چهارشنبه 07 آذر 1397 14:16

چشیـدن طعم جبهه

مسعمود روشن پژوه

مسعود روشن‌پژوه مجری نام‌آشنای سه نسل است. برنامه‌های او برای خیلی‌ها خاطرات شیرینی را به دنبال دارد


 برگردیم اول کار! روشن‌پژوه چگونه سر از مجری‌گری درآورد؟

خب من سابق بر این در تئاتر فعالیت داشتم. یک روز در  پارک ساعی برای ک ار دیگری کنار تهیه‌کننده برنامه‌ای بودم. حدود سی چهل نفر هم آن‌جا بودند. تهیه‌کننده به من گفت حالا که تا این‌جا آمده‌ای، در تستی که برای اجرای برنامه می‌گرفتند شرکت کن. تا آن موقع من اجرا نکرده بودم ولی از میان ۴۰ نفر من انتخاب شدم و آبان سال ۱۳۶۹ من مجری مسابقه محله شدم. 

شما سال‌هاست در تلویزیون فعالیت دارید. بی تعارف چه انتقادی به برنامه‌های تلویزیونی دارید؟

برنامه‌سازی تلویزیونی دشواری‌های خودش را دارد. اما  درگذشته تلویزیون  زیاد بین محله‌ها و مردم می‌رفت و در واقع جنس برنامه‌سازی مردمی بود ولی الان بیشتر برنامه‌ها  استودیویی است.

برخورد مردم با شما چگونه است؟به هر حال شما دو دهه به قول امروزی‌ها سلبریتی بوده‌اید؟

چی چی؟! نه بابا! من همیشه برای بچه‌ها و مردم اجرا کرده‌ام و با بچه‌ها انرژی گرفته‌ام. من تلاش می‌کنم  بچه‌ها را همان‌طور که هستند نشان بدهم. همان سال 1369 دومین جمعه‌ای که برنامه را روی آنتن فرستادیم، همه تهران من را می‌شناختند! یک‌بار اتوبوسی جلوی من ترمز کرد و گفت: «من نوکرتم بیا بالا!»  گفتم من اصلاً مسیرم به شما نمی‌خورد. گفت: «می‌رسونمت بیا بالا خیلی باهات حال کردم» 

از بچه‌های قدیم که در برنامه شما حضور داشته‌اند الان کسی را می‌شناسی؟

آره. من با همه رفیقم. چند وقت پیش در هواپیما بودم، کاپیتان مرا به داخل کابین صدا زد، وقتی رفتم  به من گفت: من از شما گلایه دارم. زمانی که من دانش‌آموز بودم شما به مدرسه ما در تهرانپارس آمدید من شیرین‌کاری کردم که خیلی هم باحال بود؛ اما شما به من جایزه ندادی! حالا باید شما را با احترام از هواپیما پیاده کنم! 

کار با بچه‌ها باید خیلی سخت باشد؟

برای شما شاید! اما من با بچه‌ها انرژی می‌گیرم. بچه‌ها صداقت و صفای فوق‌العاده‌ای دارند. باید بچه‌ها را باور کرد. یادم نمی‌آید در این همه سال از بودن با بچه‌ها و ساخت برنامه برای آن‌ها خسته شده باشم. الان سطح هوش بچه‌ها بالاتر رفته اما هیجان‌ها و شادی‌هایشان مثل سابق است. البته سرگرمی آن‌ها دیگر داخل محله یا پای تلویزیون نیست. الان فضای مجازی به دنیای آن‌ها هجوم آورده است که باید مدیریت جدی بشود.

 با توجه به ارتباط مستمر شما با نوجوانان و جوانان تاثیر اردوهای طعم جبهه و حضور دانش‌آموزان در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را چگونه می‌بینید؟

من با قشر نوجوان و جوان زندگی کرده‌ام و به خوبی می‌بینم که با حضور در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس چه حس و حال خوبی پیدا می‌کنند، اشک می‌ریزند و تحت تاثیر قرار می‌گیرند. اما برای انتقال و تاثیر ارزش‌های اخلاقی دفاع مقدس در میان نسل امروز باید چنین اتفاقاتی مستمر باشد تا در هجوم فضای مجازی بتواند به موقع عمل کند و تاثیر خود را در زندگی روزمره نوجوانان و جوانان بگذارد و در زندگیشان جاری و ساری شود. چراکه ارزش‌های اخلاقی دوران دفاع مقدس نیاز امروز جامعه ماست. این ارزش‌های اخلاقی باید نسل به نسل منتقل شود و جوانان طعم جبهه را بچشند و این کار سخت‌تر از هشت سال دفاع مقدس است و انتقال از خود گذشتگی‌ها و ایثارها برای نسل‌هایی که جنگ را تجربه نکرده‌اند طاقت فرساست.

