سه شنبه 20 آذر 1397 10:03

درباره‌ یک چریک گمنام

01

دهه چهل و پنجاه تاریخ معاصر ایران پر است از ترورهای سیاسی، قیام مسلحانه و عملیات چریکی. ترور انقلابی ...

 کوشیار کوشان

دهه چهل و پنجاه تاریخ معاصر ایران پر است از ترورهای سیاسی، قیام مسلحانه و عملیات چریکی. ترور انقلابی حسنعلی منصور به‌دست شهید محمد بخارایی و گروه فداییان اسلام، ترور نافرجام محمدرضا پهلوی به‌دست سرباز رضا شمس آبادی در کاخ شاه، داستان سیاهکل، فعالیت‌های چریک‌های فدایی خلق، حزب ملل اسلامی، سازمان مجاهدین خلق، گروه اباذر، مهدویون، منصورون و...
در میان این اتفاقات داستان «بهمن حجت کاشانی»، «کاترین عدل» و «علی پهلوی» قصه‌ای متفاوت دارد. از آن جهت متفاوت که هر سه نفر از وابستگان دربار محمدرضا شاه هستند و به دربار راه دارند. طراحی عملیات چریکی آن‌ها نیز متفاوت از همه اتفاقاتی است که در دهه 40 و 50 رخ می‌دهد. آن‌ها در سال 1350 برنامه‌ای برای براندازی رژیم پادشاهی طراحی می‌کنند و در سال 54 تا برخورد مسلحانه پیش می‌روند. 
بهمن حجت کاشانی  از نسل حاج ملا عبدالله كاشي از عالمان عارف و با فضيلتی بود كه كراماتي درباره‌ي او روايت شده ‌است. جدش حاج شيخ حسن حجت كاشاني از روحانیان به‌نام مشهد بود که در دوران توطئه‌ اسلام‌زدايي رژيم رضاخان، همراه برادرش مرحوم حاج شيخ حسين كاشاني كه از مجتهدين مشهد بود، به مخالفت با كشف حجاب بر می‌خیزد. پدر بهمن سرهنگ ارتش بود و  عمویش سپهبد علی حجت کاشانی رئیس سازمان تربیت بدنی رژیم شاه.
بهمن در آزمون دوره‌ فني نيروي هوايي شركت كرد و به ‌استخدام نيروي هوايي درآمد و براي تكميل دوره‌ فني مخصوص هلي‌كوپتر، به ‌امريكا اعزام شد و پس از پايان آموزش و بازگشت از امريكا در گروه فني هلي‌كوپتر مخصوص شاه و ملكه ‌انتخاب شد، ليكن از پذيرش آن سر باز زد. 
اين موضع از ديد مأموران رژيم شاه پوشيده نماند و آنان را نسبت به ‌او حساس كرد. ازدواج او با خانمي‌ به نام «مهوش درخشاني» بدون اجازه‌‌ ارتش،‌ براي مقامات آن رژيم دست‌آويزي شد تا او را تحت تعقيب قرار دهند و از ارتش اخراج كنند و به ‌اتهام تمرد از دستورات و مقررات ارتش، به سه سال زندان محكوم سازند. مراحل بازجويي، محاكمه و محكوميت او حدود دو سالي به درازا كشيد. برخي از مقامات رژيم شاه به سبب موقعيت خانوادگي او كوشيدند كه ‌او را به عذرخواهي كتبي وادارند تا كار به محاكمه و اخراج او از ارتش نكشد، ليكن او از انجام اين پيشنهاد خودداري كرد و از هرگونه پوزش و كرنشي سر باز زد. 
کاترین عدل دختر پرفسور «یحیی عدل» بود. پرفسور عدل پزشک معتمد و از نزدیکان دربار محمدرضا شاه و شخصیتی سیاسی بودکه بعد از کناره‌گیری اسدا... علم به دبیرکلی حزب مردم منصوب شد. او همچنین در سال ۱۳۴۲ به سناتوری مجلس سنای ایران رسید و تا چهار دوره این مقام را حفظ کرد. اتفاقات پیرامون فرزند و دامادش هیچ‌گاه خللی در ارتباط او با دربار ایجاد نکرد. 
 کاترین هنگامی که دانش‌آموز دبيرستان ژاندارك تهران بود در يك گردش دسته‌جمعي علمي‌ در کوه دچار سانحه شد و در این حادثه  قطع نخاع شده  و هرگز نتوانست راه برود.
علی‌رضا پهلوی دومین پسر و آخرین فرزند «رضا شاه پهلوی» و «تاج‌الملوک آیرملو» و برادر تنی محمدرضا شاه پهلوی بود. او وارد ارتش فرانسه شد و در آنجا خدمت کرد. در ایام خدمت در فرانسه با «کریستیان شولوسکی» که لهستانی تبار بود، ازدواج کرد و از او صاحب پسری به نام «پاتریک پهلوی» شد، ولی دربار ایران هیچ‌گاه این ازدواج را به رسمیت نشناخت، به همین دلیل همسر و فرزند علی‌رضا در پاریس زندگی می‌کردند.
