شرایط اجتماعی دوران خودش را در تک‌تک قصیده‌هایش توصیف می‌کند و انگار که این شخص نه تنها روشن‌دل نیست بلکه نقاشی ماهر و یا سیاست مداری کارکشته است.
هنگامی که از البردونی از احساسش به زیبایی سؤال شد گفت: « زیبایی و زشتی دو مقوله‌ی جدا از هم نیستند. زیبایی با نقیض‌اش به‌وجود می‌آید. پس چهره‌ی زیبا تنها در کنار چهره‌ی نقیض آن یعنی زشت نمایان می‌شود.

ترجمه و تلخیص: عماد ایزدپناه
منبع: پایگاه اینترنتی « الیمانیون»
 اشــعار

آن آن الفدى وثار الدّم الحرّ
يذيب القيود إثر القيودِ
يا نفوس اليهود ذوبي وذُوبُوا
من لظي الغيظ يا عبيد اليهودِ
فجيوشُ الجهادِ تزحفُ للثأر
وتهفوا إلى الحمىَ المنشودِ
(بردوني،2006،ج 1:153)

اكنون زمان، زمان فداكاري است و خون گرم به‌جوش آمده است و بندها را یکی پس از دیگری ذوب می‌کند.
ای جان‌های یهودیان ذوب شوید، و ای بردگان یهود از شرر کینه بمیرید.
ارتش‌های جهاد برای انتقام پیش‌روی می‌کنند وبا شتاب به سوی مرگ خوانده شده (مرگی که گریزی از آن نیست) می‌رود.

يا أخي يا ابن الفدى فيما التمادي
وفلسطين تُنادي وتُنادي؟
ضَجّت المعركة الحمراء.. فقُم:
فلتهب... فالنّور من نار الجهادِ
ودعا داعي الفدى فلنحترق    
في الوغي، أو يحترق فيها الأعادي 
(بردوني،2006،ج1:488)

ای برادرم، ای فداکار تا به کی درنگ؟ درحالی که فلسطین پیوسته ندا می‌دهد.
نبرد سرخ فریاد برآورد.. برخیز تا شعله‌ور شویم که نور از آتش جهاد است.
منادی فداکاری بانگ برآورد، پس باید در جنگ بسوزیم یا دشمنان در آن بسوزند.

يا أخي يا ابن فلسطين إنطلق
عاصفاً ورام العدى خلف العباد
 سِر بنا نستحق بأرضي عصيةً
فرّقت بين بلادي وبلادي
 قل ((لحيفا)) إستقبلي عودتنا 
وابشري‌ها نحن في درب المعادِ
(بردوني،2006،ج1:491)
 ای برادرم، ای فرزند فلسطین، هم‌چون طوفان رها شو و دشمن را به دور دست‌ها پرتاب کن.
 با ما همراه شو. تا بازستانیم حق خویش را از گروهی که بین سرزمینم جدایی افکنده است.
 به ((حیفا)) بگو، از بازگشت ما استقبال کند و بشارت بده که ما در آستانه‌ی بازگشت هستیم.

منبع:
بیداری اسلامی در شعر معاصر یمن (مطالعه مورد پژوهش: شعر عبدلله البردونی)، تورج زند وکیلی و همکاران.

بیشتر بخوانید

  • کتاب های صوتی، متفاوت از کتاب چاپی گاهی باید با گوش خواند و با چشم شنید

    کتاب های صوتی، متفاوت از کتاب چاپی گاهی باید با گوش خواند و با چشم شنید

    زمانی بود که پیامبر به یاران خود فرمودند کتاب خدا را با صوت زیبا بخوانید تا همگان بشنوند، به این ترتیب شنیدن این کتاب برای همگان میسر شد، نابینا و بینا، با سواد و بی سواد، خردسال و بزرگسال و نهایتا پرمشغله و بیکار. در طول روز زمان های زیادی را داریم برای کارهایی که موازات هم انجام می شوند؛ در حال رانندگی یا کار با سیستم رایانه ای موسیقی گوش می دهیم، در حین انجام کارهای منزل به تلویزیون نظری داریم یا رادیو هم گوش می کنیم و کارهایی از این دست. حالا اما زمینه هایی فراهم شده که چیزهای دیگری را هم تج

  • مـاهـــورا در هــور

    مـاهـــورا در هــور

    "انتهـای خیابـان سـرو" کانـون نقد فیلـم مـوزه انقـلاب اسـلامی و دفاع مقدس اسـت کـه هـر هفتـه یکشـنبه ها سـاعت 18 فیلم هایـی بـا مضامیـن انقـلاب و جنـگ را بـرای مخاطبـان پخـش می کنـد. «ماهـورا» فیلـم سـاخته ی حمیدزرگرنـژاد، همزمـان بـا اکـران عمومـی، در ایـن برنامـه نمایـش داده شـد و پـس از آن بـا حضـور منتقدیـن و چنـد تـن از عوامـل آن بـه بحـث گذاشـته شـد، آن چـه می آیـد بخش اول از خلاصـه ای اسـت از ایـن جلسـه.

  •  عکس‌های دیده نشده‌ای از جنگ تحمیلی از جبهه عراق

    عکس‌های دیده نشده‌ای از جنگ تحمیلی از جبهه عراق

    پس از آغاز جنگ تحمیلی در آخرین روزهای شهریورماه 1359 عکاسان و مستندسازان ایرانی و غیر ایرانی یگانه راویان مصور مقاومتی بودند که 8 سال به طول انجامید.

  • شعر دفاع مقدس در سپهر رسانه ای کشور

    شعر دفاع مقدس در سپهر رسانه ای کشور

    تهران-ایرنا- شعر دفاع مقدس به عنوان گونه ای هنری که به امر مقدس دفاع در حوزه سرزمینی و ایدئولوژیکی می پردازد، امروز از قالب کتاب فراتر رفته و پا به حوزه های رسانه ای جدید گذاشته است که این مساله نیاز به تحلیل دارد.

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.