پنجشنبه 08 آذر 1397 10:36

آسیب‌شناسی سینمای دفاع‌مقدس در گفتگو با جهانگیر‌الماسی

جهانگیر الماسی

بازیگر و کارگردان گله‌مند این روزها و هنرپیشه پرکار دهه های 60 و 70 شمسی نقش های ماندگار و قابل اعتنایی را در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است. جهانگیر الماسی در سال 1363

سینمای دفاع مقدس دست‌کم به لحاظ کیفی دچار فرودهایی در سال‌های اخیر است و تمام تولیدات این ژانر، به دو تا سه فیلم در سال محدود می‌شود. به نظر شما در مقام یک کارگردان و بازیگر که اتفاقا در این حوزه فعالیت‌هایی هم داشته‌اید دلایل این کم‌کاری و انفعال چه می‌تواند باشد؟
راستش من چندان قائل به این نیستم که ژانر را طبقه بندی کنیم. فیلم، فی نفسه فیلم است و این که در کدام ژانر و با چه موضوعی ساخته شده، در مرحله دوم اهمیت قرار می گیرد. ای کاش این فیلم ها را از دیگر آثار سینمایی منفک نکنند. حتی اسم دفاع مقدس را هم از روی آنها بردارند. آثار ساخته شده با محوریت 8 سال جنگ تحمیلی هم، فیلم هستند و باید مانند بقیه فیلم ها فرصت مساوی برای تبلیغات و نمایش داشته باشند.
از دیدی جامع تر، سینما را صرفا یک وسیله و ابزار می دانم که می توان حرف های زیادی و خوبی با آن زد و به مخاطب منتقل کرد. سینمای دفاع مقدس برآمده از پاره ای باورها، ارزش ها و اعتقادات است که روزگاری نه چندان دور در میان نسلی از جوانان و به طور کلی مردمان این سرزمین برقرار بود. جوانانی که به شکل توامان هم از مرزهای جغرافیایی ایران پاسداری می کردند و هم از دستاورد جدید و باارزشی به نام انقلاب اسلامی. این که سینمای دفاع مقدس هر سال به لحاظ تولید فیلم، راندمان پایین تری دارد به عوامل مختلفی باز می گردد که مثل حلقه های یک زنجیر، دست به دست هم می دهند تا ارزش های انقلاب هر چه بیشتر در هنر هفتم ما رنگ ببازد.
 
اگر موافق باشید کمی جزیی تر و مصداقی تر درباره این عوامل صحبت کنیم. آیا در میان مسئولان فرهنگی و دست اندرکاران سینمایی کشور اراده ای وجود دارد برای به حاشیه رانده شدن سینمای دفاع مقدس و انزوای کسانی که مایلند در این عرصه حضور جدی و موثر داشته باشند؟
به هر حال مخالفت ها و سنگ اندازی هایی وجود دارد. به نظر می رسد جریانی وجود دارد که مایل نیست یاد و خاطره کسانی که در اوج مظلومیت و با دست خالی از کشور و انقلاب دفاع کردند و اجازه ندادند حتی یک وجب از خاک ایران به یغما برود، برای مردم و به خصوص نسل سوم و چهارم انقلاب که دفاع مقدس را از نزدیک و به شکل ملموس درک نکرده اند زنده و برجسته شود یا اگر هم مطرح می شود به شکل خیلی سطحی و سخیف باشد. مثلا رزمندگان ما را عده ای جوان گریزان از تحصیل و دانش به تصویر بکشند که فاقد ادراک و بینش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده اند. در حالی که در واقعیت اصلا اینگونه نبوده است. بسیاری از کسانی که در جنگ 8 ساله ایران و عراق حضور داشتند، حالا چه ارتشی، چه سپاهی و چه بسیجی، از تحصیلات عالیه برخوردار بودند و اهل علم و علاقمند به مقوله فرهنگ. اصولا اگر غیر از این می بود که نمی توانستند نزدیک به یک دهه در برابر دشمنی که سرتا پا مسلح بود و حمایت مالی و تسلیحاتی بسیاری از کشورها را با خود داشت تاب بیاورند و مقاومت کنند. جنگ ایران و عراق شوخی نبود، صدام حسین هم به همچنین. ارتش عراق به لحاظ توانمندی های نظامی، سرآمد منطقه بود. جنگیدن با چنین ارتشی، بدون برنامه ریزی، استراتژی و البته شجاعت و از خودگذشتگی امکان نداشت. اما جریان فکری ای که از آن نام بردم نمی خواهد این مسایل بولد شود.