علی‌رضا پهلوی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن شاه و ثریا اسفندیاری) بر سر زبان‌ها بود، در یک سانحه هوائی کشته شد. پس از مرگ وی، پسرش پاتریک را به ایران آوردند و تحت سرپرستی دربار قرار دادند. پاتریک مانند بسیاری دیگرعمویش محمدرضا پهلوی را بانی مرگ پدرش می‌دانست. او در ایران گرایشات اسلامی پیدا کرد و نام خود را به علی تغییر داد. در تاریخ معاصر ایران  نام علی پهلوی در کنار بهمن حجت کاشانی و کاترین عدل، مثلثی پرابهام را خلق کرده است.
بهمن حجت کاشانی دوران محكوميت خود را در زندان پايگاه وحدتي همدان، زندان قصر تهران و زندان بابل گذرانيد. در مدتي كه در زندان قصر به سر مي‌برد، مدتي با «خسرو جهانباني» (همسر شهناز پهلوی) كه به جرم اعتياد به هرويين در زندان به سر مي‌برد، هم‌سلول بود و به همين مناسبت با علي پهلوي و كاترين عدل كه به ملاقات جهانباني مي‌آمدند آشنا شد و توانست آن دو را تحت تأثير انديشه‌هاي ديني خود قرار دهد و در آنان تحول پديد آورد، او پس از آزادي از زندان با كاترين عدل كه سخت به ‌او دل بسته بود ازدواج كرد.
حاصل ازدواجشان 3 فرزند دختر بود. داستان بچه‌دار شدن کاترین هم در آن سال‌ها خبر ساز شد. از آن‌جایی که کاترین از سینه به پایین فلج بود پزشکان اعتقاد داشتند که او نمی‌تواند بچه‌دار شود. پس از باردار شدن نیز پزشکان گفتند که در صورت به دنیا آمدن فرزند خطر مرگ برای کاترین وجود دارد. کاترین خطر را به جان خرید و فرزندش را به دنیا آورد و خود نیز زنده ماند. خبر به دنیا آمدن فرزند آن‌ها در روزنامه‌ها معجزه خوانده شد. 
بهمن، کاترین و علی برآن می‌شوند تا بر علیه حکومت شاه دست به عملیات چریکی و اقدام مسلحانه بزنند. برای این امر نخست تلاش کردند محلی که از نظر استراتژیک مناسب باشد بیابند و در آن محل استقرار یابند. از این رو کشتزارهایی را در یزد، مشهد و برخی نقاط دیگر دیدند اما چون از تهران دور بود سرانجام کشتزاری را در «خرم‌دره» واقع در منطقه ابهر استان زنجان، که منطقه‌ای کوهستانی است خریداری کردند.
بهمن حجت کاشانی و کاترین به همراه فرزندان خود مریم 8 ساله، معصومه 4 ساله و فاطمه 2 ساله  به خرم‌دره کوچ کرده و پس از چندی علی پهلوی نیز به آن‌ها پیوست. علی پهلوی برای راه انداختن حرکت چریکی به تهیه اسلحه پرداخت و آن‌ها را در اختیار بهمن گذاشت. او همچنین قنداق دو قبضه تفنگ را بریده و کوتاه کرد تا فرزند 8 ساله بهمن بتواند از آن استفاده کند. روی قنداق کلمه چریک را نوشته بود. آن‌ها مریم را چریک صدا می‌کردند. 
بهمن در خرم‌دره با اندیشه تأسیس آرمان‌شهر ابتدا به کشاورزی روی آورد و برای خود زارعان و کشاورزانی را از داخل خرم‌دره انتخاب کرد. در آغاز برای هر یک از آن‌ها خانه‌هایی ساخت و کشاورزان را همراه با خانواده‌هایشان در آن خانه‌ها اسکان داد. در ده کوچک تازه تأسیس مسجدی بنا کرد و در آن به برقراری جلسات بحث وآموزش قرآن پرداخت. ده کوچک او «الله‌ده» نام گرفت و ساکنان آن موظف شدند در آن مکان آداب و سنن اسلامی را پیاده کنند. بهمن تلویزیون، دخانیات و چای را برای اهالی الله‌ده ممنوع کرد. 
الله‌ده آرام آرام رونق گرفت. با همت بهمن مسجدی در کنار خانه‌ها ساخته شد و کارگرها هر روز برای ادای نماز و قرائت قرآن به آن‌جا می‌رفتند. بهمن بر روی دیوار‌های داخلی مسجد و به خط خودش آیاتی از قرآن را نوشت. خود بهمن بالای پشت‌بام مسجد می‌رفت و اذان می‌گفت، سپس کارگرها در مسجد جمع می‌شدند و نماز می‌خواندند. 
او هفته‌ای یک بار به سخنرانی در بین کارگرها می‌پرداخت و آن‌ها را به راستی و درستی و اجرای احکام الهی دعوت می‌کرد. نکته جالب توجه در این موضوع، نحوه دیالکتیک کارگران جوان و نوجوان و بهمن برای کار در مزرعه بود.
