پنجشنبه 13 دی 1397 10:16

سه سال رزم؛ تقریبا با هیچ

0

برخورد ارتش تا مرز فروپاشی رفته و سپاه تازه تاسیس در ابتدای جنگ و سال‌های اول انقلاب با تهاجم عراق و فتنه‌های داخلی، داستان‌هایی پرتپش و روایت‌هایی جذاب را در خود نهفته دارد. این‌که چه‌طور توانستیم ...

من سرتیپ‌دوم بازنشسته مهندس غلامعلی جانگداز هستم که در طول جنگ هشت ساله، به‌عنوان افسر مهندسی قرارگاه کربلا و در واقع به‌عنوان مشاور عالی شهید علی صیاد شیرازی انجام وظیفه می‌کردم. 
   ابتدا اشاره‌ای به قبل از انقلاب و جنگ هشت ساله داشته باشم؛ در سال1350 به من مأموریت دادند که مرز را از شلمچه تا کوشک مین‌گذاری کنم. من آن زمان 700 هزار مین گذاشتم! که در موقع گذاشتن، یکی دو نفر تلفات دادیم. دو ردیف هم سیم‌خاردار ایجاد کردیم، یکی در مرز خودمان یکی هم 100 متر عقب‌تر، یادم هست وقتی صدّام معاودین را اخراج می‌کرد، همان شب اول، 27 نفر معاود افتاده بودند روی میدان‌ مین! همه دست و پاها‌شان را از دست داده بودند! بعد مرزبان‌ها را توجیه کردیم معاودین که می‌آیند، همان پشت میدان ‌مین بمانند، من صبح به صبح می‌رفتم و این‌ها را از وسط خوشه‌های میدان مین عبور می‌دادم. ولی از کوشک که می‌خواستیم مین‌گذاری را ادامه دهیم، عراقی‌ها مانع شدند، چون ما از زمان شاه هم آن‌جا اختلاف مرزی داشتیم. ولی من نمی‌دانم چه شد که دو سال مانده به انقلاب به لشکر 92 اهواز ابلاغ کردند که این میدان ‌مین را پاک کنید!؟ موقع پاکسازی هم 6 نفر تلفات دادند. باور کنید اگر این میادین‌ مین در آن مرز حفظ شده بود، ارتش عراق در سال 1359به ‌سهولت نمی‌توانست بیاید و پادگان حمید را اشغال کند. چون موقع هجوم ارتش عراق هیچ مانعی جلوی‌شان نبود، در یک صحرای صاف حرکت کردند و یک‌ ربع بعد از آن هم در پادگان حمید بودند که آن مشکلات به‌وجود آمد...
   واقعاً اگر بگویم در ابتدای جنگ امکانات مهندسی ارتش درحد صفر بود، سخنی به‌گزاف نگفته‌ام. هر لشکری که به جبهه اعزام می‌شد، تعداد دستگاه مهندسی‌اش (بولدوزر، لودر و گریدر) از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی‌کرد، و این دستگاه‌ها اکثراً بولدوزرهای آمریکایی بودند که از جنگ ویتنام برگشته بودند. بنابراین استعداد اصلی هر گردان، بیش از یکی دو تا دستگاه نبود. در آن فاصله‌ی زمانی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، عجولانه تعدادی بلدوزر به‌نام تی‌130  و دات‌250 از روسیه خریدند که متأسفانه در جبهه‌ها حتی بیل آن‌ها هم به خاک آلوده نشد و همه‌ی موتورهای‌شان سوخت و از بین رفت. گریدرهای DZ92A به ما دادند، این گریدرها فقط هیکل گنده داشتند، عملاً بیل این‌ها هم به زمین نرسید. لودرهایی به‌نام یونیورسال دادند که خودم مترجم این دستگاه بودم، آن هم اصلاً استفاده نشد. بنابراین تمام وسایل روسی که ما در ابتدای جنگ خریدیم و به داخل گردان‌های مهندسی ارتش تزریق کردیم، جز یک مشت وسایل اسقاط و دست‌دوم که یگان‌ها را فلج کرد، چیز دیگری نبود. چون بار تعمیر و نگهداری آن‌ها هم به گردن یگان‌ها افتاد.    مجدداً در سال‌های اول جنگ، عجولانه تعدادی بولدوزر به‌نام بولدوزرهای لیپهر از صنایع اراک خریدند. ولی هم‌زمان مصادف شد با تغییر سیستم حرکتی در بولدوزرهای لیپهر، از گیربکس و دنده استفاده نمی‌شد و به‌صورت هیدرواستاتیک بودند، یعنی با فشار روغن کار می‌کردند. راننده‌های ما با کار کردن این وسایل کاملاً بیگانه بودند. این بولدوزرها به‌محض ورود به جبهه جنگ، ظرف 48 ساعت همه از کار افتادند و مطلقاً مورد استفاده قرار نگرفتند. در حال حاضر هم تعداد زیادی از آن‌ها در زیر خاکریزهای زمان جنگ وجود دارد. بعد از آن اموال مصادره شده چند شرکت وابسته به خانواده‌ی سلطنتی شاه از جمله تعدادی لودرهای فیاتالیست را به ما واگذار کردند که متأسفانه آن‌ها هم همه فرسوده بودند، در واقع ما تا سال 1362 هیچ ‌امکانات مهندسی‌رزمی نداشتیم.    در سال 1362 ما حدود 800 دستگاه‌ مهندسی کماتسو از شرکتی به‌نام مهامارات خریدیم.  