اما آقای الماسی بسیاری از مسئولان و سیاستگذاران دیروز و امروز فرهنگی کشور چندان هم با این ارزش ها ناآشنا نبوده و نیستند و حتی برخی از آنها سابقه حضور در جبهه را دارند.
همه چیز که لزوما به داخل باز نمی گردد. اگر بپذیریم که نظام جمهوری اسلامی مخالفانی در سطح بین المللی دارد، پس این مخالفان به طور قطع کارگزاران و عمالی در کشور دارند که منویات آنها را پیاده کنند.

بیایید کمی مصداق‌تر بحث را به پیش ببریم. دغدغه فروش فیلم و بازگشت سرمایه چقدر در کم رونق شدن سینمای دفاع مقدس تاثیرگذار بوده است البته با پذیرش این فرض که به طور طبیعی باید حمایت هایی از آثار این چنینی صورت بگیرد؟
اتفاقا همین اواخر آثاری در این حوزه را داشتیم که فروش خوبی هم داشتند. مثل فیلم های آخر آقای حاتمی کیا و قبل از آن فیلم خانم آبیار «شیار143». نباید تا این حد روی بحث فروش یک فیلم مانور بدهیم. چه عواملی پس از ساخته شدن یک فیلم در فروش آن موثر است؟ نقدهای منصفانه، بحث های مفید، ارزش گذاری های کارشناسی و ... همه این موارد دست به دست هم می دهند تا مخاطب به دیدن فیلم ترغیب شود. خب این اتفاق در کشور ما رخ نمی دهد و در نتیجه فیلم نمی فروشد. با اکران یک فیلم ارزشی، آنقدر حواشی و جنجال حول آن شکل می گیرد که اصل اثر و شاخصه های مثبت آن مغفول می ماند. مخاطب هم که از این حاشیه ها و جار و جنجال ها گریزان است اصلا قید دیدن فیلم را می زند. برای مثال، مطبوعات ما چقدر مخاطبان را برای دیدن یک فیلم دفاع مقدس ترغیب و تشویق می کنند؟ سینمای هالیوود یا بالیوود را ببینید. فیلمی که ابتدا فروش بالایی برایش پیش بینی نمی شود با پرداخت منصفانه و کارشناسانه رسانه های عمومی و جوسازی های مناسب و تحریک مثبت هیجانات عمومی، در گیشه به موفقیت دست می یابد.

در سال های اخیر مقاومت هایی را از هم سوی سینماداران برای اکران فیلم های دفاع مقدسی شاهد بوده ایم، به هر حال آنها هم نگرانی هایی دارند از بابت این که فیلم نفروشد و متضرر شوند.
 باور کنید که سینماداران هم خیلی در این موضوع نقش ندارند. همه چیز برمی گردد به یک فرهنگ مطرح در میان برخی از دست اندرکاران فرهنگی کشور. نمی خواهم منکر نقش و تاثیر مساله اقتصاد در سینما شوم. اتفاقا سینما یک صنعت هم هست و اقتصاد با آن عجین و همراه. نباید از سینمای دفاع مقدس توقع داشت که مخاطب با دیدن یک فیلم در این حوزه، متحول شود و به تعالی برسد، بلکه تحول و تایید آن چه مدنظر فیلمساز است از طریق حضور در جمع و همفکری و مباحثه گروهی حاصل می شود. برخی از این آقایان گمان می کنند که مخاطبان سینما حوصله تفکر ندارند و همه چیز باید حول محور قصه باشد. به تعبیر بهتر، سینمای ایران فقط باید برای تماشاچی قصه بگوید و صرفا به موازات احساسات و نیازهای روز جامعه حرکت کند. همین نگرش‌های سطحی به سینمای دفاع مقدس ضربه زده است. خاطرم می آید در سال های میانی دهه60 جریانی در کشور تلاش می کرد که با مانور بر روی مساله فروش و گیشه، سینمای هند را به عنوان الگویی مناسب برای سینمای ایران تعریف کند و جا بیندازد. این جریان حالا شاید به شکل دیگری هنوز هم فعالیت دارد. به مقوله قهرمان پروری در فیلم های ایرانی توجه کنید که به نوعی دنباله روی سینمای دهه 60 آمریکا شده است، در حالی که خود هالیوود دیگر دنبال قهرمان پروری نیست و حتی بعضی فیلم هایش ضدقهرمان هستند. چرا فیلم های ما لزوما باید قهرمان داشته باشند؟ آن هم ما که با انقلاب اسلامی ثابت کردیم تک تک افراد جامعه می توانند در نقش یک قهرمان ظاهر شوند. همین شروط و چهارچوب های بعضا غیرمنطقی و نپذیرفتنی است که باعث می شود فیلمسازان دغدغه مند از حوزه دفاع مقدس دور شوند و عطای فعالیت در این عرصه را به لقایش ببخشند. مگر فیلم خود من نبود که حتی اجازه ندادند در جشنواره فیلم دفاع مقدس اکران شود.

