دوشنبه 12 آذر 1397 10:27

دهه پنجم انقلاب و جهــانــــــی شـدن

شسی

 صدرا حنیف اگر انقلاب اسلامي ايران بخواهد در دهه پنجم خود همچنان به رشد و بالندگي ادامه دهد،

 صدرا حنیف

اگر انقلاب اسلامي ايران بخواهد در دهه پنجم خود همچنان به رشد و بالندگي ادامه دهد، قدر مسلم  از چند منظر مورد تحليل و بازشناسي مجدد خواهد بود. اين آسيبشناسي و تحليل در ابتداييترين و نهاييترين وجوهش بايد با عنايت به نفس وجود و ماهيت انقلاب اسلامي باشد که در سال57 به رهبري امام خميني(ره) با همکاري همهي ملت ايران به پيروزي رسد. از اين رويکرد، نگاه اول معطوف به اهداف انقلاب و شعارهاي آن خواهد بود. اهدافي که پيش از هر چيز در شعارهاي اين انقلاب متجلي شده است و از سوي مردم اين کشور فرياد زده شده است. بنابراين بايد ديد که بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامي ما تا چه حد توانستهايم شعارهاي انقلاب اسلامي را پياده سازي کنيم، ضعفهاي ما در کجاست و در کجا پيشرفت داشتهايم و در کجاها اين شعارها به تحريف  و انحراف کشيده شده است و منشاي اين تحريفها در کجاست. اين تحقيق قدر مسلم ما را به آن سمت سوق خواهد داد که تمامي اين شعارها که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به شکل يک ميثاق ملي مورد انتخاب مردم قرار گرفته است، تا چه حد در جامعه پياده شده است و کجاي اين ميثاق ملي مورد غفلت قرار گرفته شده است. به سخن ديگر دههي پنجم بايد محل تجلي و اعمال و اجراي تمامي قوانين قانون اساسي بدون هيچ کموکاستي باشد. پرواضح است که اجراي کامل اين قانون با نسخه‌ای به نام عصر جهاني شدن نيازمند ساختارهايي نو و تازه منطبق با واقعيت جهان امروز است. جهاني که در آن فهم ازعالم به واسطهي ابزارهاي جديد فناوري اطلاعات به کلي متحول شده است و همهي ساحتهاي زندگي بشر را با يک تحول اساسي و ساختاري مواجهه کرده است. دومين نگاه بايد معطوف به ساختارهاي انقلاب باشد.  هر تحقيق منسجمي که در اينباره انجام ميگيرد بايد  به طور شفاف به اين مسئله ختم شود که با توجه به جهان امروز اين ساختارها تا چه حد ميتواننداصليترين شعار انقلاب اسلامي را که در هر دوراني ميتواند مورد پذيرش قرار گيرد؛ يعني استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي را  برآورده سازند. چه ما در دوراني به سر مي‌بريم که چه به لحاظ صورت و چه به لحاظ سيرت با تمامي دورانهاي پيش از آن متفاوت بوده است. فناوري اطلاعات که به واسطهي توسعهي شگفتانگيز فناوريهاي نوين ايجاد شده است همهي عرصههاي زندگي بشر را دچار تحول اساسي نموده است. اين تحولات آنچنان عميق و وسيع است که بشر امروز را در عرصهي بسياري از تعريفها همچون اقتصاد، فرهنگ  و ... دچار يک ترديد جدي نموده است. در دنياي امروز اگر چه هنوز مرزهاي جغرافيايي پابرجاست اما واقعيت آن است که اين فناوري با برداشتن تمامي محدوديتهاي گذشتهي نه چندان دور؛ تقريبا همهي پردهها را به کنار زده است. آنچه انسان امروز ميبيند و يا ميشنود از افقي بسيار فراتر از افقهاي گذشته است. چنانکه او به تمامي مسائل از يک افق جهاني مينگرد و از همين افق آنرا تحليل و تبيين ميکند. در چنين دنيايي شيوههاي پاسداشت فرهنگهاي عمومي تغيير کرده است و همچنان که ما در اقتصاد ناگزیر توجه به معادلات جهانی هستيم، تنها بخشهايي از فرهنگ هر ملت قابليت ماندگاري دارند که در برابر هجوم جهاني شدن را تاب ‌آوری داشته باشند و يا در يک سطح جهاني مطرح شوند. تحت اين شرايط قوانين ملکداري همچون بسياري از عرصهها با يک تحول بنيادي همراه است. در اين اتاق شيشهاي جايي براي مستوری نيست و تنها راه تفوق روشنگری است. شفافيتي که اگر ما ايجاد نکنيم معلوم نيست دشمنان ما با بازتاب بخش از آن چه تصويري را ارائه خواهند داد و چگونه از آن سوء استفاده خواهند نمود. حال بايد ديد که در اين عصر سیطره‌ی جهاني شدن ساختارهاي حکومتي ما تا چه اندازه توانستهاند خود را در برابر اين واقعيت محصور کنند و در اين راه گام بردارند. سومين نگاه که مبتني بر بازشناسي انقلاب اسلامي است؛ بايد از درون حوزههاي علميه و با عنايت به شرایط جهاني شدن پاسخ داده شود. اساس جمهوري اسلامي اسلاميت است. که اين حوزهها خود را متکفل آن ميدانند. و در طول تاريخ شيعه نيز اينچنين بوده است. پرسش اين است که با توجه به اين سخن حضرت امير که فرزندان شما متعلق به آيندهاند پس آنها را براي آينده تربيت کنيد، دريافتي که در برابر عوارض عصر جهاني شدن از اسلام که مورد پذيرش عقول رشد يافته است؛ چيست. فقه پوياي جعفري که مبتني بر عقل است و هيچ حکمي را که عقل تاييد نميکند، نخواهد پذيرفت چه پيشنهادي براي زيست انسان مسلمان شيعه در اين دوران دارد. هر گونه نسخهاي ازاين ماجرا که بتواند نزديکتر به اسلام ناب محمدي باشد، ميتواند چون پيشرانهاي قوي براي انقلاب اسلامي باشد. اهميت اين مسئله به اندازهاي است که با هيچچيز برابري نميکند. به طوري که بقا و دوام جمهوري اسلامي به شکل تام و کمال به آن وابسته است و بدون آن امکان بقاي جمهوري اسلامي ميسر نخواهد شد و يا به انحراف کشيده خواهد شد. نگارنده اين سطور معتقد است اگر انقلاب اسلامي بخواهد به شعارهاي خود پايبند بماند تنها در سايهي چنين نگاهي که مبتني بر بازشناسي پيدرپي و مبتني بر واقعيات روز باشد، خواهد توانست از طوفانهاي سهمگيني که در پيش روست به سلامت به ساحل امن برسد در غير اين صورت ما شرمندهي صدهاهزاران شهيد، جانبازها و خانوادههاي آنها خواهيم بود که در اين راه از عزيزترين چيز زندگي يعني جان خود و عزيزانشان گذشتهاند تا به قول امام عزيز اسلام عزيز زنده بماند و فراموش نکنيم که اگر اين انقلاب سيلي بخورد تا چندين قرن شايد هيچ فرياد اسلامخواهانهاي از هيچگوشهاي از اين مملکت بلند نخواهد شد. 

بیشتر بخوانید

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.