چهارشنبه 07 آذر 1397 14:10

کتابی که خواننده را دلبسته می‌کند

کتابی که خواننده را دلبسته می‌کند

وقتی کتابی را برای خواندن در دست می‌گیریم، اولین نکته این است که آن کتاب چقدر ما را درگیر می‌کند. البته جدا از درگیرکردن ذهن، باید ما را دلبسته هم بکند و از آن لذت ببریم.


 قاسمعلی فراست 
نویسنده و منتقد ادبی
 
 وقتی کتابی را برای خواندن در دست می‌گیریم، اولین نکته این است که آن کتاب چقدر ما را درگیر می‌کند. البته جدا از درگیرکردن ذهن، باید ما را دلبسته هم بکند و از آن لذت ببریم. وقتی این کتاب را خواندم حس کردم آن درگیری در ابتدای رمان وجود دارد. وقتی نثر کتاب را خواندم بازهم دیدم آن دلبستگی و درگیری ذهنی در متن هم دیده می‌شود. در تعریف کلی می‌توان به این رمان، عنوان رمان خوب را اطلاق کرد.
به‌نظرم چند چیز در کشور ما مظلوم واقع شده و از آن غافل مانده‌ایم. ادبیات به معنای عام و یکی از زیرمجموعه‌های آن که ادبیات جنگ است یکی از این موارد است. اگر ذره‌ای انصاف نسبت به فداکاری مادرهایی که تنها سرمایه خود را با افتخار به جنگ اهدا می‌کردند و امروز نسل ما نان آن را می‌خوریم و در آن فضا کاسبی می‌کنیم داشته باشیم، برگزاری جلسات نقد این گونه کتاب ها واجب است. قول می‌دهم اگر این جلسات با دغدغه ادبیات جلو برود، ما اهالی این حوزه هرکاری در توانمان باشد انجام می‌دهیم.
به‌نظر من اولین دغدغه  کتاب دختر لوتی هویت است و جنگ در پس‌زمینه بسیار خوب از سوی نویسنده مطرح شده است. نویسنده این کتاب بدون اینکه اسمی از جنگ ببرد، زندگی‌ای را مطرح می‌کند که خواننده را دلبسته کرده و وقتی درگیر زندگی آدم‌های داستان می‌شویم، کم‌کم جنگ برای ما اهمیت پیدا می‌کند و نمی‌توان آن را رها کرد. شخصیت‌های داستان هرچند نمود فیزیکی ویژه‌ای ندارند، ولی عملکرد و مرامشان توصیفی درخشان دارد. دیالوگ‌های کتاب دارای شخصیت‌پردازی، فرهنگسازی و حتی زیرگفتار هستند. خواننده این‌گونه شخصیت‌پردازی‌ها را می‌پذیرد و رمان را باور می‌کند.
 تصاویری از سوی نویسنده ترسیم شده که افرادی را که دنیا جنگ را ندیده و تجربه نکرده‌اند به آن فضا می‌برد، ولی این تصاویر با همه زیبایی که دارند به‌نظرم بازهم کم است. تصویرسازی‌های بیشتر می‌توانست به زنده‌تر کردن و دلنشین‌تر کردن رمان کمک کند. همچنین درباره زبان داستان نیز باید گفت با همه زیبایی‌ها ولی در مواردی می‌توانست با توجه بیشتر به گویش‌های بومی به جذابیت بیشتر داستان کمک کند.
اسم‌های شخصیت‌ها نیز بسیار زیبا و دلنشین انتخاب شده، اما این سوال پیش می‌آید که آیا یک پدر ایلیاتی و بی‌سواد می‌تواند چنین اسم‌هایی را برای فرزندانش انتخاب کند؟
 نکته جالب دیگر مربوط به بخش‌های کتاب است؛ همه عنوان‌های بخش‌ها دوسیلابی بوده و به حرف «ر» ختم می‌شود که به بیان نویسنده دوسیلابی بودن عنوان‌ها با توجه به ضرب‌آهنگ کتاب انتخاب شده، ولی ختم شدن به حرف «ر» اتفاقی بوده است.فرق نویسنده معمولی و حرفه‌ای در زیرگفتار مشخص می‌شود. نویسنده حرفه‌ای ضمن پرداختن به گفتار، به‌صورت هوشمندانه از زیرگفتار هم بهره می‌گیرد. برخی دیالوگ‌های این کتاب چندوجهی و دارای زیرگفتار است. همچنین نثر کتاب نیز پاکیزه، زیبا و دلنشین است.