70 خانوار در الله‌ده به بهمن می‌پیوندند اما تا بهار سال 54 به دلیل رفتار سخت‌گیرانه بهمن به 5 خانوار تقلیل می‌یابند. بهمن در بهار سال 54 به همراه کاترین و فرزندانش به غاری در 8 کیلومتری  الله‌ده کوچ (به قول خودش هجرت) کرد. او در 30 فروردین  ماه به همراه کاترین تصمیم می‌گیرد به تهران رفته و امیر عباس هویدا نخست وزیر، امیر اسدالله علم، خسرو جهانبانی، عبدالعزیز فرمانفرماییان، قره گوزلو و پرفسور عدل را ترور کند. او همسر و فرزندانش را در غار تنها می‌گذارد و با اسلحه و فشنگ راهی الله‌ده می‌شود. دوتن از کارگران خود را به اتهام خیانت و همکاری با ساواک می‌کشد و با ماشینی که علی پهلوی در اختیارش می‌گذارد راهی تهران می‌شود. 
در پی حرکت او به جانب تهران یکی از کارگران کشتزار او در خرم‌دره ماجرا را به شهربانی گزارش می‌دهد. شهربانی خرم‌دره شهربانی و ژاندارمری ابهر را در جریان قرار می‌دهد و راه‌ها بی درنگ مسدود می‌شود. بهمن که راه را در محاصره و کنترل ماموران می‌بیند، ماشین را در میان راه رها کرده و از بی‌راهه خود را به تهران می‌رساند و به منزل یکی از دوستان قدیمی خود به نام تاجدار که کارمند بخش اقتصادی بانک مرکزی بود می‌رود. بهمن نیت خود را برای ترور شماری از مقامات دولتی با دوستش در میان گذاشته و از او برای اجرای این نقشه کمک می‌خواهد. تاجدار به بهانه این‌که با یک فرد انگلیسی قرار ملاقات دارد از منزل بیرون می‌رود و جریان را به پرویز ثابتی (رییس وقت ساواک تهران) خبر می‌دهد. ماموران ساواک و کمیته مشترک ضد خرابکاری بی درنگ منزل تاجدار را درآریا شهر محاصره می‌کنند و با بهمن درگیر می‌شوند. او در برابر ماموران به مقاومت مسلحانه درست می‌زند و پس از ساعتی درگیری و تبادل آتش بهمن حجت کاشانی در ساعت 12:1۵ روز اول اردیبهشت ماه 54  کشته می‌شود.  
از سوی دیگر نیروهای ژاندارمری بدون خبر از حادثه تهران به گمان این‌که بهمن حجت کاشانی در ارتفاعات خرم‌دره به سر می‌برد پناه‌گاه او را در محاصره قرار می‌دهند و به طرف پناه‌گاه تیراندازی می‌کنند. کاترین عدل و دختر 8 ساله‌اش نیز متقابلا به آتش آن‌ها پاسخ می‌دهند و سرهنگ دوم رضایی فرمانده منطقه ژاندارمری قزوین بر اثر گلوله کاترین کشته می‌شود.
به دنبال کشته شدن سرهنگ رضایی، سرلشکر قاسمی فرمانده لشکر 16 زرهی قزوین، سرتیپ سلحشور معاون لشکر قزوین و سرتیپ خالص معاون ناحیه ژاندارمری مرکز همراه یک گروهان و با اداوات کامل و تعدادی زره پوش چرخ لاستیکی و نفربر از قزوین به خرم‌دره لشکرکشی کرده و پناه‌گاه کاترین و فرزندانش را زیر آتش می‌گیرند و با پرتاپ چند نارنجک دستی به درون غار کاترین عدل کشته شده، مریم دختر 8 ساله‌اش به شدت جراحت برداشته و فاطمه دختر 2 ساله‌اش آسیب دیده و بینایی‌اش را ازدست می‌دهد.  ساواک پایان ماجرا را ساعت 18 روز اول اردیبهشت ماه سال 54 گزارش می‌کند. علی پهلوی دستگیر شده به تهران اعزام می‌شود و او را به زندان اوین تحویل می‌دهند. پس از چندی به کلاله در گرگان تبعید شده تا در مزرعه پدری‌اش زندگی کند. علی پهلوی در خواست تغییر فامیل خود را به اسلامی می‌دهد که پذیرفته می‌شود.ساواک زنجان توصیه می‌کند علی پهلوی زیر نظر ساواک باشد و هیچ سلاح گرمی در اختیار او قرار نگیرد. همچنین کودکان بهمن و کاترین نیز نباید با کودکان به کودکستان و دبستان بروند و سلاح گرم نیز نباید در دسترس آنان به خصوص مریم 8 ساله قرار گیرد. 
اول اردیبهشت ماه 54 پایان داستان مردی است که خود را  چه گوارا ی ایران می‌دانست و روزنامه‌ها پایان ماجرای او این گونه نوشتند: «مردی که ادعای پیامبری داشت کشته شد»...
 