بلافاصله راننده‌های ما به این وسایل مسلط شدند. در حقیقت قسمت اعظم وسایل مهندسی‌رزمی ارتش را در طول جنگ همین وسایل کماتسو تشکیل می‌دادند و در حال حاضر هم همین‌طور است.    در ابتدای جنگ، چندنمونه پل در اختیار داشتیم. یکی پل‌های ثابت ‌بِیلی بودند که در حال حاضر هم داریم، یکی هم پل‌های شناورآمریکایی به‌نام M4T6 بودکه به ‌علت این‌که روی قایق‌های لاستیکی سوار می‌شد، آمریکایی‌ها قایق‌‌های لاستیکی را به ما ندادند و این پل هم آخرین بار در عملیات بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) در منطقه شمره نصب شد و از آن به بعد، از رده‌ی ارتش خارج شد. تنها پل فعال ارتش پل PMP بود که از  روس‌ها  خریده بودیم. در سازمان هر لشکر زرهی ما یک گروهان پل PMP در نظر گرفته شده بود. در آن زمان، لشکر 92، لشکر 81 و لشکر 16 یک گروهان پل PMP داشتند. یک گردان پل هم در منطقه دغاغله (خوزستان) داشتیم که بعدها گروه دغاغله تشکیل شد. در حقیقت، 7 یا 8 تا پل هم در آن‌جا وجود داشت که در صورت نیاز از آن‌ها استفاده می‌شد.    طراده‌های GSP  را که قبلاً از روس‌ها خریده بودیم، در جلفا تحویل ما دادند ولی زمان تحویل یک شیطنتی کرده بودند که آن‌جا آب سیلندر موتورها را خالی نکرده بودند، بر این اساس تمام موتورهای آن‌ها ترکید! و ما این موتورها را آوردیم در کارخانجات نصر همه را دوختیم، خودشان هم که آمدند در منجیل آموزش بدهند، اولین آموزشی که دادند GSP غرق شد و دو نفر هم کشته شدند و از آن به بعد، این وسایل از حیّز انتفاع ساقط شدند و به گوشه‌ی پادگان‌ها رفتند. در مورد بخش تخریب، قبل از انقلاب در مرکز مهندسی بروجرد، 4 تا 5 نوع از مین‌ها را آموزش می‌دادیم که اکثراً هم آمریکایی بود. واقعاً ما وقتی وارد جبهه شدیم، اصلاً تصور نمی‌کردیم که ارتش عراق بتواند از این تنوع مین‌گذاری کمی و کیفی استفاده کند. زمانی که آموزش‌های مهندسی را در مرکز مهندسی بروجرد تعلیم می‌دیدیم، یاد داده بودند که هر میدان ‌مین منظم آمریکایی دارای سه نوار منظم و یک نوار نامنظم است و معمولاً عمق میدان‌ مین از 100 متر تجاوز نمی‌کند. برداشت ما همان بود. ولی عملاً وقتی به جبهه آمدیم با میادینی روبرو شدیم که حتی عمق آن‌ها به 3000 متر هم می‌رسید! با آن تنوع موانع و مین‌ها.   علاوه بر آن، ما در دنیا هنوز مین‌یابی نساخته‌ایم که بتواند مین پلاستیکی را نشان دهد. یکی از دلایلی که مین‌های عراقی هنوز در جبهه‌ها میلیون‌ها گمشده دارد و هنوز هم تلفات می‌گیرد، همین است که هیچ مین‌یابی قادر به نشان دادن این‌ها نیست، که در حال حاضر هزاران نفر از بچه‌های مهندسی ارتش هنوز در جبهه‌ها درگیر پاک‌سازی هستند. مهندسی ارتش دارای 52 تخصص است، یکی از این تخصص‌ها، تصفیه‌ی آب برای یگان‌های مهندسی بود، چون این دستگاه‌های مهندسی صرفاً برای گردان‌های مهندسی و تعداد نفرات خاص تعریف شده بودند، همین که در جبهه با این نیروی عظیم مردمی مواجه شدیم، دیدیم عملاً دستگاه‌ها توان لازم را ندارند، اگر در منطقه‌ی جنوب چاه‌های عمیق و رودخانه‌های جاری نبود، شاید ما با مشکل مواجه می‌شدیم. در جبهه‌ها ما حدود 20 تا 25 دستگاه تصفیه آب همیشه در لب‌رودخانه‌ها داشتیم که آب را از رودخانه می‌گرفتند و پس ازتصفیه‌ی فیزیکی و شیمیایی داخل تانکرها تحویل می‌دادیم. در حاشیه‌ی جاده‌ی ماهشهر- آبادان یک پست تصفیه‌ی آب داشتیم که آب  را از یکی از لوله‌های متعلق به شرکت نفت می‌گرفتیم، آن لوله در حقیقت از رودخانه‌ی بهمنشیر آب را می‌برد به ‌طرف ماهشهر، آن لوله را سوراخ و شیر بر رویش نصب کرده بودند و همان‌جا تصفیه می‌کردند.
   این وضعیت مهندسی در ابتدای جنگ بود که عرض کردم. اگر واقعیت امر را بخواهید در حقیقت، مهندسی در ارتش از سال 1362 (سال سوم جنگ) جان گرفت. چون آموزش ما در گذشته صرفاً متکی به مدارک آمریکایی بود، واقعاً وقتی به جبهه رفتیم، دیدیم عملاً این آموزش‌ها جواب‌گو نیستند. 

بیشتر بخوانید

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.