سفری برای یافتن هویت آقا معلم

 محمد‌سعید غدیریان 

 دختر لوتی رمانی است که در فضای پر حادثه جنوب ایران و اوقات جنگ تحمیلی می گذرد.
شخصیت اصلی داستان مرد جوانی است که چاره راه زندگی خود را در معلمی برای فرار از خدمت سربازی و جنگ می‌داند و برای تدریس عازم منطقه پلدختر می‌شود. 
او در مدت حضورش عاشق دختر خانواده‌ای لوتی شده و نهایتا دچار تغییر و تحولات درونی می‌شود. داستان تغییر و تحول در اثنای جنگ و دوران دفاع‌مقدس از آن دست داستان هایی است که به شدت پتانسیل نخ نما شدن و شعاری شدن را داراست اما این اتفاق برای این رمان نیفتاده است.
نویسنده توانسته به خوبی بخش زیادی از زندگی عشایری را با جزییاتی در خور توجه توصیف کند و همین موضوع، زمینه را برای بخش‌هایی که به تغییر و تحول شخصیت اصلی قصه اختصاص دارد را فراهم کرده است. 
یکی دیگر از نقاط قوت این رمان، نگارش ساده و روان و اطلاعات قابل توجه آن در باره‌ی جزییات زندگی است.
این مسئله به تنهایی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که در کارهای دفاع مقدس و ادبیات توصیفی تاریخی نیاز داریم که البته به نظر می‌رسد این اتفاق به خاطر نگارش خاطره گونه کتاب است.
به نظر کتاب «دختر لوتی»  از نظر نحوه نگارش شباهت‌های زیادی با کتاب «کفش‌های سرگردان»، خاطرات سهیلا فرجام‌فر دارد. یکی دیگر از نکاتی که در این رمان قابل توجه است این است که این رمان نکات زیادی در رابطه با چیستی و هستی در خود دارد. 
هم‌چنین به نظر میرسد که نویسنده در رابطه با مسئله هویت دغدغه زیادی داشته، به طوری که در یکی از بخش‌ها، حتی گفت و گویی در این باره میان شخصیت اصلی و دیگری صورت می‌گیرد.
این رمان، بیشتر از آنکه یک قصه دفاع مقدسی باشد، یک رمان اجتماعی در بستر تاریخی دفاع مقدس است که البته این مسئله به هیچ وجه عیب و نقص برایش نیست.چه بسا که جا دارد این نوع نگاه به دفاع مقدس هم بیشتر مورد توجه قرار گیرد. اما جدا از نقاط قوت این رمان، باید گفت که این رمان دچار یک ایراد اساسی به لحاظ فرم است.
ایرادی که در بخش های مختلف قصه دچار سردرگمی می‌شود. نویسنده برخی از قصه‌های خود را به اتمام نرسانده و مخاطب را بدون به پایان رساندن آن، تنها می‌گذارد. 
بازگشت  به  هویت و جوهـر فـردی

 ساسان والی‌زاده 
شاعر، نویسنده و منتقد ادبی

 شهریار عباسی از نظر بیان و رویکرد به ادبیات دفاع‌مقدس نویسنده‌ای متفاوت است. برخی منتقدان براساس برخی مولفه‌های موجود در داستان، معتقدند «دختر لوتی» اثری ضدجنگ است که به نظر اینگونه نیست و منتقدانی که قائل به چنین دیدگاهی هستند، براساس برخی مولفه‌های موجود در داستان این اعتقاد را دارند.پرسشگری لازمه هر انسان آگاهی است، اما روشنفکر طلب‌کار، فقط ایرادها را مطرح می‌کند و از کنار آن می‌گذرد، ولی روشنفکر صاحب‌کار خود را در بطن کار می‌بیند و اگر سئوالی ایجاد می‌کند به دنبال پاسخ آن نیز هست. این مسأله درباره این کتاب نیز مصداق دارد. مولف در جایگاه یک روشنفکر مسئول در بسیاری موارد در برخی از باورهای رایج تشکیک ایجاد کرده که به صورت  دلپذیری این مسئله را در کتاب می‌بینیم، اما  به نوعی قهرمان‌های داستان خودشان پاسخ یکدیگر را می‌دهند. خواننده را ارجاع می دهم به موضوع نحوه حضور نوجوانان در جنگ، نحوه آموزش تحصیلی رزمندگان، نحوه حضور برخی رزمندگان در جبهه، وضعیت تبلیغات جنگ، قضاوت راجع به خوانین محلی، قضاوت راجع به اقلیت‌های قومی و مواردی از این دست. عباسی به دور از نگاه تک‌ساحتی به افراد جامعه، چالش‌هایی را مطرح می‌کند. همچنین این داستان آشکارا رگه‌هایی از داستان گوتیک را داراست؛ یعنی عشق و فضاهای ذهنی وحشت را در کنار هم  بیان می‌کند.
همچنین رویارویی یک معلم فیزیک با معادلاتی که برگشت به باورها و معنویت است اصطکاک معنایی مناسبی برای تحولات درونی قهرمان قصه ایجاد کرده است. مهم‌ترین ویژگی این داستان، برگشت به هویت و جوهره فرد است. فردی به اجبار شرایط و به رغم انکار باورها در موقعیت جبهه و جنگ قرار می گیرد اما وقتی که در اوج قصه جانباز می شود گویی که از لابیرنت تردید به روشنای آفتاب رسیده باشد در قامت یک قهرمان ظاهر می شود. به‌رغم روال خطی داستان، برخی عناصر پست‌مدرنیسم مانند عدم قطعیت و برگشت به سنت را در آن می‌بینیم. بهره قوی از زاد‌بوم از شاخصه‌های توفیق شهریار عباسی است که در داستان خود به شکل خوبی از آن بهره برده است. پرسشگری عالمانه و پاسخ‌های ظریفی که به برخی فراز و نشیب‌های فضای جنگ داده شده، این داستان را به یکی از داستان‌های موفق دفاع‌مقدس تبدیل کرده است.
توصیف‌هایی نا‌تمام