بیشتر بخوانید

  • بررسی سینمای دفاع مقدس در دهه‌ 70 اوج سینمای انسانی

    بررسی سینمای دفاع مقدس در دهه‌ 70 اوج سینمای انسانی

    سینمای دفاع مقدس قدمتی سی و هفت ساله داشته و بخش مهمی از تولیدات سینمای ایران را در تمامی این سال‌ها به خود اختصاص داده است. سینمایی که مردم ایران با پوست و گوشت و استخوان خود آن را لمس کرده و خاطرات زیادی از آن دارند. آن‌چه می‌آید گزارشی است در ادامه شماره‌های قبلی «سرو» که پس از پرداختن به شکل‌گیری و تطور این سینما در دهه 60 و نیمه اول دهه 70 حالا به سراغ نیمه‌ی دوم دهه هفتاد رفته که از قضا سال‌های بسیار مهم، همراه با فیلم‌هایی جریان‌ساز همچون آژانس شیشه‌ای و قارچ سمی است.

  • بررسی روند کلی جشنواره مقاومت از بدو تأسیس تاکنون؛ فیلم بعلاوه مقاومت

    بررسی روند کلی جشنواره مقاومت از بدو تأسیس تاکنون؛ فیلم بعلاوه مقاومت

    جشنواره بین المللی فیلم مقاومت قبا به نام جشنواره فیلم دفاع مقدس به صورت هفته فیلم در محوطه پارك دانشجو و تئاتر شهر تهران برگزار می گردید. 31 شهریورماه سال 1362 زمانی که کشور درگیر جنگ با رژیم بعث عراق بود و شرایط سختی از لحاظ نیروی انسانی و منابع مالی بر کشور حاکم بود، حسین وخشوری چراغ این جشنواره را روشن کرد و به عنوان اولین دبیر جشنواره لقب گرفت.

  • تازه های نشر انتشارات موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

    تازه های نشر انتشارات موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

    تازه های نشر انتشارات موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس

  • کتاب های صوتی، متفاوت از کتاب چاپی گاهی باید با گوش خواند و با چشم شنید

    کتاب های صوتی، متفاوت از کتاب چاپی گاهی باید با گوش خواند و با چشم شنید

    زمانی بود که پیامبر به یاران خود فرمودند کتاب خدا را با صوت زیبا بخوانید تا همگان بشنوند، به این ترتیب شنیدن این کتاب برای همگان میسر شد، نابینا و بینا، با سواد و بی سواد، خردسال و بزرگسال و نهایتا پرمشغله و بیکار. در طول روز زمان های زیادی را داریم برای کارهایی که موازات هم انجام می شوند؛ در حال رانندگی یا کار با سیستم رایانه ای موسیقی گوش می دهیم، در حین انجام کارهای منزل به تلویزیون نظری داریم یا رادیو هم گوش می کنیم و کارهایی از این دست. حالا اما زمینه هایی فراهم شده که چیزهای دیگری را هم تج

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.