شنبه 14 اردیبهشت 1398 11:40

علیرضا جلالی / تهیه کننده ماهورا؛ آن شهدا ما را صدا کردند

ع ج

با همه ی عشق و وجودم من لازم می دانم که یاد بکنم از مرحوم حاج حمید آخوندی که یکی از هم رزم های من و بعد شریک من و بعد هم تهیه کننده ی این کار بودند. ایشان برای این کار خیلی زحمت کشیدند ولی عمرشان کفاف نداد که خودشان این فیلم را ببینند.

با همه ی عشق و وجودم من لازم می دانم که یاد بکنم از مرحوم حاج حمید آخوندی که یکی از هم رزم های من و بعد شریک من و بعد هم تهیه کننده ی این کار بودند. ایشان برای این کار خیلی زحمت کشیدند ولی عمرشان کفاف نداد که خودشان این فیلم را ببینند. خداوند ایشان را رحمت کند. با تمام وجودمان این کار را کردیم چون احساس می کردیم که جای چنین چیزی خالی است. اگر که به من نگویند که شعار و شوآف می دهید، از روز اول آقای زرگرنژاد شاهد است که می گفتم آن 27 نفر ما را صدا زده اند که بیاید ما را نشان بدهید. وقتی به خیلی از آقایان می گوییم یک چنین اتفاقی در هویزه افتاده است، باورشان نمی شود و می گویند کجای هویزه؟ مگر چنین چیزی داریم؟ تا این که اَسناد و مدارک را به آن ها می دهیم و مقبره های شان را نشان می دهیم، تازه کم کم متوجه می شوند که چه اتفاقی افتاده. ما اول این که به گیشه فکر نکردیم، فکر نکردیم که حتما باید این فیلم ]بفروش باشد[ اما گِله ی من، به نظر شما از فیلم های دفاع مقدس چه کسی باید حمایت کند؟ حوزه هنری مگر برای ساخت فیلم های دفاع مقدس درست نشده؟! مگر جزءِ اساسنامه اش نیست؟ مگر که مسئولین آن در تلویزیون صحبت و مصاحبه نمی کنند و حرف نمی زنند که آقا ما به فرض فیلم فلانی را نشان نمی دهیم اما انگیزه مان برای فیلم های دفاع مقدس است. چرا حمایت نکردند؟ چرا زمانی که من مراجعه کردم به آقای خاموشی رییس سازمان تبلیغات اسامی و خدمت ایشان رسیدم و گفتم آقا ما این فیلم را می خواهیم به حوزه هنری بدهیم ولی مسئولین آن به ما وقت نمی دهند که این فیلم را برای پخش به آن ها بدهیم، می گویند گیشه ندارد. جلوی ما به مسئول حوزه ]هنری[ زنگ زد و در نهایت پخش ما را قبول نکردند. خب شما مگر فیلم ما را پخش کردید؟ چندتا سینما به ما دادید؟ شش سینما به ما داده اند و در کل ایران 29 سینما به ما دادند. شما تصور بفرمایید در اهواز، ساعت نُه ونیم صبح به ما سانس سینما دادند. شما تا حالا در عمرتان ساعت نُه ونیم صبح سینما رفته اید، آن هم در اهواز؟ یک عدد بیلبورد شماعزیزان در سطح تهران نمی بینید! مظلوم واقع شدیم و در واقع یک جوری خواستند این فیلم دیده نشود. چه در جشنواره که آقایان داور کم لطفی کردند، از موسیقی و بازی ها گرفته، یک به یک، تک تک این آقایان روز قیامت باید جواب بدهند! تمام داورها، تحت تأثیر بعضی از آدم ها قرار گرفتند و فیلم ما را به این شکل قربانی کردند! من هنوز افتخار می کنم که چنین فیلمی ساخته ام و باز هم از این فیلم ها خواهم ساخت، اگر جان در بدن داشته باشم. دِین دارم نسبت به شهدای کشورم، دِین دارم به مردم خوزستان که همه ی زندگی شان را دادند. مخصوصا عرب های ایرانی ما که همه کس خود را دادند که خلبان را ندهند! این ها ارزشند، این ها غیرت دارند، این ها شرف دارند! افتخار می کنم که با همه ی وجود برای آن ها و برای کشورم فیلم ساخته ام و دِینم را ادا کرده ام. ما در بدترین شرایط آب و هوایی خوزستان داشتیم فیلم می ساختیم. آن لحظه هایی که شما در تلویزیون می دیدید، می شنیدید که در گرد و غبار، چشم، چشم را واقعا نمی دید و ما در آن شرایط کار کردیم. 16 - 15 روز کارمان  تعطیل شد. به عنوان یک بخش خصوصی توان ادامه ی کار بیشتر از این را در خوزستان نداشتیم. امکانات در اختیار ما قرار ندادند. هلی کوپتری که شما اینجا می بینید هم به جای ایرانی جا زده ایم و هم به جای عراقی. جیپی که در اختیار ما گذاشتند، یک عدد بود ولی شما در فیلم چندتا جیپ می بینید. حتی در خوزستان، اوایل آمدند گفتند شما دارید بر ضد عرب ها فیلم می سازید و عین آمریکا، ما را تحریم کردند و بعد رفتیم به صورت زیرمیزی این لوازم سنّتی ها را جمع کردیم تا این که در آخر فهمیدند که ما در راستای عرب های ایرانی و در رابطه با غیرت، شرف ، گذشت ، ایستادگی و مردانی شان داریم فیلم می سازیم! در اکثر فیلم های جنگی شما خوزستان را درب و داغان می دیدید ولی ما خوزستان را سرسبز نشان دادیم. در این فیلم داریم می گوییم که آقا ما داشتیم زندگی مان را می کردیم و این اتفاق برای ما حادث شد. حالا که حادث شد، نکته ی مهمش این جاست که کسی به این طایفه و این قوم و به این افراد نگفت که بایستید و بجنگید، خودشان ایستادند و جنگیدند. خودشان تصمیم گرفتند که این خلبان را نجات بدهند. خودشان تصمیم گرفتند که پای انقلاب و کشورشان بایستند. این ارزشمند است. روزی که سکانس آخر را می خواستند بگیرند، بهمن گفتن ما یک ماشین آتش نشانی می خواهیم تا باران بدهیم و به شکلی باشد که در سی جی، هوا تاریک شود. من انقدر عصبی بودم که گفتم هیچ کدام از این ها را دیگر نمی توانم بدهم، با هر شرایطی هست باید فردا بگیریم، جمع کنیم. شاید باورتان نشود، کارگردان قبول کرد و همه ی ایناتفاقاتی که شما  در فیلم دارید می بینید واقعی باشد. طوفان بلند شد، باران خودش آمد و هوا سیاه و تاریک شد. اعتقاد قلبی من این است که آن شهدا ما را صدا کردند و در واقع به ما کمک کردند که این اتفاق بیفتد و باید هم می افتاد. سابقه ی من که معلوم است، با خدابیامرز رسول ملاقلی پور سفر به چذابه را ساخته ام. روز سوم را با محمدحسین لطیفی ساخته ام. تمام این کارهایی که کردیم در راستای کشورم بوده اما تازه می فهمم که آقای ابراهیم حاتمی کیا که می گفت من سرباز نظام هستم و...، ببینید چه بلایی به سرش آوردند! ولی من به شما قول می دهم که این فیلم یکی از آن فیلم هایی خواهد بود که در آینده بیشتر دیده خواهد شد.