 علیرضا سلیمی 

 داستان نثری روان و ساده دارد. به صورت خطی روایت می شود و معتقدم مخاطب را پس نمی زد. شخصیت های داستان نیازی به مرور صفحات خوانده شده قبلی ندارند و در ذهن مخاطب می مانند، اما آنچنان که باید به آنها پرداخته نشده است؛ به عبارت دیگر باید بگویم آن اتفاقی را که منتظرش هستیم در داستان رخ نمی دهد.
شخصیت اصلی داستان در موقعیتی قرار دارد که برای روایت آن نیازمند طنازی بیشتری از قلم نویسنده هستیم  ، دختر لوتی دارای شخصیت ها و  موقعیت هایی است که نویسنده تمرکز کافی برای به تصویر کشیدن آن ها را ندارد و خیلی سطحی و گذرا داستان روبه جلو می رود؛ البته این به معنای این نیست که روایت داستان ضعیف است بلکه می توان گفت که با توجه به شرح ماجرا انتظار از نویسنده برای پرداختن به شخصیت ها بیشتر است به طور مثال یکی از شخصیت های اصلی داستان (سارا) در یک فضایی مه آلود برای مخاطب به تصویر کشیده می شود و مخاطب نمی تواند شکلی از سازا در ذهن خود ایجاد کند.
گنگ بودن برخی از موقعیت ها و پرش به موقعیت بعدی از دیگر نکاتی هست که مخاطب را آزار می دهد.
در یک جایی از داستان وقتی نانوایی شهر بمباران می شود و سورنا برای خرید نان رفته است، دلت می خواهد بدانی که چه بر سر پسر بچه آمده اما نویسنده خیلی ساده فصل را تمام می کند و فصل دیگری از داستان آغاز می شود. نام رمان از شخصیت سازا گرفته شده در حالی که وقتی آقای هدایتی از منطقه پلدختر به جنوب می رود با تغییر موقعیت جغرافیایی دیگر از دختر لوتی که نام داستان است خبری نیست و از یک جایی به بعد اسم داستان با بعضی از فصل ها همخوانی ندارد. رمان می توانست به صورت یکپارچه نوشته شود و فصل بندی آن ضرورتی را ایجاد نمی کرد حتی گاهی پرش ها از فصلی به فصل دیگر داستان مخاطب را آزار می دهد. داستان پایان بازی دارد و مخاطب خود را در جایی رها می کند که  این رهایی مخاطب را درگیر سرنوشت شخصیت های داستان نمی کند بلکه این احساس را به وجود می آورد که نویسنده قرار بوده داستان را اینگونه تمام کند. در مجموع باید گفت رمان نثری روان ،  فضایی مناسب و قصه خوبی دارد اما روایت نویسنده از شخصیت ها  و گاهی موقعیت ها به خوبی انجام نشده و «ای کاشی» را برای مخاطب باقی می گذارد.