زبان هنر چه کمکی به بیان ارزش‌های دفاع مقدس برای نسل امروز می‌کند؟ 

همواره هنر والا جایگاه خاص خود را در بیان مسائل مختلف دارد و باید با نگاهی عمیق و هنرمندانه این ارزش‌های مقدس را منتقل کرد و هنر به دلیل حضور همه جانبه در نسل جوان و آشنایی آن‌ها با هنر می‌تواند ارتباط موثری با نسل امروز برقرار کند و درک زبان هنر برای جوانانی که از آن سال‌ها دور هستند قطعا موثرتر خواهد بود و هنرمندان امروز وظیفه سنگینی برای بیان ارزش‌های اخلاقی روزهای دفاع در قالبی هنرمندانه برای جوانان دارند. 
ایران در دفاع مقدس در قالب یک کشور در مقابل دشمن ایستادگی جانانه کرد و آن روزها همه بودند و هنر نیز امروز وظیفه دارد در قالب یک ملت واحد در کنار ذوق هنری این ارزش‌ها را منتقل کند و منحصر کردن هنر دفاع مقدس به یک نهاد و قشر خاص می‌تواند جامعه را از آن ارزشهای والا دور کند.

تجربه شما از جنگ تحمیلی چگونه بود؟ 

اولین تجربه من در جنگ به بمباران تهران توسط هواپیمای سوخو عراق بر می‌گردد و تا آن روز هر چه از جنگ می‌دیدم از تلویزیون بود و آن روز معنای واقعی جنگ و لزوم ارزشمندی دفاع را درک کردم.
در 17 سالگی به عنوان یک بسیجی به جبهه رفتم و در ستاد فوریت های جنگ جنوب وزارت سپاه فعالیت کردم و دوره‌ای از جوانیم را در آن دوران گذراندم که امروز به آن افتخار می‌کنم. آن روزها برایم لحظاتی بود سراسر زیبایی و امروز خوشحالم که با حضور در این برنامه در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌توانم قدمی هر چند کوچک برای بیان ارزش‌های والای دفاع مقدس به نسل جوان بردارم. نسلی که معتقدم اگر شرایط روزهای دفاع مقدس پیش آید همچنان پیشتاز خواهند بود و شاید اندکی هم پیش‌تر. 

 انشاء‌الله که همیشه امنیت در این کشور پایدار باشد. پای دفاع که پیش ییاید روشن‌پژوه کجاست؟

مخلصیم! با نوجوان های بسیجی پشت خاکریزها مسابقه محله برگزار می‌کنم با طعم جبهه!

بیشتر بخوانید

  • آیت الله شبستری در گفتگو با ماهنامه سرو: خط واقعی امام(ره) در حال حاضر خط رهبری است

    آیت الله شبستری در گفتگو با ماهنامه سرو: خط واقعی امام(ره) در حال حاضر خط رهبری است

    آی تالله محسن مجتهد شبستری سوم خرداد سال ۱۳۷۴ پس از مرحوم ملکوتی، به عنوان چهارمین امام جمعه تبریز منصوب شد و به مدت ۲۲ سال این سمت را عهد هدار بود. وی ه ما کنون عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و از اعضای شاخص این تشکل روحانی باسابقه شناخته م یشود؛ آی تالله شبستری از نخستین دوره آغاز به کار مجلس خبرگان رهبری به عضویت این نهاد مهم و تاثیرگذار در انقلاب درآمد و پس از پایان مسئولیت در استان آذربایجان شرقی با حکم مقام معظم رهبری به عنوان عضو جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب و درحال حاضر مسئولیت

  • گپی کوتاه با کارتونیستی که «عدالت» را «سیاه و سفید» می‌کشد؛ در انتظارِ اتفاقِ جدید

    گپی کوتاه با کارتونیستی که «عدالت» را «سیاه و سفید» می‌کشد؛ در انتظارِ اتفاقِ جدید

    «مازیار بیژنی»؛ اگرنه خودش و نامش، لااقل کارتون‌های عدالت‌خواهانه‌اش، با آن دو کودکی که همیشه به ماجرا زُل زده‌اند بسیار شناخته شده‌ است. او از جمله کسانی است که سال‌ها پیش نقبی به امروز زد و اشرافیت و شکل‌گیری جامعه‌ی طبقاتی را هشدار داد.

  • علیرضا جلالی / تهیه کننده ماهورا؛ آن شهدا ما را صدا کردند

    علیرضا جلالی / تهیه کننده ماهورا؛ آن شهدا ما را صدا کردند

    با همه ی عشق و وجودم من لازم می دانم که یاد بکنم از مرحوم حاج حمید آخوندی که یکی از هم رزم های من و بعد شریک من و بعد هم تهیه کننده ی این کار بودند. ایشان برای این کار خیلی زحمت کشیدند ولی عمرشان کفاف نداد که خودشان این فیلم را ببینند.

  • عکاس را نباید تربیت کرد!

    عکاس را نباید تربیت کرد!

    ساسان مویدی؛ عکاس را نباید تربیت کرد! بنده متولد 1338 هستم. 17 ساله بودم که شرایط حضور در تلویزیون آموزشی آن موقع - شبکه دو امروز - مهیا شد و کارم را به عنوان سورت و بسته بند شروع کردم. بعد یک ماه از من خواستند که عکاسی یک نشریه داخلی را انجام بدهم.

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.