فیلم «رنج و سرمستی» را می‌فرمایید؟
بله، چرا؟ چون فیلمم قهرمان نداشت و از کلیشه های مرسوم دور بود. نخواسته بودم فقط قصه عاشقانه تعریف کنم. تلاش کرده بودم حرف های متفاوت بزنم. قهرمانان فیلمم بچه های جوان سپاهی بودند که توانایی های خاص و منحصر به فردی در صنایع مختلف و از جمله صنعت ساخت موشک داشتند. من در «رنج و سرمستی» به زندگی خانوادگی این جوانان کاری نداشتم بلکه بر شعور، دانش و خلاقیت آنها تمرکز کرده بودم. نتیجه آن شد که حتی اجازه ندادند فیلم در جشنواره دفاع مقدس شرکت کند. به شدت اعتقاد دارم که اگر سینمای ایران در دنیا شناخته شده است و ارج و قربی دارد بخاطر اعتقادی بودن آن است. اعتقاد هم که از تفکر می آید، نه از هیجان و احساس. بیش از یک دهه است که بر سر تفاوت سینمای عاقل و اندیشمند یا سینمای احساسی و هیجان زده با خیلی ها چالش دارم. اتفاقا عوامل «رنج و سرمستی» همه هم حرفه ای و کاربلد بودند؛ برای مثال فیلم را کیانوش عیاری تدوین کرده و مدیر فیلمبرداری اش داریوش عیاری بود. فیلمنامه «رنج و سرمستی» چندین بار بازنویسی شد. ادوات و تجهیزات در اختیارم نبود. با کلی واسطه توانستم دو کامیون برای فیلمم بگیرم. با این حال و با تمام مشقات فیلمم را ساختم و پایش هم ایستادم. حتی حاضر نشدم یک پلان از آن را دربیاورم.

همان زمان اعتراض نکردید؟
اعتراض کنی که صد انگ به تو می چسبانند. مشکل در اختلاف دیدگاه است. به اعتقاد من در تولید آثار سینمایی و تلویزیونی به خصوص در حوزه دفاع مقدس هدف باید در اولویت باشد. سینما فقط یک ابزار است که باید در اختیار علوم انسانی و اجتماعی قرار گیرد تا منتج به نتایج قابل اعتنا شود. با تفکر و نشانه شناسی می توان مخاطب را به سالن سینماها بازگرداند؛ آن هم مخاطبی که اهل تفکر است و نگاه صرفا سرگرمی به مقوله سینما ندارد.   

آقای الماسی، یک مساله دیگر هم وجود دارد؛ بخشی از عدم اقبال عمومی به آثار دفاع مقدس به سطحی نگری ها و ساده انگاری هایی آثار قبلی باز می گردد. فیلم ها و سریال هایی در چهار دهه گذشته ساخته شده که برخی از آن ها نگاهی بسیار سطحی و حتی نازل به دفاع مقدس داشته‌اند.
این همان بحثی است که من در پاسخ سوال قبلی شما به آن اشاره کردم. تعمق و تفکر است که به یک اثر نمایشی بها و اصالت می دهد. متاسفانه در گذشته برخوردی سهل انگارانه با مسائل داشته اند و همین، مخاطب را دلزده و خسته کرده است.
با نهایت تاسف باید بگویم که تا به امروز هیچ مطالعه و تحقیق جامعه شناختی درباره مخاطبان واقعی سینمای ایران صورت نگرفته است. اتفاقا معتقدم در آثار دفاع مقدس به جای قهرمان پروری باید الگوسازی کرد. نگاه سطحی به دفاع مقدس، مخاطب را از ذوق می اندازد. کارگردان باید با فیلمش شعور و بینش مخاطب را به کار بیندازند و ارتقا دهد. نباید به بهانه و برای فروش بیشتر، در سطحی ترین لایه ها سیر کنیم. قرار است از نسل والایی صحبت کنیم که از جان و مال خویش گذشتند تا تاریخ از ما به نیکی یاد کند.