ضدِ جنگِ ضدِ دفاع

  امیر حیدری 
 بی مقدمه نوشتن از کتابی که برای خواندن و همزبان شدن با او هیچ مقدمه‌ای لازم نیست آنچنان سخت هم  نیست! مقدمه هم منظور فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ و جغرافیا نیست، که اگر چنین بود همه چیز در دور تسلسل « نفهمیدن» فرو می افتاد و خوانش هیچ متنی به درک و تجربه نمی رسید. اتفاقا رساترین متون، مقصود را بی هیچ ارجاعی به مخاطب می رسانند، خاصه اینکه داستان و رمان و شعر و متن ادبی باشند. اما برای خواندن همین رساترین‌ها در عین اینکه به هیچ چیز جز خودشان نیاز نیست، بسیاری از مقدمات لازم است! نیچه جایی نوشته بود از نوشته‌ها تنها دوستدار آنم که با خون خود نوشته باشند. با خون بنویس تا بدانی که خون جان است... و به نظرم این مقدمات همان جان‌اند که کلام را احاطه می‌کنند و جان مخاطب را می‌طلبند. دختر لوتی را می‌توان یکی دو ساعته خواند و از خواندنش لذت هم برد. من هم یکی دو ساعته خواندمش و در حین خواندن گاهی حس خوبی نسبت به شخصیت‌ها و روایت داشتم و لذت بردم. اما کتاب ساده ای بود. نه ساده‌ی پیچیده، که ساده‌ی ساده. به نظرم ساده بودنش بیش از اینکه به عمق باشد و مکاشافت نویسنده، به سطحیت بر می‌گشت. رمان کوتاه است و خواندنی اما خواندنی بودنش تنها به خاطر کوتاه بودنش است. گرچه کتاب خیلی کم دارد - از فضاسازی‌ها تا شخصیت پردازی‌ها- اما همین کم داشتن است که نقطه‌ی قوتش شده. 
در زمان جنگ یک معلم فیزیک - فیزیکش فلسفه دارد البت - از تهران به پلدختر اعزام می شود. جوانی که از ترس سربازی و حضور محتملش در جنگ معلم شده است. این ترس اصلا و ابدا شکل نمی‌گیرد. با چند جمله نوشتن از روبرو شدنِ آقای معلم با جنازه‌ای که بر اثر بمباران کشته شده یا ترسی که هنگام اعزام دانش آموزانش به جبهه از خود نشان می دهد، ترس عمیقی که زمینه‌های زندگی‌اش را فراگرفته توجیه شدنی نیست. ضمن اینکه او با بمباران شهرها بیگانه نبوده است. از همان پلدختر هم که برای احوالپرسی با خانواده تماس می‌گیرد فضای ترس از بمباران و جنگ شهرها معلوم است.
معلم دو دانش آموز دارد از خانواده‌ای لوتی، یک خواهر و برادر. همین دو هستند که پای او را با خانه‌شان باز می ‌کنند و راز هویت آقای معلم را برملا. از قضا مادربزرگش از تبار همین لوتی‌ها و کولی‌هایی است که باز هم از قضا همسایه‌ی دیوار به دیوار معلم‌اند. این بچه‌ها که با پدرشان زندگی می کنند همگی اهل ساز و کمانچه‌اند،  نام محلی کمانچه هم که از قضا اسم مادرِ پدرِآقای معلم است. جایی معلم از شاگردش می پرسد که «تال» - اسم مادربزرگش - به چه معنی است؟ او هم می‌گوید تال در زبان محلی یعنی کمانچه. فامیلِ مادربزرگ هم قاعدتا باید «پیوندیان» باشد! چون معلم ناخودآگاه با دانش آموزانِ همسایه‌اش که او را به هویت گمشده‌اش - مادربزرگ - پیوند می دهد، پیوند می‌خورد و بینِ آن همه دانش آموز تنها به سورنا و سازا علقه پیدا می کند. تا آنجا که ناظم مدرسه‌ی پسرانه، آقای حیدری هم به آقای معلم (آقای هدایتی اسمِ قصه گوی ماست... ) تذکر می‌دهد؛ هدایتی جان اینقدر با این خانواده نپر، به بچه‌های دیگر هم توجه کن، شهر کوچک است، برایت حرف در می‌آورندها... البته ناظم مدرسه، آقای حیدری، دمِ رفتن به جبهه از گفته اش پشیمان می شود و می گوید درباره لوتی‌ها زود قضاوت کرده است. 
این‌‎ها برش‌هایی از داستان و روند خط و ربط بین شخصیت‌هاست، البته که باید وقت گذاشت و کتاب را خواند اما همه‌ی این ارجاعاتی که آوردم برای نقب زدن به ایده‌ای است که به نظرم نویسنده قصد دارد بپروراند، هویت جایگزین!. همین هویت جایگزین است که بعضی را به ضد جنگ بودن رمان تشویق کرده. اگر منظور از ضد جنگ ضد تبلیغات باشد همان تعبیر نارسایی است که برای برچسب زدن به دغدغه‌های انسانی اهل قلم در نظر گرفته شده، اما اگر ضد جنگ به معنای ضد دفاع و توسری خوردن و خودباختگی و برساختن هویت‌های جایگزین باشد، همان تعبیر متواتر غش و ضعف رفتگان توسعه و فرهنگ واحد جهانی است. مع الاسف به نظرم دختر لوتی با جایگزین کردنِ هویتِ قومی و خانوادگی با هویتِ ملی و روحی و کامروا شدن آقای هدایتی در انتهای داستان - نه در پادگان دوکوهه، بلکه در تپه‌های بین راه، در حین فرار به سمت تهران -  رمان را به اثری ضد جنگ از نوعِ ضد دفاع تبدیل می‌کند. بگذریم از همان سادگی که حرفش آمد و نتیجه‌اش این است که دختر لوتی جایی در خاطرمان باقی نمی‌گذارد. نباید به گمان جایزه جلال که خلاف طمطراقش، رنگ و بویی ندارد به وهم ادبیات بیفتیم. شاید این مصیبت عصر ما باشد که دوره‌ی پایان روایت‌ها و بسط خرده روایت‌ها و فراروایت‌هاست. اینچنین است که گویا ادبیات - حتی ادبیات غنی فارسی با زمینه‌های حماسی و عرفانی -  از ماندگاری فاصله گرفته‌ است.