بیشتر بخوانید

  • آیت الله شبستری در گفتگو با ماهنامه سرو: خط واقعی امام(ره) در حال حاضر خط رهبری است

    آیت الله شبستری در گفتگو با ماهنامه سرو: خط واقعی امام(ره) در حال حاضر خط رهبری است

    آی تالله محسن مجتهد شبستری سوم خرداد سال ۱۳۷۴ پس از مرحوم ملکوتی، به عنوان چهارمین امام جمعه تبریز منصوب شد و به مدت ۲۲ سال این سمت را عهد هدار بود. وی ه ما کنون عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و از اعضای شاخص این تشکل روحانی باسابقه شناخته م یشود؛ آی تالله شبستری از نخستین دوره آغاز به کار مجلس خبرگان رهبری به عضویت این نهاد مهم و تاثیرگذار در انقلاب درآمد و پس از پایان مسئولیت در استان آذربایجان شرقی با حکم مقام معظم رهبری به عنوان عضو جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب و درحال حاضر مسئولیت

  • گپی کوتاه با کارتونیستی که «عدالت» را «سیاه و سفید» می‌کشد؛ در انتظارِ اتفاقِ جدید

    گپی کوتاه با کارتونیستی که «عدالت» را «سیاه و سفید» می‌کشد؛ در انتظارِ اتفاقِ جدید

    «مازیار بیژنی»؛ اگرنه خودش و نامش، لااقل کارتون‌های عدالت‌خواهانه‌اش، با آن دو کودکی که همیشه به ماجرا زُل زده‌اند بسیار شناخته شده‌ است. او از جمله کسانی است که سال‌ها پیش نقبی به امروز زد و اشرافیت و شکل‌گیری جامعه‌ی طبقاتی را هشدار داد.

  • عکاس را نباید تربیت کرد!

    عکاس را نباید تربیت کرد!

    ساسان مویدی؛ عکاس را نباید تربیت کرد! بنده متولد 1338 هستم. 17 ساله بودم که شرایط حضور در تلویزیون آموزشی آن موقع - شبکه دو امروز - مهیا شد و کارم را به عنوان سورت و بسته بند شروع کردم. بعد یک ماه از من خواستند که عکاسی یک نشریه داخلی را انجام بدهم.

  • زمینه و زمانه ی شکل گیری «کاپیتولاسیون» و نقش امام(ره) در گفتگوی «سرو » با عباس سلیمی نمین

    زمینه و زمانه ی شکل گیری «کاپیتولاسیون» و نقش امام(ره) در گفتگوی «سرو » با عباس سلیمی نمین

    «عباس سلیمی نمین » از جمله پژوهشگران نام آشنای تاریخ معاصر و مدیر «دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران » است، او از جمله روزنامه نگارانی است که در تحلیل وقایع سیاسی امروز با نگاهی به تاریخ معاصر ایران مبرز است. به بهانه همزمانی با سالروز تصویب لایحه ی استعماری کاپیتولاسیون در حکومت پهلوی دوم و افشاگری و اعتراض امام)ره( با او به گفتگو نشسته ایم.

نظرات بینندگان

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، موارد مغایر با آموزه‌های دین مبین اسلام باشد منتشر نخواهد شد.

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.