راهکار پیشنهادی شما برای فراهم آوردن بسترهای لازم جهت ورود کارگردانان جوان، تازه نفس و خلاق به مقوله ساخت آثار دفاع مقدس چیست؟ مخاطب علاقمند به این حوزه تا کی باید چندین سال به انتظار بنشیند تا مثلا ابراهیم حاتمی‌کیا، احمدرضا درویش یا نرگس آبیار اثری با محوریت دفاع مقدس بسازند؟ 
باید از آدم ها و نام ها عبور کنیم. اگر قرار است درباره کسانی کار بسازیم که جان و مال خویش را در طبق اخلاص گذاشتند، پس باید لااقل کمی شبیه آنها شویم. فیلمساز باید از نام و عنوان خودش بگذرد. باید برای موضوع، اصالت قائل شد. کارگردان باید به مضمون اثر خود متمرکز شود تا احساسات سطحی. مداقه ای در زندگی شهیدان بزرگواری چون همت، باکری و متوسلیان نشان می دهد که چقدر سینمایی هستند. نمونه اش همین فیلم «ایستاده در غبار» محمدحسین مهدویان. باید سینمای دفاع مقدس از زیر سایه نام ها بیرون بیاید و راه را برای جوانان تازه نفس و دغدغه مند گشود. باید یک حرکت جمعی از سوی کارگردانان، مسئولان، منتقدان و رسانه ها شکل بگیرد و آغاز شود تا سینمای دفاع مقدس از رخوت امروزی رهایی یابد.
 

بیشتر بخوانید

  • آیت الله شبستری در گفتگو با ماهنامه سرو: خط واقعی امام(ره) در حال حاضر خط رهبری است

    آیت الله شبستری در گفتگو با ماهنامه سرو: خط واقعی امام(ره) در حال حاضر خط رهبری است

    آی تالله محسن مجتهد شبستری سوم خرداد سال ۱۳۷۴ پس از مرحوم ملکوتی، به عنوان چهارمین امام جمعه تبریز منصوب شد و به مدت ۲۲ سال این سمت را عهد هدار بود. وی ه ما کنون عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و از اعضای شاخص این تشکل روحانی باسابقه شناخته م یشود؛ آی تالله شبستری از نخستین دوره آغاز به کار مجلس خبرگان رهبری به عضویت این نهاد مهم و تاثیرگذار در انقلاب درآمد و پس از پایان مسئولیت در استان آذربایجان شرقی با حکم مقام معظم رهبری به عنوان عضو جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب و درحال حاضر مسئولیت

  • گپی کوتاه با کارتونیستی که «عدالت» را «سیاه و سفید» می‌کشد؛ در انتظارِ اتفاقِ جدید

    گپی کوتاه با کارتونیستی که «عدالت» را «سیاه و سفید» می‌کشد؛ در انتظارِ اتفاقِ جدید

    «مازیار بیژنی»؛ اگرنه خودش و نامش، لااقل کارتون‌های عدالت‌خواهانه‌اش، با آن دو کودکی که همیشه به ماجرا زُل زده‌اند بسیار شناخته شده‌ است. او از جمله کسانی است که سال‌ها پیش نقبی به امروز زد و اشرافیت و شکل‌گیری جامعه‌ی طبقاتی را هشدار داد.

  • علیرضا جلالی / تهیه کننده ماهورا؛ آن شهدا ما را صدا کردند

    علیرضا جلالی / تهیه کننده ماهورا؛ آن شهدا ما را صدا کردند

    با همه ی عشق و وجودم من لازم می دانم که یاد بکنم از مرحوم حاج حمید آخوندی که یکی از هم رزم های من و بعد شریک من و بعد هم تهیه کننده ی این کار بودند. ایشان برای این کار خیلی زحمت کشیدند ولی عمرشان کفاف نداد که خودشان این فیلم را ببینند.

  • عکاس را نباید تربیت کرد!

    عکاس را نباید تربیت کرد!

    ساسان مویدی؛ عکاس را نباید تربیت کرد! بنده متولد 1338 هستم. 17 ساله بودم که شرایط حضور در تلویزیون آموزشی آن موقع - شبکه دو امروز - مهیا شد و کارم را به عنوان سورت و بسته بند شروع کردم. بعد یک ماه از من خواستند که عکاسی یک نشریه داخلی را انجام بدهم.

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.