بیشتر بخوانید

  • «عوض حیدرپور » عضو سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی؛ الگوهای مقاومتی و فرهنگی بسیج

    «عوض حیدرپور » عضو سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی؛ الگوهای مقاومتی و فرهنگی بسیج

    شکل گیری بسیج در زمان جنگ تحمیلی و با هدایت امام خمینی)ره( تحول شگرفی را در ساختار تشکلات مردمی که در زمان جنگ فعال بودند ایجاد کرد. قاعدتا این نهاد در حال حاضر از مهم ترین و ارزشمندترین ارگان هایی که در کشورمان وجود دارد.

  • پرونده ای درباره ی بسیج مستضعفین؛ نهضتِ جوانمردانِ انقلاب

    پرونده ای درباره ی بسیج مستضعفین؛ نهضتِ جوانمردانِ انقلاب

    آذرماه سال 1358 ، زمانی که امام خمینی(ره) فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را صادر کرد، هیچ کس از روزهای پرآشوب و فتنه هایی که دشمنان داخلی و خارجی برای این کشور در سر داشتند خبر نداشت، اما افقِ نگاه امام (ره) به جایی بود که هیچ چشمی از آن تصویری نداشت. تشکیل بسیج مستضعفین، هم در ایران و هم در کشورهایی که چشم به انقاب اسامی ایران دوخته بودند به نوعی ایجاد یک روش مبارزه با ظلم و استکبار بوده و هست. سرو همزمان با روزهای تقویمیِ بسیج، صفحاتی را به آن اختصاص داده است.

  • دستاوردهای حوزه را دانشگاه می تواند علمی کند

    دستاوردهای حوزه را دانشگاه می تواند علمی کند

    «آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد » عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت وگو با سرو به مناسبت سالروز وحدت حوزه و دانشگاه؛

  •  بررسی تاثیرات جنگ ویتنام بر سینمای آمریکا؛ کابوی ها در باتلاق ویت کنگ ها

    بررسی تاثیرات جنگ ویتنام بر سینمای آمریکا؛ کابوی ها در باتلاق ویت کنگ ها

    جنـــــگ ویتنـــــام بیـــــن ســـــال های 1975 تـــــا 1955 رخ داد. دوایـــــت دیویـــــد آیزنهـــــاور رئیـــــس جمهـــــور وقـــــت آمریـــــکا بـــــا سیاســـــت جلوگیـــــری از گســـــترش و کنتـــــرل کمونیســـــت در ویتنـــــام جنوبـــــی پـــــا بـــــه عرصـــــه جنـــــگ بـــــر علیـــــه ویتنـــــام شـــــمالی گذاشـــــت. سیاســـــتی کـــــه نـــــه تنهـــــا پیـــــروزی بـــــرای آن هـــــا در بـــــر نداشـــــت بلکـــــه زمینه ســـــاز آثـــــار مخربـــــی بـــــر پیکـــــره ی ارتــ

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.